به گزارش آفتاب نیوز، 
سنگ راه دستیابی به توافق، سوال در رابطه با بکارگیری و یا عدم بکارگیری بند هفت آیین نامه سازمان ملل متحد بود که نه تنها امکان اعمال تحریم، بلکه توسل به زور و استفاده از نیروهای نظامی را نیز در نظر دارد. با این طرح آمریکا و سه کشور اروپایی مذاکره کننده (انگلیس، فرانسه، آلمان) موافق بودند و روسیه و چین نیز مخالف آن بودند.
در حال حاضر کارشناسان 15 کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد مشغول بررسی مسائل فنی پیشنویس قطعنامه هستند. رای گیری درباره آن روز سه شنبه 19 اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.
حتی اگر روسیه و چین موفق به تدوین طرحی شوند که در آن راه حل نظامی را منتفی سازند، به احتمال زیاد این آخرین شانس ایران برای احتراز از طرد بین المللی خواهد بود. ضمن اینکه امروز این آخرین شانس را فقط روسیه می تواند تامین کند. البته اگر در این جا نگوییم همه چیز، اما بسیاری موارد به ایران بستگی دارد.
برای تهران بهتر این بود که با پیشنهاد روسیه مبنی بر ایجاد موسسه مشترک غنی سازی اورانیوم برای نیروگاه اتمی بوشهر موافقت کند. بالاخص که در حال حاضر با توجه اینکه پیشنهاد روسیه برای ایجاد مراکز بین المللی ارائه خدمات سوخت هسته ای از سوی قدرت های هسته ای جهان مورد حمایت بیشتر و بیشتری قرار می گیرد، اهمیت چنین موسسه ای نیز افزایش می یابد. در آن صورت موسسه مشترک ایران و روسیه، می توانست بعنوان مدل "هدایت کننده" طرح بین المللی و چند جانبه کار در زمینه سوخت هسته ای باشد.
همچنین تهران می توانست با از سر گیری تعلیق در کارهای مرتبط با غنی سازی اورانیوم نیز موافقت کند. چرا که دلیل خوبی نیز برای این کار وجود دارد: ایران چند روز پیش اعلام کرد که اورانیوم را تا 4.8% غنی کرده است و قصد ندارد بیش از 5% آن را غنی سازد. همچنین مواضع دیگری نیز وجود دارند که در آنها تهران می توانست با دیپلماسی متنوع بدرخشد.
البته نمی توان مخالف این نظریه بود که واشنگتن، تهران را به اجرای سیاست فعلی خود می راند. چرا که همین "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه آمریکا بود که در روند دیدار اخیر خود در اروپا، سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان را متقاعد نمود که در مذاکرات با تهران پیرامون مشکل هسته ای، بجای مطالبه "تعلیق موقت" در غنی سازی اورانیوم، "توقف دائم" را طلب کنند که همین نیز منجر به ایجاد اوضاع بن بست گونه و مجادله شد.
این طور که معلوم می شود، واشنگتن کلاً قصد ندارد از سیاست فعلی خود نسبت به تهران امتناع کند، چرا که ایران را بخشی از "محور شرارت" می بیند.
از سوی دیگر، با این نظریه کارشناسان غربی نیز نمی توان مخالفت کرد که "تهران سیاستی محکم و پیاپی را پیشه کرده است که خطوط قرمز را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد که به نظر می رسد راه را به پایان دیپلماسی ختم می کند".
حقیقتاً از بسیاری لحاظ نیز سیاست تهران همین گونه است. در کنفرانس "امنیت جهانی و گروه هشت" که چندی پیش در مسکو برگزار شد، "علی اصغر سلطانیه" سفیر دائم ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام داشت که بر روی پیشنهاد مسکو در رابطه با ایجاد موسسه مشترک کار می شود و تنها بررسی برخی نکات فنی و مالی آن باقی مانده است. اما دقیقاً روز بعد از آن، رئیس جمهور ایران عملاً با اظهار این مطلب که پیشنهاد مسکو بیش از این برای ایران مبرم نمی باشد، سخنان سلطانیه را فسخ کرد.
و این تنها یک مورد نیست؛ در نشست سازمان همکاری های اقتصادی در باکو "محمود احمدی نژاد" اعلام داشت که ایران به فعالیت خود در زمینه هسته ای "بر اساس حقوق و قوانین بین المللی و نیز تحت کنترل آژانس بین المللی انرژی اتمی، تا زمانی که موفق به تولید سوخت هسته ای در مقیاس صنعتی برای نیروگاه های اتمی خود شود، ادامه می دهد".
و این دقیقاً همان چیزی است که جامعه جهانی ایران را از انجام آن بر حذر می دارد. با وجود چنین اعلامیه های سازش ناپذیری، برای روسیه سخت خواهد بود که ایران را نه اینکه از تحریم، بلکه در کل از بند هفت آیین نامه سازمان ملل متحد نجات دهد