لزوم تغییر سیاست آمریکا در مورد ایران
به گزارش آفتاب نیوز، 
در ادامه مقاله آمده است، در پنج سال گذشته، دولت بوش سیاست ناکامی را در قبال ایران در پیش گرفته که منجر به بن بست خطرناک فعلی شده است. اکنون آمریکا باید در استراتژی هایی که در پیش گرفته بازنگری اساسی کند.
اکنون جامعه جهانی علاوه بر کاهش تنش های فعلی در مورد مساله هسته ای ایران باید به فکر وضعیت کلی امنیتی منطقه خاورمیانه از جلسه وضعیت عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس باشد. با توجه به تداوم آشوبها در عراق و فلسطین، دولت آمریکا باید از هر وسیله ممکن برای اجتناب از ایجاد وضعیت بحرانی دیگری در مورد ایران استفاده کند.
زیرا اگر این اتفاق بیفتد علاوه بر ایران، سایر کشورهای منطقه را هم درگیر خواهد کرد. ابزارهایی که نتیجه عکس می دهد
این دیدگاه دولت بوش که ابزارهای قهرآمیز در مورد ایران موثر است، کاملا بی اساس بوده و نتیجه عکس داده است. در واقع تهران در بازی دیپلماتیک با واشنگتن پیروز میدان بوده است و موفق شده با پافشاری بر خواسته هایش امتیاز بگیرد.
اگر چه آمریکا همیشه ادعای سرسخت بودن داشته ولی در عمل ایران در این کار موفق تر عمل کرده است. دولت ایران موفق شده دستیابی به قدرت هسته ای را به عنوان نمادی برای غرور ملی مطرح کند.
بازنگری در سیاست ها دلایل زیادی وجود دارد که در شرایط فعلی بهترین گزینه برای حل بن بست هسته ای ایران گفتگوی مستقیم ایران و آمریکا است و در جریان این گفتگوها آمریکا باید تلاش کند تا بیشترین تاثیر گذاری را در نتیجه حاصله داشته باشد.
نخست اینکه، با توجه به سیاستهای آمریکا برای تغییر رژیم در ایران، دولت این کشور آمریکا را به عدم صداقت متهم کرده و به طور کلی نسبت به مقامات آمریکا بدبین است.
با نپذیرفتن مذاکره مستقیم، آمریکا عملا این سوءظن را تایید کرده و بهانه ای به دست دولت ایران می دهد که اعلام کنند برای حفظ امنیت خود در برابر آمریکا می خواهند به فناوری اتمی دسترسی داشته باشند.
دومین دلیل این که اگر آمریکا وارد مذاکره مستقیم با ایران شود، کشورهای روسیه و چین که در چارچوب مذاکرات فعلی با اقدامات آمریکا در مورد ایران مخالفت می کنند، قانع می شوند که آمریکا صادقانه سعی دارد تمام گزینه های ممکن برای حل مساله از طریق دیپلماتیک را امتحان کند.
به همین دلیل این استراتژی آمریکا نتیجه مثبتی بر روند دستیابی به توافق برای راه حل مشترک در قبال پرونده هسته ای ایران خواهد داشت و در صورتی که با وجود مذاکره آمریکا و ایران همچنان پیشرفتی حاصل نشود، روسیه و چین نیز ایران را مقصر خواهند دانست.
سومین دلیل برای مذاکره مستقیم آمریکا با ایران این است که تنها در این صورت است که آمریکا از خواسته های واقعی و نهایی ایران آگاه می شود و شفافیت واقعی حاصل می شود. همان طور که در مذاکره با کره شمالی هم تنها پس از آغاز گفتگوها بود که فضایی از شفافیت و اعتماد نسبی بین طرفهای درگیر ایجاد شد.
دلیل چهارم اینکه مذاکره مستقیم، دینامیسم و پویایی خاص خود را دارد و می تواند راه را برای توافق های گسترده تر برای امنیت منطقه باز کند. زیرا با توجه به موقعیت استراتژیک ایران در خاورمیانه و منابع فراوان نفت و گاز، این کشور همیشه نقش مهمی در منطقه به ویژه از لحاظ امنیتی داشته است.
آخرین دلیل این که تنها در صورت حضور آمریکا در مذاکرات است که می توان به دستیابی به توافقی نهایی در مورد مساله هسته ای ایران امیدوار بود.
زیرا با توجه به قدرت تاثیرگذاری آمریکا، هر پیشنهاد اقتصادی یا امنیتی زمانی واقعا اهمیت می یابد که آمریکا نیز در فرایند تصمیم گیری آن سهیم باشد.
با توجه به تمام این دلایل و بسیاری موارد دیگر است که پیشنهاد مذاکره مستقیم ایران و آمریکا روز به روز به شکلی جدی تر و گسترده تر از سوی منابع مختلف مطرح می شود و اکنون نوبت دولت آمریکاست که با اتخاذ تصمیمی منطقی در این زمینه نقش موثری در برون رفت از تنگنای فعلی ایفا کند.