پایگاه خبری آفتاب
۲۵ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 15 June 2026
کد خبر:۴۶۵۹۰
۱۹:۳۳
۱۳۸۵/۰۲/۳۰

آیا مذاکره با آمریکا راهگشا است ؟

۱۹:۳۳
۱۳۸۵/۰۲/۳۰
به گزارش آفتاب نیوز،
این دیپلماسی در اصل از رهگذر شکاف های اساسی موجود میان اروپا و آمریکا و از تقابل این دو سود جست و نه تنها در اجماع جهانی شکاف ایجاد کرد، بلکه آمریکا را نیز در وضعیتی بلاتکلیف قرار داد. 

در حقیقت ایران با عبور از آمریکا و قطعنامه های ضرب الاجلی شورای حکام آژانس،‌ اروپا را برگزید و به تعامل سازنده و مؤثر با آن روی آورد و با در دست گرفتن ابتکار عمل ،باب مذاکره با سه کشور اروپایی باز شد. 

اما اروپایی ها بلافاصله بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران با سیاست های اعلامی جدید و با رد پکیچ تشویقی اش توسط ایران در نوامبر 2005 و آغاز فعالیت های بازفرآوری (ucf) اصفهان، مواضع خصمانه ای نسبت به جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرد و راهی جز همراهی با آمریکا در مهار برنامه هسته ای ایران اتخاذ نکرد. 

اما این نیز پایان دیپلماسی در پرونده هسته ای ایران نبود چرا که تصمیم گیرندگان و مسئولین جدید در تیم هسته ای ایران با حمایت رئیس جمهوری ،مسأله نگاه به شرق را بدون هیچ پشتوانه نظری و عملی اتخاذ کردند که نتیجه ای را برای تیم مذاکره کننده به همراه نداشت،‌ این بود که تحت شرایط خاص طرح روسیه برای غنی سازی اورانیوم در روسیه مطرح شد و دستگاه دیپلماسی ایران وارد فاز جدیدی در دیپلماسی هسته ای کشور شد و مذاکره در مورد برنامه هسته ای ایران از اروپا به روسیه تغییر جهت داد. 

اما پس از چند دور مذاکرات در تهران و مسکو، در حالی که طرفین در مورد نکته مرکزی طرح یعنی غنی سازی در خاک روسیه و تعلیق غنی سازی اورانیوم در ایران، دچار اختلاف بودند، چراغ مذاکرات کم کم رو به خاموشی گرائید. 

همراهی روسیه با کشورهای اروپایی و آمریکا امکان ارجاع پرونده ایران از شورای حکام به شورای امنیت را فراهم ساخت.
 با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و احتمال تصویب قطعنامه ای در چارچوب فصل هفت منشور سازمان ملل که می توانست به اعمال تحریم و استفاده از زور بر علیه ایران منجر شود، تکاپو برای از سرگیری نوع دیگری از مذاکرات آغاز شد.
 
به ویژه آنکه مخالفت های چین و روسیه با تصویب چنین قطعنامه ای فضای موجود برای دیپلماسی را آرام تر کرد. 
به دنبال آن نامه رئیس جمهور ایران در فضایی متفاوت از قبل به همتای آمریکایی اش که در نوع خود اقدامی بی نظیر در 25 سال گذشته بود، گزینه مذاکره با آمریکا را جدی تر از گذشته مطرح کرد.

 در این راستا افرادی چون هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه سابق آمریکا با اشاره به نامه احمدی نژاد به جرج بوش ضمن لزوم بررسی این نامه در ابعاد گوناگون یادآور شد که این نامه هم می تواند تمهیدی برای کند کردن روند بررسی پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت توصیف شود و هم در واقع را برای متقاعد کردن بخش های رادیکال در ایران به مذاکره با آمریکا باشد.

 متعاقب آن اکثر کارشنان و سیاستمداران نامه دکتر احمدی نژاد را به نوعی پیشنهاد ایران برای شروع مذاکره با آمریکا تفسیر کردند و این سئوال را مطرح کردند و که آیا مذاکره با آمریکا در چنین شرایطی می تواند تأمین کننده منافع ایران باشد؟ به ویژه با توجه به اینکه پس از مطرح شدن این گزینه، مقامات آمریکایی به کرات احتمال مذاکره مستقیم با ایران را مردود دانسته و اعلام کرده اند لزومی به چنین کاری نیست و پرونده هسته ای ایران توسط جامعه بین المللی حل شود. 

این کارشناسان، چنین تحلیل می نمایند که در حالی که اروپا و روسیه حاضر نشدند آنچه را که ایران حق مسلم خود می داند و به لحاظ قانونی نیز ایران به عنوان یک عضو معاهده عدم تکثیر هسته ای حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را دارد، به رسمیت بشناسند آیا آمریکا با وجود سابقه ای که در برخورد با مسائل ایران در سال های پس از انقلاب اسلامی داشته و از ابتدای مطرح شدن پرونده هسته ای ایران نیز خواستار ارجاع ایران به شورای امنیت و برخورد شدید با آن بوده، با خواسته ایران مبنی بر حفظ برنامه غنی سازی اورانیوم موافقت خواهد کرد؟ 

به ویژه آنکه قرائن حاکی از آن است که اروپا در پکیج نهایی خود باز هم بر شرط تعلیق تمام فعالیت های هسته ای ایران تأکید کرده است و متحدین ایران از جمله چین و روسیه نیز با این اصل به شرطی که به استفاده از زور منتفی نشود موافقت موافقت کرده اند. 

در چنین شرایطی به نظر می رسد مذاکره با آمریکا نیز نمی تواند راه حل قاطعی برای حل مسأله باشد. ضمن آنکه این امر می تواند به تکمیل شدن تلاش دیپلماتیک آمریکا در حل مسأله ایران از طریق روش های مسالمت آمیز تعبیر شود و آمریکا با استفاده از همین نکته چین و روسیه را متقاعد کند که ایران به هیچ یک از راه های دیپلماتیک پاسخ مثبت نداده است.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha