اميرانتخابی كارشناس ارشد مسائل هسته اي
آمریکا نگران پذیرش بسته هسته ای از سوی ایران
به گزارش آفتاب نیوز، 
صرف نظر از مباحث فوق و جنبه هاي تشويقي و تنبيهي بسته ي پيشنهادي گروه 1+5 به ايران، آفتاب مصاحبه اي را با آقاي شهرود اميرانتخابي مدرس دانشگاه و كارشناس ارشد مسائل هسته اي اختصاص داده است كه در پی می آید.
همان طور كه مستحضريد كشورهاي پيشنهاد دهنده 1+5 پس از ارائه بسته ي پيشنهادي اين بسته را آخرين فرصت براي حل ديپلماتيك مسئله ي هسته اي ايران عنوان كردند و زمان پاسخ ايران به اين بسته را نيز ظاهراً قبل از شروع نشست گروه 8 اعلام كرده اند، لطفاً نظرات و تحليل خود را در اين خصوص بفرماييد. به عنوان نكته اوّل بايد عرض كنم كه كشورهاي پيشنهاد دهنده بسته به ايران، خود به اين امر واقف هستند كه افزايش حجم فشارها براي پذيرش بسته از سوي ايران مي تواند شرايط تصميم گيري براي مقامات ايران را با دشواري مواجه سازد. در حالي كه با ارائه فرصت كافي و اجتناب از ايجاد فضاي پرتنش و بزرگنمايي تهديدات در بسته پيشنهادي مي توانند ايران را در گرفتن تصميمي عاقلانه ياري رسانند؛ كما اينكه اكنون بيشتر بحث مشوقها مطرح است تا تنبيه ها. نكته ي دوم اينكه موضع گيريهاي مثبت ايران در بررسي دقيق بند – بند موارد ارائه شده در بسته، حاكي از انتخاب مسير درست دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران مي باشد و اين مي تواند به آن معنا باشد كه مسئولين تصميم گيرنده در مسئله ي هسته اي ايران به حل ديپلماتيك بن بست موجود پايبند هستند. اگر به خاطر داشته باشيد دقيقاً قبل از انتخابات رياست جمهوري در ايران، اروپاييها به عنوان طرفهاي مذاكره با ايران يكبار چنين بسته ي به ايران ارائه كردند كه شامل امتيازات سياسي، اقتصادي. تجاري، هسته اي و امنيتي بود.
در اين بسته نيز اروپاييها پذيرفته بودند نيروگاه هسته اي و سوخت هسته اي به ايران بدهند، سرمايه گذاريهاي خارجي را براي ايران تضمين تصميم كنند و.... امّا به دليل موضع گيريهاي اوليه رياست جمهوري و متقابلاً غرب، همه به بايگاني سپرده شدند و اكولوژي تخاصمي در اطراف ايران تقويت شد و استراتژي گام به گام براي ارجاع پرونده هسته اي كشورمان از آژانس بين المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت سازمان ملل علمي شد و اينك دوباره به همان نقطه يعني ارائه بسته پيشنهادي امّا با وضعيت متفاوت رسيده ايم. وضعيتي كه موضع گيريهاي كشورهاي اروپا به ويژه انگليسي، فرانسه و آلمان متفاوت از گذشته است. روسيه نيز اين بار سعي دارد در قالب بسته ي پيشنهادي طرح خود را به ايران بقبولاند و به اصطلاح سرش بي كلاه نماند.
به نظر مي رسد كه تحت وضعيت موجود اعضاي دائم شوراي امنيت به همراه آلمان پس از ارائه ي بسته ي پيشنهادي به ايران، با استفاده از اميدهاي ايجاد شده براي حل ديپلماتيك مسئله ي هسته اي ايران قصد دارند ضمن تأكيد بر كافي بودن پيشنهادات براي برآورده كردن خواسته هاي ايران، احتمال پذيرش بسته توسط ايران را افزايش دهند. اينها چه دلايلي مي تواند داشته باشد؟ اساساً يكي از دلايل كوتاه كردن زمان فرصت پاسخگويي ايران تا قبل از اجلاس گروه 8 نيز مي تواند همين مسئله باشد. از اين منظر اين دست پاچگي از يك طرف مي تواند نشان دهنده ي نگراني كشورهايي چون آمريكا، انگليس و فرانسه از ادامه ي فرآيند غني سازي اورانيوم و توسعه ي توانايي هسته اي ايران در مدت زمان بررسي بسته پيشنهادي تلقي گردد و از طرف ديگر كشورهايي مثل آمريكا نگران هستند كه ايران بسته ي پيشنهاد را قبول كند، مذاكرات هسته اي را از سر بگيرد و مهّم تر از همه حمايت چنين و روسيه را در مقابل آمريكا به دست آورد. در حالي كه به نظر مي رسد كه اين بسته اقدامي زيركانه از سوي آمريكا براي متقاعد كردن روسيه و چين باشد. زيرا در صورت عدم پذيرش ايران، موضع آمريكا تقويت خواهد شد.
دقيقاً در چنين فضايي است كه غرب سعي دارد با اغراق در بسته تشويقي از يكسو و كم اهميت جلوه دادن امتيازاتي كه ايران در اختيار دارد از سوي ديگر در صورت عدم موافقت ايران با بسته ي پيشنهادي، احتمال مخالفت جامعه ي جهاني با اعمال تحريم عليه ايران را كاهش دهد. به نظر مي رسد بزرگنمايي پيشنهادات براي متقاعد كردن ايران به توقف برنامه ي هسته اي، سياستي باشد كه غرب با پيروي از آن قصد دارد افكار عمومي دنيا را براي مقابله با ايران آماده كند.
نكته اي كه شايد ابهام در بسته پيشنهادي را بيشتر مي نمايد آن است كه كشورهاي پيشنهاد دهنده همواره بر مخفي بودن بندهاي آن تأكيد داشته اند. به نظر شما اين به چه معنا مي تواند باشد؟
براي پاسخ به اين سؤال، بايد از دو منظر به اين سؤال پرداخته شود:
1- غربيها و پيشنهاد دهندگان بسته: آنان اين گونه تحليل مي نمايند با مخفي نگه داشتن بندهاي بسته اولاً فرصت كافي در اختيار ايران قرار مي گيرد تا فارغ از فشار افكار عمومي و غيره به بررسي و پاسخ اقدام نمايد و ثانياً با بارز كردن بخش مشوقها و كم رنگ كردن تهديدات ايران را مجاب كنند كه بسته را بپذيرد و به اعتقاد خودشان هدف اين نبوده كه بهانه اي در اختيار ايران براي نپذيرفتن پيشنهاد گذاشته شود
2-از منظري داخلي و منافع ملي محور: به نظر مي رسد كه قدرتهاي پيشنهاد دهنده در شرايط جديد قصد دارند با مخفي نگه داشتن اصل بسته، ناعادلانه بودن پيشنهاداتشان به ايران را كم رنگ نشان دهند. حال آنكه پاسخ منفي ايران به بسته مي تواند آنها را در كسب اجماع جهاني عليه ايران كمك كند و در عين حال كاملاً مشخص است كه پاسخ مثبت ايران نيز آنها را به اهدافشان در متوقف كردن برنامه ي هسته اي ايران نزديك تر مي سازد. از اين رو برخلاف تبليغات غرب مبني بر اينكه بسته ي پيشنهادي بهترين فرصت براي حل مسئله ايران از طريق ديپلماتيك محسوب مي شود، روشن نبودن محتواي آن خود مي تواند دليلي بر نادرست بودن اين ادعا باشد. البته اين قضيه با ادله قابل اثبات است. به عنوان نمونه مهّم ترين مسئله در مناقشه ي پرونده ي هسته اي ايران با غرب اصل غني سازي اورانيوم است اين اصل در بسته پيشنهادي داراي ابهام است و كشورهاي پيشنهاد دهنده يا گروه 6 هرگز در صدد آن برنيامده اند كه تعريف روشني از غني سازي ارائه دهند. بنابراين مي توان اين سؤال را مطرح كرد كه چگونه غني سازي به عنوان خط قرمز ايران حتي در حد محدود براي ايران مجاز خواهد بود و از طرف ديگر چگونه به اين اصرار غرب كه ايران نبايد حتي مجاز به داشتن يك سانتريفوژ هم باشد رسيد. اين دو مانع الجمع هستند. لذا به نظر مي رسيد كه براي از بين بردن هر گونه مخفي كاري در بسته پيشنهادي حداقل تعريف غني سازي از سوي دو طرف ضروري باشد.
اين در حالي است كه كشورهاي ارائه دهنده ي بسته براي حفظ اتحاد در ميان خود و باز گرداندن ايران به ميز مذاكره، تعريف غني سازي را در ابهام نگه داشته اند و ظاهراً هيچ طرحي در مورد اينكه چه چيزي بايد تعليق شود، ندارند. و در مرحله ي بعدي مي توان احتمال اين را نيز داد كه با وجود دستيابي به اجماع در مورد تعريف تعليق، با مبهم بودن مدت زمان تعليق، همچنان شكاف در حل پرونده ي هسته اي ايران وجود داشته باشد. زيرا ممكن است هر يك از طرفها مدّت زمان خاصي را پيشنهاد دهند.
بسياري از كارشناسان اين گونه تحليل مي نمايند كه ارائه ي بسته ي پيشنهاد گروه 6 به ايران و طرح مذاكره ي مستقيم آمريكا با ايران در برنامه ي هسته اي، دولت بوش را مجبور به تغيير استراتژي كرده است و دليل اين را در آن مي دانند كه ايران با كنترل مباحث مطرح در پرونده ي هسته اي اش (با ارسال پرونده از آژانس به شوراي امنيت) وارد مواجهه ي خطرناك شد، امّا در نهايت اين امر منجر به ارائه بسته و پيشنهاد مذاكره آمريكا با ايران شد. اين وضعيت را چگونه تحليل مي نمايند؟
در ابتدا بايد عرض كنم كه اولاً تا زماني كه ايران در حال بررسي بسته ي پيشنهادي است هيچ چيز مشخص نيست و گزينه هاي مختلفي قابل پيش بيني هستند. ثانياً ارائه بسته ي پيشنهادي به ايران نمي تواند نشان دهنده ي تغيير مواضع واشنگتن در مقابل برنامه ي هسته اي ايران باشد. زيرا آمريكا مقابله با فن آوري هسته اي ايران را چالش بزرگ خود در منطقه مي داند و از اين رو سعي در كسب اجماع جهاني عليه ايران دارد. بنابراين مي تواند گفت كه اساساً آمريكا ايجاد تغيير در مواضع خود در قبال برنامه ي هسته اي ايران را نمي پذيرد و هنوز هم بر اين امر اصرار دارد كه اگر ايران مشوقها را نپذيرد از حربه ي تحريم عليه آن استفاده خواهد كرد و بسته پيشنهادي از اين منظر فقط مي تواند اقدامي زيركانه از سوي آمريكا براي متقاعد كردن روسيه و چين باشد. زيرا عدم حمايت كشورهايي مانند چين و روسيه با تصميمات آمريكا در شوراي امنيت سازمان ملل بخشي از مخالفتهاي پيش روي واشنگتن در كسب اجماع جهاني عليه ايران مي باشد. بنابراين در پاسخ به اين سؤال بايد عرض كنم طرح ارائه بسته ي پيشنهادي و مذاكره مستقميم آمريكا با ايران به معناي تغيير استراتژي آمريكا نيست بلكه تفاوتي است كه بسته پيشنهادي با بسته قبلي – اين بار با نقش پررنگ آمريكا - دارد يعني آمريكا اولاً در چارچوب بسته اعلام كرده است كه مي خواهد با ايران مذاكره كند و اين گونه وانمود مي شود كه آمريكا حامي راه حل ديپلماتيك در پرونده ي هسته اي ايران است و بنابراين منتظر پاسخ ايران مي ماند و ثانياً چون روسيه و چين به عنوان كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت با آمريكا از بسته ي پيشنهادي حمايت كرده اند، در صورت عدم پذيرش ايران، مي تواند اجماع عليه ايران حاصل شود. بنابراين به نظر مي رسد كه براي برون رفت از بحران. دستگاه ديپلماسي ايران زبان و لحن مناسبي براي پاسخ به بسته ي پيشنهادي استفاده نمايد و در عمل آن را به موضع گيريهاي رسمي به نمايش بگذارد. چنان چه حضور فعال ايران در عرصه ي جهاني دقيقاً در زماني كه با بحران هسته اي اجتماعي عليه ايران در حال شكل گيري بود دستگاه ديپلماسي و تصميم گيرندگان با استفاده از ديپلماسي تعامل سازنده و مؤثر خود را به عنوان بازيگري فعال در عرصه ي جهاني تثبيت نمودند و تجلي اين امر به خوبي در نشستهاي شوراي حكام در سالهاي 2003 و 2004 مشهود بود. اكنون نيز به نظر مي رسد بايد با درنظر گرفتن كليه ي جوانب و فضاي موجود با حركتي هوشمندانه و هماهنگ ضمن حفظ منافع ملي، دستاورد ارزنده اي نيز براي ملت ايران به ارمغان آورده شود. اكنون زيبنده نيست كه با اتخاذ مواضعي تند شرايط را براي اقداماتي چون تحريم، انزوا و حاشيه نشيني در دنيا فراهم آوريم.