حكايت افتراء عام به شريعت كاتوليك
به گزارش آفتاب نیوز، 
آقای شولتز مشاور ويژه به سفارش آقای وزير در باب اتهام من در مورد مطالبی كه در درسهايم نسبت به مذهب كاتوليك ايراد كرده ام ، صحبتی خصوصی با من داشته اند. من ناگزيرم به نكاتی اشاره كنم كه پيش از اين و پس از اطلاع از اين شكايت به اطلاع مستمعين ام رسانده ام.
1- از من به عنوان يك استاد فلسفه در دانشگاه سلطنتی پروس در برلين و به عنوان يك مسيحی لوتری جز آنچه در اين جايگاه و با اين اوصاف در باب آموزه ها و روح كاتوليسيسم بيان می كنم انتظار ديگری نبايد داشت. تكان دهنده است چون نوآوری است و اگر جز اين انتظار رود من آن را نه تنها تهديدی نسبت به خويش كه تهديدی عليه دولت می دانم كه نه تنها در برابر كليسای انجيلی (پروتستان - م) رواداری پيشه كرده است بلكه ديرگاهی است كه آشكارا از موضعی بلند اراده كرده تا در رأس دولتهای پروتستان آلمان قرار گيرد و به سوی جايگاهی پيش می رود كه هماره پروتستانها نگاه خويش بدان دوخته و به عنوان تكيه گاهی مطمئن لنگر اميد و آمال خويش در آن انداخته اند.
2- من در پی ايجاد بحث و مجادله درباره كليسای كاتوليك نبوده ام ولی به ضرورت در درسهای تاريخ فلسفه ام با استناد به فلسفه آبای كليسا ناچار از طرح ديانت مسيحی بوده ام، چنانكه به استناد فلسفه مدرسی يا اسكولاستيك از مذهب كاتوليك سخن گفته ام. گريزی نداشته ام كه اين در درون آن باليده و بر بنياد آن استوار گشته است.
3- من در اهداف علمی كلاسهای درسم (كه همانها را مد نظر دارم) بر سر عمومياتی گذرا و لرزان يا مهاجم و پرخاشگر نايستاده ام. می بايست كه آموزه شريعت كاتوليك و مسئله "فتير مقدس" كه اساس و محور آن است را نيك در می يافتم و از آن با شفافيتی علمی سخن می راندم، از اين روی من از آموزه لوتر ياد كردم و به آن به عنوان حقيقتی و تنها حقيقتی دينی كه فلسفه را به رسميت شناخته است، پرداختم.
دست كم با علم به حقوق مسلم خويش و محفوظ ماندن اين حقوق برای من، اگر به عنوان يك مسيحی لوتری می توانستم بدون حاشيه روی و زياده گويی آموزه كاتوليكی "فتير مقدس" را به عنوان يك خرافه و بت واره دستگاه پاپی معرفی كنم، شايد در اين صورت مرتكب بی احترامی می شدم.
4- اما در باره آنچه كه در باب برداشت های من از آموزه های كاتوليك گفته اند، بايد به حق خطابه شفاهی استناد كنم كه معنا و مفاد ان دست كم مرتبط به اشاراتی مقطعی يا مبتنی بر اوج و فرود طنين و صدای سخنران است كه تغيير می كند و گاه در جابجايی ها، محذوفات و يا اضافات كاملا واژگونه می شود.
ولی در آنچه كه به بحث ما مربوط است برای من اصلا مهم نيست كه بدانم آيا كليسای كاتوليك مسئول عواقب آموزه های خويش است و يا اينكه آيا اين عوارض ناشی از آموزه های كليساست ؟ فرقی نمی كند چرا كه به واقع از نظر تاريخی نمی دانم كه تا چه ميزان اين نتايج مشهور و مقبول عامه، ( به عنوان نمونه: مدعيات پاپها و اخلاف روحانی آنها در باره قدرت زمينی شاهان و صاحبان قدرت، در باره آزادی ايمان مسيحيان بطور عام، در باره اعترافات ناشی از همين اعتقاد به كليسای كاتوليك و هر آنچه منسوب به اين اعترافات است و به ويژه در باره علم و ...) به كل واژگونه معرفی يا انكار شده تا تبديل به آموزه ها و مويدات كليسای كاتوليك شود. از سويی برای من مهم نيست چرا كه داوری كليسا را می بينم كه اين نتايج را تابع اخص مقدمتين خود نمی داند، يا اينكه اگر ناشی از آن بود، مانع تحقق آن می شود. چنين است كه رای كليسای كاتوليك (ونه رای من) شايسته نيست.
5- اگر برخی از اين شاكيان در مورد نتايجی كه من مظنون به اخذ آنها هستم (چنانكه كلاسهايم نشان می دهد) تحريك و تشويش شده اند ولی از اينكه خود تشخيص حكم دهند و مجری عدالت باشند ابا داشته و پرهيز می كنند، شرافتمندانه نيست كه من بخواهم در برابر آنان دفاعيه ای ارايه كنم، گر چه می دانم كه اينگونه نيست!
از سوی ديگر ناگزيرم به مناسبت طوماری فرمايشی كه عليه من پر كرده اند، شكايتی را تسليم وزارت دربار كنم، يا بهتر آن باشد كه به دادگاههای سلطنتی شكايت برم. وظيفه حرفه ای يك استاد به ويژه يك استاد فلسفه بسيار دشوار خواهد بود اگر كه بخواهد شش دانگ حواسش را به افرادی بدهد كه كلاسهای درس او را با شيطنت به مسايل موهوم می آميزند، من نيز در اين مورد همچون ديگران تجارب شخصی زيادی دارم.
در ميان مسايلی كه مرا بدان متهم می سازند، نكات زيادی هست كه من نيز می توانم كذب آنها را آشكار ساخته و سوء تفاهمات آنها را روشن سازم، و ناگزيرم بطور مشخص به برخی از آنها برای اثبات عدم صحت و سوء تفاهم پيش آمده، برخی را نه به اين خاطر بلكه به اين سبب كه حقيقت ندارند، و بقيه را نه فقط به خاطر نتايج غلط ناشی از مقدمات غلط قياسها و استباط های نادرست، كه بخاطر تهمت های شيطانی آنها اشاره كرده و بپردازم.
6- اگر شكايتی بخاطر حرفی شده كه من آن را در درس و در برابر شنوندگان كاتوليك خود ايراد كرده ام و اين حرف آنان را بر انگيخته و تحريك كرده است، اين مستمعين خود متهم اند كه به كلاسهای فلسفه دانشگاهی انجيلی و در درس استادی رفت و آمد می كنند كه مفتخر به اين است كه از آغاز لوتری بدنيا امده ، لوتری هست و خواهد بود؛ يا اينكه اين افراد بايد بزرگان خود را متهم سازند كه به آنان در باره شركت در اين كلاسها تذكر نداده و يا آنان را از شركت در آنها منع نكرده اند، چنانچه اين مسئله در مورد دانشجويان الاهيات كاتوليك صادق است.
هگل
استاد مدعو فلسفه در دانشگاه سلطنتی برلين
برلين، سوم آوريل 1826
*** A propos d'une accusation de diffamation publique de la religion catholique
Hegel: Ecrits sur la religion (1822-1829), traduit, avant propos et introduction par Jean-Louis Georget et Philippe Grosos, Paris, Vrin, 2001
مرجع: beheshtimoez.blogspot.com