اتحاد ایران و سوریه، واقعیت یا بزرگنمایی
به گزارش آفتاب نیوز، 
در رسانه ها دو نتیجه از این قرارداد ایرانی – سوری گرفته شد، یکی اینکه ایران قول تامین موشک های مختلف را به سوریه داده است و دیگر اینکه ایران توافق کرده که در تامین بودجه نظامی سوریه برای معامله با چین، روسیه و اوکراین شرکت کند.
انتشار چنین گزارش هایی همانطور که
روزنامه لبنانی دیلی استار اشاره می کند، نه تنها تاثیر قرارداد ایران – سوریه را بیشتر کرد بلکه تحلیلگران را به برداشت نادرست از آن سوق داد زیرا با وجودی که ایران می تواند تسلیحات سطح پایینی در اختیار سوریه قرار دهد ولی از تامین تجهیزات نظامی پیشرفته برای این کشور ناتوان است.
ایران خود دارای تعداد اندکی موشک شهاب 3 (حدود 25 تا 100 فروند) و تانک های تی 72 (کمتر از 500 دستگاه) است و علاوه بر آن جمهوری اسلامی می داند که ارائه موشک های استراتژیک و بالستیک به سوریه می تواند شدیدا اسرائیل را علیه ایران تحریک کند که در شرایط فعلی به هیچ وجه به نفع ایران نیست.
با این حال به سه دلیل این پیمان نمی تواند دولت های اسرائیل و آمریکا را عصبانی کند: نخست اینکه وزیر دفاع سوریه امکان استقرار پایگاه های نظامی ایران را در خاک کشورش رد کرد دیگر اینکه هیچ یک از دو کشور طرف قرارداد تعهدی بابت حفاظت از دیگری در صورت حمله ندارند و در پایان اینکه حتی اگر پیمانی دفاعی مشابه ناتو میان تهران – دمشق امضا شده باشد، اتحاد استراتژیک میان اسرائیل و آمریکا آن را کم اهمیت جلوه می دهد.
این در حالی است که واشنگتن همچنان این سیاست مشخص خود را که اسرائیل باید قوی ترین بازیگر نظامی منطقه باقی بماند را دنبال می کند و هر چند موقعیت استراتژیک اسرائیل چندان محکم نیست ولی با کمک های اقتصادی و نظامی آمریکا، قدرت هوایی بی نظیری دارد و از نیروهای زمینی پیشرفته و ظرفیت هسته ای منحصر به فردی برخوردار است.
دیلی استار هدف از دیدار مقامات دفاعی ایران – سوریه را فرستادن پیامی سیاسی به واشنگتن می داند به این مضمون که تهران و دمشق منزوی نشده اند و اتحاد آنها ادامه دارد.
هر دو کشور امیدوارند که این برداشت را ایجاد کرده باشند که منابع مضاعف آنها قادر است تهدیدات خارجی به ویژه از سوی آمریکا را از بین ببرد.
برای سوریه، قرارداد با ایران از آن جهت اهمیت دارد که حکومت آن تحت فشارهای جهانی در مورد قتل رفیق حریری، نخست وزیر سابق لبنان قرار گرفته است و برای ایران توافق با سوریه به معنای افزایش اهرم فشار آن در مذاکرات هسته ای فعلی این کشور است.
ایران روابط خود را با سوریه دوباره زنده کرده تا به واشنگتن یادآوری کند که در صورت شکست مذاکرات، ایران هنوز هم استراتژی جایگزینی دارد تا با آن و با کمک سوریه، منافع آمریکا و اسرائیل را در منطقه به خطر اندازد.
این اتحاد کنونی دو کشور با دهه 80 چه تفاوتی دارد؟ پس از انقلاب اسلامی در ایران، سوریه و ایران تبدیل به شرکای طبیعی شدند زیرا محاسبات استراتژیک و دشمنان مشترکی داشتند و هر دو مایل به افزایش نفود خود در توازن قدرت خاورمیانه بودند.
در طول جنگ ایران و عراق، سوریه به ایران کمک قابل توجهی کرد و با بستن خط لوله عراق که از خاک سوریه گذر می کرد، بغداد را از صادرات نیمی از نفت خود و درآمد روزانه 17 میلیون دلار محروم کرد و در نتیجه به قابلیت این کشور در تامین مالی در طول جنگ لطمه زد.
همچنین سوریه نیروهای خود را در امتداد مرزهای خود با عراق مستقر کرد تا ارتش این کشور را از جبهه ایران منحرف کند. ایران هم در مقابل با درآمدهای نفتی خود به سوریه کمک کرد و موجب رشد اقتصاد آسیب پذیر آن شد.
به نوشته این روزنامه لبنانی ،امروز برخی از منافع اصلی ایران و سوریه تفاوت اساسی دارند هر چند در سایر مسائل کاملا
هم صدا باشند.
در مورد عراق، ایران حامی متحدان شیعی خود مانند مجلس اعلای انقلاب اسلامی،حزب الدعوه است و اخیرا هم عبدالعزیز حکیم خواستار دولتی شیعه در جنوب و مرکز عراق شده که این مساله زنگ خطر را برای دمشق به صدا در آورده است.
سوریه از تجزیه عراق چه قومی و چه مذهبی نگران است زیرا آنرا تهدیدی برای ساختار اجتماعی متنوع قومی – مذهبی خود می داند. بنابراین اتحاد ایران و سوریه را در پی پیمان اخیر نظامی دو کشور باید گامی برای زنده کردن رابطه ای دانست که تنها سایه ای از رابطه پیشین را با خود دارد.