وزارت علوم: برنامه ای برای حذف انجمن ها نداریم
به گزارش آفتاب نیوز،
از دیروز تا فردا روند حرکتی انجمن های اسلامی، درست به مانند روند جریانات کل جامعه پس از پیروزی انقلاب بسیار پرفراز و نشیب بوده است. انجمن هایی که روزی توانایی اشغال سفارت آمریکا را داشتند و در این راه هیچ مانعی بر سر راهشان نمی دیدند، امروز، نه تنها برای آزادی اعضای فعال خود از بازداشت های بحث برانگیز، که برای تداوم بقای خویش نیز دچار مشکل شده اند.
«محمد هاشمی» دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، در این رابطه به خبرنگار دانشجویی آفتاب می گوید:«در حال حاضر انجمن ها به خاطر شرایط خاص کشور از وضعیت آرمانی خود فاصله گرفته اند. شرایط کشور عوض شده. انجمن ها وضعیت دو سه سال پیش خود را ندارند، اما همچنان از پشتوانه دانشجویی برخوردارند. نمونه آن را می توان در دانشگاه امیر کبیر دید».
او توضیح می دهد:« پس از آن همه اشکال تراشی که در راه انتخابات این انجمن انجام شد، دانشجویان حضور پر شوری در انتخابات آن داشتند. ما نیز همچنان سعی می کنیم به همان پشتوانه دانشجویی خود اتکا کنیم».
در مقابل
«حسین مظفر» از اصولگرایان مجلس و عضو فراکسیون آموزش، در مورد محبوبیت انجمن ها نظر دیگری دارد. وی با اشاره به تغییر روند حرکتی انجمن ها نسبت به اوایل انقلاب می گوید:« دانشجویان باید بنشینند و به نقد خود بپردازند. باید مشخص شود چرا انجمن هایی که یک زمان بهترین و تاثیرگزارترین نهادها بودند، الان زیر سوال رفته اند و کم تر قادرند هوادارانی به خود جذب کنند؟»
مظفر از دیدگاه خود پاسخ این سوال را می دهد: « مردم از نقدهای تخریبی و توام با غوغاسالاری گریزان می شوند و این دقیقا همان عملکردی است که برخی انجمن های نادم و پشیمان شده از آرمان های امام و نظام در پیش گرفته اند».
در حالی که این نماینده مجلس هفتم، عملکرد خود انجمن ها را سبب بروز چنین وضعیتی می داند، فعالین دفتر تحکیم وحدت، وزارت علوم را به طرح ریزی برای استحاله و یا نابودی انجمن ها متهم می کنند.
«مرتضی اصلاحچی»، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیئت رییسه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت، در این رابطه به خبرنگار دانشجویی آفتاب می گوید: «روند حذف انجمن ها تقریبا از یک سال پیش در وزارت علوم مطرح شد. ابتدا طی بخشنامه ای، در دانشگاه های علوم پزشکی که انجمن آنها از طیف علامه بود، فعالیت انجمن ها غیر قانونی و این انجمن ها منحل شدند. سپس نوبت به سنگ اندازی بر سر راه انجمن های دیگر رسید و اوج آن را در زمان برگزاری انتخابات انجمن ها دیدیم».
«فرید مدرسی»، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز با تایید سخنان اصلاحچی می گوید: «به عقیده من وزارت علوم در این ماجرا با چراغ خاموش حرکت کرد. یعنی به خوبی به فتح سنگر به سنگر پرداخت. ابتدا از شهرستان ها شروع کرد و سپس به تهران رسید. البته این امر به انجمن های اسلامی دانشجویان منحصر نمی شود».
وزارت علوم تکذیب می کند
اما «
محمدباقر خرمشاد»، معاون فرهنگی وزیر علوم، وجود طرحی برای حذف انجمن های اسلامی در وزارت علوم را به شدت تکذیب می کند و در مقابل اتهامات وارد شده از جانب فعالین دفتر تحکیم موضعی محافظه کارانه اتخاذ می کند.
وی در مورد این ادعا که «وزارت علوم طرحی را برای حذف انجمن ها در دستور کار دارد»، می گوید: «این یک شایعه سازی بی اساس است. انجمن های اسلامی مانند بسیاری از تشکل های دیگر سابقه دارند. دفتر تحکیم فرزند انقلاب است و باز هم چون فرزندی باقی خواهد ماند. منتها همه چیز در چهارچوب قانون. هیچ گروهی خارج از قانون نخواهد بود. اگر چه در گذشته تجاهلی نسبت به قانون بوده تمام تلاش آن است که این تجاهل را از بین ببریم».
خرمشاد، در توضیح «تجاهل نسبت به قانون» چنین می گوید:« تعدادی از دوستان در گذشته از رانت های سیاسی برای امنیت برخوردار بوده اند، اما اکنون که این رانت ها از بین رفته، نمی توانند در چهارچوب قانون و مقررات قرار گیرند».
در حالی که معاون فرهنگی وزیر علوم، علت بروز مشکلات را «اعمال خلاف قانون و مقررات برخی از اعضای انجمن ها» می داند، مظفر نماینده مجلس هفتم، ایراد را در «عدم تطابق نام و محتوای برخی از انجمن ها» می بیند و به خبرنگار آفتاب می گوید: «من اعتقاد دارم که انجمن های اسلامی که نام و محتوایشان یکی است، باید مورد حمایت قرار گیرند؛اما انجمنی که بر خلاف آرمان های اسلام و انقلاب قدم بر می دارد، یا باید نامش را عوض کند و یا اعتراضی به برخورد های انجام شده نداشته باشد. بعضی از انجمن ها چنین حالتی دارند. یعنی نام اسلام را دارند اما به دنبال حذف نظام ولایی هستند و مغایر آن نام عمل می کنند».
محمد هاشمی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت اما ، اتهاماتی نظیر «اعمال خلاف قانون» و «عدم هم خوانی نام با محتوا» را «بهانه هایی واهی» می داند.
او علت تعطیلی انجمن ها را چنین عنوان می کند: « انجمن های اسلامی تنها نهادهایی بودند که علی رغم فشارهای بسیار نتوانسته اند با آن برخورد کنند و در واقع تنها نهادهای مدنی باقی مانده اند و دیگر نهادهای مشابه دچار اضمحلال شده اند. احزاب ما دچار خود سانسوری شده اند و کار کردشان را از دست داده اند، اما دانشجویان به دلیل شرایط خاص دانشجویی، یعنی وابستگی نداشتن مالی و وارد نشدن به بازی های سیاسی، آرمان گرا تر از دیگر نهادها هستند. »
اما «خرمشاد» باز هم این اتهام را رد می کند و در پاسخ به علت مخالفت با برگزاری انتخابات سراسری در دانشگاه ها می گوید: « باید دید که ما می خواهیم جنجال به پا کنیم و یا اینکه به صورت شفاف فعالیت کنیم. طبق قانون اعضای مجمع عمومی انجمن باید در انتخابات شرکت کنند».
وی همچنین با انتقاد شدید از انتخابات سراسری انجمن
می افزاید: « این کار نوعی پوپولیسم است. ایجاد مشروعیت های کاذب و فضای ملتهب در دانشگاه. نوعی جنجال سیاسی در دانشگاه است که پوپولیسم بهترین نام برای آن است. فقط انجمن ها نیستند که کار سیاسی انجام می دهند. مگر ما چقدر وقت داریم که هر تشکلی بخواهد انتخابات برگزار کند».
حرکتهای بدون شناسنامه«حسین مظفر» در مقام پاسخ به این مواضع ،بار دیگر انتقاد را متوجه خود انجمن ها می سازد و می گوید: « مردم و منتقدان نیز باید اصول نقد را بدانند تا تنش های سیاسی به مباحثات کارشناسی تبدیل شود. به جای تهدید و انتقام گیری باید حدود مرزها را برای هم مشخص کنیم. هم دولت و نظام باید ظرفیت نقدپذیری خود را بالا ببرند تا سبب طرد مردم نشوند، هم نخبگان و تشکل ها اصول نقد را رعایت کنند تا قابل تحمل شوند. تشکل ها باید زمینه های تحمل را برای نظام فراهم کنند».
وی همچنین به فعالین دانشجویی توصیه می کند: « به جای برخورد خشمگینانه خودشان را نقد کنند. در چهارچوب مشخص و تعیین شده ای نقد و حرکت کنند و نظام را عصبانی نکنند تا این فاجعه اتفاق نیفتد که جذب و زایش نیرو به رانش نیرو تبدیل گردد».