پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۴۸۳۶۷
۱۴:۲۳
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
مصباحی مقدم در گفت و گو با آفتاب:

به هاشمی گفتیم تخریب می شوی

۱۴:۲۳
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
به گزارش آفتاب نیوز، آقای مصباحی مقدم! ممکن است به عنوان سخنگوی روحانیت مبارز در مورد انتخابات خبرگان و برنامه این جامعه توضیح دهید؟
جامعه روحانیت مبارز الان در حال بررسی لیست کاندیداهایی است که آمادگی خود را برای شرکت در انتخابات آماده می کنند. البته ابتدا افرادی که مناسب می دانند، خصوصا کسانی که سابقه دارند و قبلا در خبرگان شرکت کرده اند یا عضو خبرگان بوده اند، در اولویت قرار دارند. جامعه روحانیت لیست را مورد به مورد تصمیم گیری می کند.جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز این کار را انجام می دهد. قصد داریم جلسه کمیته مشترکی را با تعیین نمایندگانی از دو جامعه برگزار کنیم و این دو لیست را با هم تطبیق کنیم و در صورتی که امکان داشت به لیست مشترک برسیم. البته ممکن است تفاوت هایی در لیستها وجود داشته باشد. طبعا احزاب، گروه ها و جمعیت های اصولگرا و همراه با روحانیت مبارز در این انتخابات انتظار دارند لیست دو جامعه به دست آید؛ به همین خاطر هم،اعلام کرده اند از لیست جامعتین حمایت خواهند کرد.

انشاءالله یک شورای هماهنگی هم تشکیل خواهد شد برای مقدمات برگزاری انتخابات و ایجاد احساس مسئولیت در میان مردم و دعوت آنها به انتخابات.در این شورای هماهنگی، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رابط خواهند بود تا ارتباط بین شورای هماهنگی و دو جامعه نیز به این وسیله برقرار شود.

آیا احتمال نزدیکی جامعه روحانیت به مجمع روحانیون در این زمینه وجود ندارد؟
می دانید که مجمع روحانیون مبارز انشعابی از جامعه روحانیت مبارز است. ما خیلی دوست داریم این دو تشکل روحانی هرچه بیشتر به هم نزدیک باشند و در این راستا اقداماتی را هم قبلا داشتیم و سعی ما بر این بود که جلسات مشترک داشته باشیم و در آن جلسات بحث و گفت و گوی مستقیم بین دو تشکل و تشکل های دیگری مثل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برقرار باشد، تا اینکه هر چه بیشتر اختلاف مواضع کاهش یابد و به ائتلاف و وحدت نزدیک شود.

الان به این مسأله می اندیشیم که تعدادی از کاندیداهای خبرگان که در لیست روحانیت مبارز خواهند بود،از کسانی باشند که عضو مجمع روحانیون مبارز هستند و ما آنها را هم از نظر فضل و سوابق علمی و هم از نظر سابقه انقلابی مناسب برای مجلس خبرگان می دانیم و در لیست خودمان می گنجانیم. این امر، حکایت از آن می کند که دوست نداریم یک شکاف اساسی بین ما و دوستانمان در مجمع روحانیون مبارز باشد.

ولی چه می شود کرد که به قول شاعر:
چه خوشبین مهربانی از دو سر بی
که یک سر مهربانی دردسر بی

ما انتظار داریم برادران عزیزمان در مجمع روحانیون مبارز متقابلا چنین اقدامی را داشته باشند و بنا را براین بگذارند که با روحانیت مبارز نزدیک شوند. اگر هم اختلاف نظرهایی وجود دارد،در گفت و گوهای مستقیم مطرح شود تا بتدریج کم تر شود.

به همکاری با جامعه مدرسین در انتخابات خبرگان اشاره کردید. نسبت جامعه روحانیت مبارز با جامعه مدرسین چگونه است؟
روابط نزدیک و خوبی داریم.مواضع مشترک بسیار زیاد است.حتی می توان گفت اختلاف موضع جدی بین خودمان و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم احساس نمی کنیم ممکن در پاره ای مصدایق در انتخابات خبرگان با هم اختلاف نظر پیدا کنیم وگرنه می توان گفت در مواضع و اندیشه های سیاسی و در قواعد و اصولی که می توان روی آن تکیه کرد با هم کاملا مشترک هستیم.

ارزیابی شما از موقعیت جریان سوم تحت مدیریت آقای مصباح یزدی و احتمال شکل گیری این جریان در انتخابات آتی خبرگان چیست؟
با شناخت زیادی که از حضرت آیت الله مصباح یزدی داریم، ایشان در صدد راه اندازی یک جریان جدیدی نیستند و در گفت و گوهایی هم که با ایشان بوده، صراحتا به این مساله تاکید کردند و فرمودند:«من درصدد ایجاد شور و شوق حضور در انتخابات خبرگان بودم، هر جا سخنرانی کردم روی معیارها تکیه کردم و قصد اینکه یک جریان جداگانه راه بیاندازم ندارم.» این برای ما روشن و مسلم است.البته می دانیم کسانی از علاقمندان ایشان درصدد یک فعالیت مستقل و جداگانه هستند؛ولی ربطی به شخص ایشان ندارد.

پس به هرحال جریان سومی در راه است؟
بله،وجود دارد. البته به شما بگویم که دوستداران آقای مصباح منحصر در جریان سوم نیستند. بخش عظیمی از دوستداران آقای مصباح خارج از این جریان هستند. تعدادی هم در جامعه روحانیت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند.

جامعه روحانیت مبارز از جریان سوم در لیست انتخاباتی خود افرادی را می آورد؟
خیر.

آقای مصباح یزدی را چطور؟
آقای مصباح حتما در لیست ما هستند ولی اینطور نیست ما با یک جریان سوم که آن از جریان شناخت کافی نداریم، همکاری کنیم.الان هم نسبت به این جریان شناختی نداریم.

اگر شناخت کافی پیدا کنید آن وقت از این افراد استفاده خواهید کرد؟
باید بررسی کنیم، هنوز مشخص نیست.

آقای مصباحی مقدم! شما هم عضو جامعه روحانیت هستید و هم عضو ائتلاف آبادگران مجلس. خواستم بدانم که نسبت این دو گروه چیست؟ افتراق نظری وجود دارد؟
می توان گفت گرچه جامعه روحانیت مبارز هیچگاه رسما عضو ائتلاف آبادگران نبوده، ولی همواره از این ائتلاف حمایت کرده و هیچ شکافی بین ما و آنها نیست. البته ورود جامعه روحانیت به یک چنین ائتلافاتی به نحوی نیست که ورود مستقیمی باشد و تلقی یک کارکرد حزبی پیدا کند.

نظر جامعه روحانیت در مورد تشکیل ائتلاف میانه با محوریت آقای هاشمی چیست؟
آقای هاشمی از بنیانگذاران جامعه روحانیت مبارز هستند و معتقدیم اگر ایشان بخواهند فعالیتی در مورد خبرگان داشته باشند،جامعه روحانیت مبارز را محور قرار می دهند؛نه اینکه خودشان یک جریان جداگانه ای از جامعه روحانیت بخواهند راه بیاندازند.

آقای مرتضی نبوی این مساله را مطرح کردند. شاید منظور ایشان کل طرفداران آقای هاشمی بوده است؟
تاکنون چنین بحث و گفت وگویی صورت نگرفته است.

نظرتان در مورد کنار گذاشته شدن روحانیون با سابقه انقلاب مثل آقایان هاشمی، خاتمی، ناطق نوری و کروبی چیست؟
اصولا کسانی که سابقه خوبی در انقلاب اسلامی دارند نباید در عرصه سیاست کنار بکشند یا خدای نکرده، گروه ها، جمعیت ها به دنبال حذف آنها باشند. کسانی که به این انقلاب خدمت کرده اند،می باید خدماتشان مورد ستایش و قدردانی مردم قرار بگیرد احزاب و گروه ها هم در این راستا حرکت کنند البته این به معنای داشتن مناقشاتی نسبت به پاره ای از افراد و رفتارها نیست مانعی برای وجود چنین مناقشاتی وجود ندارد ولی با وجود این گفت و گوها و مناقشات باید شخصیت فرهیختگانی مثل آقای هاشمی یا خاتمی یا کروبی باید حفظ شود و احترام آنها باید محفوظ باشد.

وضعیت تشکیلاتی جامعه روحانیت مبارز و احتمال کناره گیری آقای مهدوی کنی از دبیرکلی چیست؟
آقای مهدوی کنی الحمدالله سلامتی خوبی برخوردار باشند. جامعه روحانیت با وجود شخصیتی مانند ایشان قصد تغییر دبیر کل را نخواهد داشت.

کمی هم به انتخابات سال گذشته بپردازیم. همانطور که خاطرتان هست،در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته،اصولگرایان نتوانستند به کاندیدای واحد برسند و آقای ناطق نوریهم به خاطر بی توجهی کاندیداها و طرفدارانشان به نظر شورای هماهنگی با گلایه از شورا رفتند. تحلیل شما از این قضایا چیست؟
انتخابات ریاست جمهوری به الحمدلله نتیجه خوبی داشت ولی همیشه ممکن است چنین اتفاقی نیافتد. آنچه مهم است،اینکه احزاب و گروه ها وجمعیت هایی که با هم در اصول مشترک و هماهنگ هستند، باید بتوانند ائتلاف کنند و فعالیت های خود را با هم هماهنگ سازند و در انتخابات هم به نقطه نظر واحدی برسند.متأسفانه چنین اتفاقی در انتخابات ریاست جمهوری نیافتاد و اکثریت کاندیداهای اصولگرا بر موضع خود باقی ماندند و هر کدام از آنها به استثنای آقای توکلی که داوطلبانه کنار کشیدند و در آخرین روزها هم آقای محسن رضایی اعلام انصراف کردند، بقیه کاندیداهای اصولگرا نخواستند حول محور واحدی اجتماع کنند و تا روز آخر بر مواضع خود تاکید داشتند.

این چیز خوبی نبود که اتفاق افتاد و گرچه نتیجه، نتیجه خوبی بود؛ ولی مقدمات خوبی نبود. البته شاید بتوان گفت اتفاقی هم که افتاد در اثر ورود آقای هاشمی رفسنجانی به انتخابات بود. ورود ایشان مانع از اجماع نظر کاندیداهای اصولگرا شد. گرچه ایشان هم ورود خود را مبتنی می کرد براینکه اگر در میان اصولگرایان اجماع پدید نیاید،احساس مسئولیت می کند و وارد انتخابات می شود.

اتفاقی هم که در دور دوم انتخابات نهم افتاد،چرخشی بود که گروه های موسوم به اصلاح طلب در این انتخابات داشتند. البته جمعی از اصلاح طلبان قبلا هم از هاشمی رفسنجانی حمایت می کردند ولی بخشی از آنها کسانی بودند که در انتخابات مجلس ششم شورای اسلامی فعالیت های قلمی و تبلیغاتی داشتند که آقای هاشمی از انتخابات ساقط شود و رأی نیاورد و خیلی روی این مسأله کار کردند.برای ما روشن بود حمایت اینها از آقای هاشمی یک حمایت اصولی نیست، بلکه حمایت آنها از هاشمی به این منظور است که آقای احمدی نژاد رای نیاورد.

من تصور می کنم حمایت این طیف از هاشمی به زیان ایشان تمام شد و بسیاری از کسانی که علاقه به ایشان داشتند، در اثر ورود یک چنین گروه هایی ترسیدند و برای اینکه به آن حامی ها رای نداده باشند، به هاشمی رای ندادند.این اتفاق خوبی نبود که رخ داد.

نمی خواهم بگویم لزوما آقای هاشمی باید رأی می آورد؛ بالاخره حق رأی با مردم است و مردم به هر کس بخواهند، می توانند رای دهند ولی یک چنین تغییر تقسیم بندی سیاسی به زیان هاشمی تمام شد و چیز خوبی نبود که اتفاق افتاد.

به هرحال،ما می دانستیم که اگر هاشمی وارد انتخابات شود، کسانی و گروه هایی هستند که به شدت قصد تخریب ایشان را دارند. قبلا هم این مسأله را با خودشان در میان گذاشتیم و معتقد بودیم با وجود اینکه آقای هاشمی را رکن مهمی از ارکان نظام می دانیم، ولی شرایط ورود ایشان به انتخابات مناسب نبود. ما قبلا هم گفته بودیم که به مصلحت نمی دانیم ایشان به انتخابات وارد شود؛ چراکه ورود آقای هاشمی به انتخابات، زمینه را برای یک فعالیت تخریبی گسترده فراهم می کند.

البته، عکس داستان هم اتفاق افتاد و عده ای برای حمایت از هاشمی به شدت به تخریب احمدی نژاد پرداختند و چنان فضا را سیاه جلوه دادند که اگر احمدی نژاد رئیس جمهور شود، آسمان به زمین می آید و تغییرات کاملا ناخواسته ای در کشور اتفاق خواهد افتاد.آن تبلیغات تخریبی هرگز شایسته نبود.اصولا فضای انتخابات باید یک فضای معتدل و سالم و همراه با بیان نقاط قوت هر یک از کاندیداها می بود نه اقدامات تخریبی که به عکس تحریک کننده بود وعده ای را بیشتر تحریک کرد که در انتخابات شرکت کنند و رأی خودشان را به کاندیدای مورد نظر خودشان بدهند.

اما حامیان آقای احمدی نژاد الان زیاد از مواضع دولت ایشان راضی نیستند. مثلا در مسائل فرهنگی آقای احمدی نژاد هنوز نتوانسته نظر حامیان خود را جلب کنند؟
چند نکته قابل توجه است، موضوع دولت آقای احمدی نژاد با موضع آقای خاتمی در مسائل فرهنگی و از جمله حجاب موضع واحد نیست و برای مردم هم روشن است. یعنی اینگونه نیست که دولت احمدی نژاد معتقد باشد که وضع باید به همین صورت باشد که هست و نباید این وضع به نحوی تغییر کند؛ بلکه معتقد است باید این شرایط اصلاح شود. مهم اختلاف و روش است.

شاید برخی از مطبوعات وقتی مسأله حجاب و فرهنگی مطرح شد، این طور وانمود کردند دولت احمدی نژاد می خواهد داغ و درفش بر دارد برای مبارزه با بد حجابی. طبعا دولت در مقابل چنین موضعی واکنش نشان می دهد و می گوید که قصد برداشتن داغ و درفش برای یک چنین مبارزه ای را ندارد و مبارزه با بدحجابی را به شکل مبارزه انتظامی قبول ندارد گرچه فعالیت نیروی انتظامی به نحوی مورد حمایت دولت قرار داشت اما در حد تشویق، تبلیغ، تذکر و نه احیانا در حدی که گفته شود مبارزه با بدحجابی به صورت مبارزه فیزیکی صورت گیرد.

اعتقاد دولت آن طور که ما استنباط می کنیم،بر این است که شرایط حاضر،شرایطی است که می باید به مشکلات مهمتری از مردم و جامعه پرداخت و آن مشکل، مشکلات زندگی مردم است.مشکلات معیشتی که به شدت طبقات فقیر جامعه از این مشکلات و از بی عدالتی رنج می برند. پس باید اولویت اول دولت پرداختن به این مساله باشد و در عین حال که مسائل فرهنگی و حجاب اهمیت دارد، در اولویت دوم قرار دارد.

نکته دیگر روش کار است. ظاهرا دولت معتقد است می باید در بلند مدت از روش های فرهنگی به طور عمده استفاده کرد. البته این، به این معنا نیست که نباید با کسانی که بنا بر عناد و لجبازی با هنجارهای جامعه و هویت اسلامی و ایرانی دارند،به گونه ای برخورد کرد که احساس کنند تشویق می شوند. ولی نباید با کسانی هم که فریب خورده هستند یا تحت تاثیر تبلیغات بیگانگان قرار گرفته اند،به گونه ای برخورد شود که آنها را در موضع خودشان مستحکم کند بلکه می باید از راهکارهای فرهنگی و آموزشی و تبلیغی، ساختن فیلم های مناسب طرح بحث ها و مباحث مناسب آنها را توجیه کرد و از آنها خواست از همان راهی که می توان گفت تغییرات و تحولات فرهنگی به صورت منفی پدیدار شده، از همان راه هم باید تحولات مثبت پدیدار شود.

براین اساس،دولت در این مساله بنای یک کار ضربتی را نداشته است و بنای یک کار اصولی و بلند مدت دارد.البته انتظارات مردم خصوصا خانواده های شهدا، حزب اللهی ها و متدینین این است که آثار چنین اقدامی را در کوتاه مدت مشاهده کنند.تحلیل من این است که دولت مسائل فرهنگی را مورد غفلت قرار نداده ولی برای اصلاح وضعیت، راهکارهای متفاوتی را قائل است.

بطور کلی نظرتان در مورد عملکرد دولت نهم چیست؟
این نظر شخصی خود من است، دولت احمدی نژاد یک دولت اصولگرا است یعنی روی اصولی تکیه می کند که مجموعه اصولگرایان هم روی آن اصول پافشاری دارند و خواهان تجدید حیات انقلاب اسلامی مثل شور و اشتیاق روزهای اول با رهبری امام است و در عین حال دولت ایشان، دولت پرکار فعال عدالتخواه و دولتی است که می خواهد به مردم خدمت کند و مشکلات آنها را حل کند.

البته این طور نیست من دولت ایشان را بدون هیچ عیب و نقص تلقی کنم و اصولا کدام دولت می تواند مدعی باشد که بدون عیب و نقص است. معتقدم که اگر دولت همواره برای اقدامات خود با یک جمعیت بیشتری از فرهیختگان گفت و گو و مشورت و نظر خواهی کند می تواند خیلی بهتر از آن که الان کشور اداره می کند کشور را اداره کند.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha