به گزارش آفتاب نیوز، 
اگر چه نقد در فضای امروز بسیار دشوار است و هرمنتقدی انگ وصل بودن به این و آن و یا این جناح و آن جناح را می خورد اما چه باید کرد که گاهی آدم مجبور می شود این انگ ها را به جان و دل بخرد تا شاید آسمان بی رنگ سیاست ایران نیز رنگ و رویی به خود بگیرد.
واقعیت این است که متاسفانه در کشور ما حتی شاخص ترین چهره های سیاسی و حتی آن دست از احزاب و چهره های شاخص که خود به دنبال تحزب و تشکیل جامعه مدنی هستند، قواعد واقعی آن را دنبال نمی کنند. متاسفانه برخی از اصلاح طلبان که در صداقت آنها شکی نیست اصول تحزب و حتی رفتارهای سیاسی را به خوبی نمی شناسند و اکنون پس از ناکامی های متوالی در عرصه های انتخابات سعی دارند تا دوباره از راه های غیر ممکن، ممکن بسازند.
اگر بخواهیم شفاف سخن بگوئیم باید به صراحت بگوئیم که متاسفانه طیفی از اصلاح طلبان که در عرصه انتخابات نام « اصلاح طلبان پیشرو» برخورد نهادند و حاضر به ائتلاف با هیچ گروهی نشدند( فاقد از ارزش یابی این عمل که آیا درست بود یا اشتباه) امروزه درصدد ائتلاف با طیفی از اصلاح طلبان هستند( اعتماد ملی) که در واقع هر یک از این دو گروه تنها در نام اصلاح طلبی با یکدیگر مشترکند و هر کدام از این دو برای اصلاح طلب بودن تعاریفی دارد که کمتر از 50 درصد این دو طیف را به هم نزدیک می نماید.
اگر امروز « کروبی» زیرا بار فشار سایر اصلاح طلبان حاضر به ائتلاف کامل با مشارکت نیست راست می گوید. ائتلاف در این مرحله واقعا فاقد معنی است. حتی تفاهم هم معنی ندارد.
مگر می شود یک جناح سیاسی که روزنامه ای ندارد با طیف دیگر که حداقل صاحب تریبون رسمی است ، پیش از "وزن کشی" در عرصه رقابت ها، ائتلاف کنند و از حقوق مساوی سیاسی نیز بهره مند شوند.
مگر می شود تمام امکانات یک حزب در اختیار حرکت حزب دیگری قرار گیرد و رهبری این دو حزب متفاوت باشد؟
در چه شرایطی یک حزب می خواهد با حزبی که حتی جا و مکان برای برگزاری کنگره ندارد،با حزبی که دغدغه ای برای تشکیل کنگره ندارد و هر روزه خبری در خصوص افتتاح یک دفتر حزبی در یکی از استان های کشور توسط آن حزب به گوش می رسد ائتلاف کند این ائتلاف به چه معنی است؟ و اگر قرار است شکل بگیرد جایگاه هر دو حزب کجاست؟
چرا کروبی باید تن به ائتلاف با طیفی بدهد که حداقل در چند سال اخیر در دو مورد از مهمترین و سرنوشت ساز ترین رویدادهای سیاسی کشور هر دو آنهاراه هایی متفاوت برگزیدند؟ یعنی تحصن در زمان مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری نهم.
در مجلس ششم کروبی راهی متفاوت برگزید و در انتخابات نهم ریاست جمهوری مشارکت راهی دیگر. کسانی که امروز از ائتلاف سخن می گویند آیا می توانند به جز سخنانی همچون اینکه « صدای پای فاشیسم شنیده می شود؟» عاملی قابل سنجش تر برای ائتلاف خود بیان کنند؟
باید کمی واقع بین بود. اگر سخن از باز سازی است این بازسازی باید حقیقی باشد و در یک دوره زمانی مناسب صورت گیرد. من طرفدار اعتماد ملی نیستم اما چه کنم که کروبی راست می گوید،امروز ائتلاف اصلاح طلبان با یکدیگر معنایی جز استحاله طیفی در دیگری نمی دهد و مشارکت هنوز باید برای پیروزی گسترده انتظار بکشند.
سراغ واژه گل و گشاد تفاهم هم نمی روم که این گونه سخن گفتن در سیاست که « علم قدرت» است معنای حقیقی ندارد؟
اصلاح طلبان پیشرو که به تندروی نیز شهره اند باید وزن واقعی را بیایند و پس از آن در عرصه سیاسی کشور سخن از ائتلاف برانند، اگر آن روز بخواهند که ائتلاف کنند؟