پایگاه خبری آفتاب
۱۹ /خرداد /۱۴۰۵
Tuesday 09 June 2026
کد خبر:۴۹۱۶۷
۱۷:۰۴
۱۳۸۵/۰۵/۰۴

مهار بحران خاورميانه فرصتي براي اروپا

۱۷:۰۴
۱۳۸۵/۰۵/۰۴
به گزارش آفتاب نیوز،  در چنين شرايطي است كه با تغيير سياست گذشته، اسراييل خواستار استقرار نيروهاي بين المللي براي تأمين امنيت مرزهايش در منطقه است.
اين امر از نظر رولدميدسون، نويسنده روزنامه واشنگتن پست فرصتي براي اروپا محسوب مي شود. به اعتقاد وي اگر اروپا مي خواهد به طور جدي در صحنه ي جهاني حضور داشته باشد اين فرصتي است كه بايد آن را مغتنم بشمارد. گرفتاري آمريكا در عراق و روابط نزديكش با اسراييل، از دلايلي است كه حضور سربازان آمريكايي در ميان نيروهاي بين المللي در مرز اسراييل را احتمالاً منتفي مي سازد. دولتهاي سني عربي هم كه ممكن است قدم پيش بگذارند عبارتند از مصر، اردن و عربستان سعودي. ولي با اين كار به احتمال زياد با مخالفتهاي خياباني روبه رو خواهند شد و اين دخالت مي تواند كل منطقه را به جنگ شيعه – سني نزديك تر كند. بنابراين در چنين شرايطي توپ در زمين اروپا قرار مي گيرد. سابقه ي اقدامات اروپا در خاورميانه مي تواند دليلي براي اين اقدام باشد. پيش از اين نيز كشورهاي اروپاي غربي خواستار پايان بخشيدن به اشغال فلسطين توسط اسراييل شده بودند. آنها براي استقرار صلح و حل و فصل دوجانبه ي اختلافات اسراييل و فلسطين تلاش كرده اند. درمورد مسئله ي برنامه ي هسته اي ايران نيز سعي دارند تهران را تحت تأثير قرار دهند و خواستار آتش بس فوري در جنگ اسراييل با حزب الله هستند. البته هركدام از اين دلايل در صورتي عملي مي شوند كه آلمان، انگليس، فرانسه، ايتاليا و ساير كشورها اروپايي درمورد استقرار نيروهاي شان در جنوب لبنان به توافق برسند.
نويسنده ي مقاله يِ «فرصتي براي اروپا» در روزنامه ي واشنگتن پست چند دليل را براي اين اقدام اروپا عنوان مي كند. يكي اينكه پايان يافتن اختلاف موجود بدون حضور نيروهاي بين المللي در مرزهاي لبنان ممكن نيست و ديگر اينكه مذاكرات انتقادي با ايران كه حامي حزب الله محسوب مي شود درمورد برنامه ي هسته اي اش بايد براساس مقابله به مثل واقعي باشد.
اگر اروپا نخواهد نيروهاي حافظ صلح را به لبنان بفرستد، بعيد است تهران بار ديگر اروپا را جدي بگيرد. برعكس اگر چنين كاري را انجام دهد اين امر گزينه هاي غرب در برخورد با ايران و احتمال حمله نظامي آمريكا يا اسراييل به ايران را كاهش مي دهد. ضمن آنكه حل اختلافات اسراييل و فلسطين چيزي كه اروپا خواستار آن است، با حضور نيروهاي مرزي با مشاركت اروپاييها امكان پذير است.
البته اگر اين دلايل كافي به نظر نرسد، دليل روشن تري هم براي اروپا وجود دارد كه بخواهد در حل اختلاف موجود پيش قدم شود. حضور پررنگ تر اروپا در خاورميانه مي تواند جانشيني براي يكجانبه گرايي آمريكا در منطقه محسوب شود. اروپاييها از جهان تك قطبي به رهبري آمريكا و يكجانبه گرايي دولت جورج بوش، - به ويژه بعد از حادثه ي يازدهم سپتامبر- ناراضي هستند. مدل اروپايي سرمايه داري انساني و رويكرد چند جانبه گرايي در امور خارجي يك عامل به شدت تعادل بخش براي اقتصاد لسه فر (آزاد) آمريكا و يكجانبه گرايي واشنگتن در سياست خارجي محسوب مي شود.
از اين رو اين سؤال مطرح مي شود كه آيا اروپا از اين فرصت براي به نتيجه رساندن تمام اين اهداف خواهد گذشت؟ آلمان بنا به گفته ي وزير دفاعش در اين امر مشاركت خواهد كرد به شرطي كه حزب الله و اسراييل هر دو خواستار استقرار نيروهاي حافظ صلح باشند.
فرانسه مي گويد لحظه ي چنين دخالتي هنوز فراتر نرسيده است. انگليس در سخن از اين مشاركت حمايت مي كند اما در واقع نيروهايش در جنوب عراق گرفتار هستند. ممكن است توني بلر از خروج نيروهايش از عراق و استقرار آنها در مكاني كه بتوانند خوب عمل كنند استقبال كنند، اما اين احتمال هم وجود دارد كه اظهار استقلال بعد از ايالات متحده مدت زمان زيادي به طول بينجامد.
قطعاً، دخالت اروپا در جنوب اروپا مستلزم حوادث و خطرات سياسي خواهد بود اما عدم دخالت نيز اهداف سياسي اروپاي غرب در خاورميانه را تضعيف مي كند و دست جنگ طلباني چون ديك چني و رامسفلد كه معتقدند نيروهاي نظامي آمريكا تنها راه حل براي مشكلات است را در منطقه باز مي گذارد.
اما آنچه كه مشخص است آن است كه اروپا پس از جنگ جهاني دوم تحت حمايتهاي آمريكا روندي صعودي قدرتمند شدن را طي كرده است، ولي اينك در قالب اتحاديه اروپا قصد دارد به قدرتي مطرح در نظام بين الملل تبديل شود و اساساً اروپاييها براي ايجاد اتحاديه اروپا و تصويب آن نيز تلاشي بود براي مقابله با يكجانبه گراييهاي آمريكا. از سوي ديگر كنترل خاورميانه منطقه اي كه نبض حيات انرژي دنيا در آن مي تپد، براي تبديل شدن به قدرتي جهاني امري ضروري است. تلاشهاي آمريكا در منطقه نيز گوياي اين امر است. از اين رو فرصت شناسي اروپاييها، در اوج بحران خاورميانه مي تواند برگ برنده اي در مقابله با زياده خواهيهاي آمريكا و اسراييل در منطقه باشد و شايد بيراه نباشد اگر بگوييم فرصتي مناسب براي ايران جهت بازيگري در ديپلماسي هسته اي.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha