پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۴۹۱۸۷
۱۲:۲۸
۱۳۸۵/۰۵/۰۶

دلایل مخالفت مجاهدین انقلاب با جبهه دموکراسی خواهی

۱۲:۲۸
۱۳۸۵/۰۵/۰۶
به گزارش آفتاب نیوز،


دلایل شکست اصلاح طلبان
آقای سلامتی!گفته می شود یکی از دلایل شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته بی توجهی به قشرهای فرودست جامعه بود با توجه به اینکه سازمان مجاهدین همواره از لحاظ ایدئولوژیک طرفدار قشرهای فرودست وضعیت جامعه بوده است، این تحلیل را قبول دارید؟

البته یکی از دلایل همین مورد است که اشاره شد اما همه مطلب این نیست. مجموعه آرای 4 کاندیدای اصلاح طلبان در دور اول انتخابات قابل ملاحظه بود و اگر وحدت و ائتلاف صورت می گرفت می توانستیم علیرغم تخلفات جناح مقابل در دور اول موفق باشیم.

در دور دوم یکسری از اشکالات وجود داشت اما همه قضیه این نبود و مقداری هم بر می گشت به مواضعی که کاندیداها اتخاذ کردند و شعارهایی که مطرح شد. البته جو سازی هایی هم که در مورد کاندیدای اصلاح طلبان در دور دوم انجام شد بی تاثیر نبود.

در اینجا هم همین شعارهای طرفدار توده های مردم توانست موثر واقع شود البته اگر ما هم این شعارها را می دادیم تردیدی نبود که سرنوشت انتخابات تغییر می کرد.

به هر حال این گونه شعارها توانست رای قابل ملاحظه ای با توجه به سو استفاده از نهادها، ارگان ها و بودجه عمومی کسب کند.

پس به نظر شما اصلاح طلبان به شعارهای اقتصادی بی توجه بودند درست است؟
کمتر توجه داشتند.

چرا؟
ببینید! در آن زمان تحلیل های احزاب و گروه ها از شرایط اجتماعی متفاوت بود. بعضی از گروه ها تصورشان این بود به دلیل تاثیر گذاری نخبگان فعالیت بر جذب آنها متمرکز شد تحلیل این بود قشرهای متوسط و محروم و بالای جمعه را می توان از این طریق جذب کرد. این تحلیل به نظر من هم تحلیل واقع بینانه ای نبود و اگر شعار هایی که متوجه طبقه متوسط و محروم بود، داده می شد در آرا می توانست موثر باشد.

در آن برهه تحلیل سازمان مجاهدین انقلاب درباره این شعارها چه بود؟
سازمان و مشارکت کاندیدای واحد داشتند و شعارهای تبلیغاتی مشترکی را از طریق ستاد مشترک اعلام می کردند. با تحلیلی که گفته شد این ستاد مشترک شعارهای خود را به جای طبقه متوسط وضعیت متوجه نخبگان کرد.

شما هشدار ندادید که این شعارها نتیجه ای ندارد؟
با توجه به تحلیل ها و جمع بندی های شرایط انتخابات و تقسیم کارهایی که شده بود، کارها انجام می شد.

شما مدتی وزیر کشاورزی و سپس معاون وزیر کار بودید، فکر می کنید اصلاح طلبان طی 9-8 سال گذشته به حوزه های اقتصادی، کارگری و اجتماعی بی توجه بودند؟ 
بی توجه نبودند اما عنایت ویژه ای نداشتند. البته هر تشکیلات سیاسی در مقاطعی به اقتضای شرایط ممکن است حرکت هایی انجام دهد و محورهایی را برای تبلیغات در نظر بگیرد. سازمان و اصلاح طلبان نیز به همین شکل بوده اند.

البته ناگفته نماند که اصلاح طلبان طیف های گسترده به همراه دیدگاه های متفاوتی هستند اما سازمان از همان ابتدای امر کوشید سخنگوی قشر متوسط ومحروم جامعه باشد و مواضع اقتصادی خود را بر همین اساس اعلام کرد و این روند هنوز هم ادامه دارد منتهی سازمان هم با توجه به شرایط عینی جامعه و نیازهای ملموسی که وجود دارد ممکن است یک شعارش رنگ بیشتری نسبت به بقیه شعارهایش به خود بگیرد.

گاهی ممکن است به لحاظ حساسیت، آزادی پر رنگ شود و مسائل اقتصادی کمرنگ تر شود. سازمان علیرغم اینکه در زمینه اقتصادی طیف ضعیف جامعه را مورد نظر قرار داده اما شرایط اجتماعی در هر زمانی اقتضا کرده موضوع مربوط به آن زمان مدنظر قرار بگیرد. به عنوان نمونه ما در زمان دولت آقای هاشمی به دلیل اتخاذ سیاست اقتصاد بازار در عرصه اقتصادی، حساسیت شدیدی به این موضوع داشتیم چرا که احساس می کردیم آثار این سیاست متوجه محرومین و طبقات متوسط می شود و آنها را تحت فشار قرار خواهد داد و بنابراین عمده تحلیل ها بر این محورها بود و موضوع اصلی در دستور کار« اقتصاد» بود.

در زمان دولت‌‌ آقای خاتمی مساله آزادی ها و توسعه سیاسی مطرح شد بنابراین آنچه محور سازمان قرارگرفت توسعه سیاسی، آزادی بیان و قلم بود و وقتی این محورها مورد توجه قرار می گرفت محورهای دیگر تحت الشعاع قرار می گرفت.

از سویی هنگامی که توسعه سیاسی را مدنظر قرار دهیم ناگزیر مخاطبین ها روشنفکران خواهند شد و طبقات دیگر مخاطب ما قرار نمی گیرند. ما تا آخر دولت آقای خاتمی به این شکل عمل کردیم.

تغییر رویه در برخورد با مسایل
می خواهید این رویه را تغییر دهید؟
امیدوار هستیم از این به بعد همه جانبه با مسائل برخورد کنیم و حالتی پیش نیاید که ناگزیر شویم صرفا مسائل اقتصادی یا سیاسی را مد نظر قرار دهیم بلکه اینها باید با هم در نظر گرفته شود و برای همین درصدد هستیم با تقویت ساختار سازمانی و پوشش اقشار مختلف جامعه به لحاظ تشکیلاتی بتوانیم یک حالت فراگیر پیدا کنیم.

اگر یکبار دیگر به انتخابات نهم ریاست جمهوری بر گردید،آیا باز هم همان شعارها را تکرار می کنید؟
آن شعارها بخشی از شعارها خواهد بود و دیگر همه شعار ها نیست و قطعا شعارهای که مربوط می شود به طبقه متوسط و محروم جامعه خواهیم داد.

با توجه به شرایط عینی جامعه،در حال حاضر، اولویت سازمان چیست؟
الان ما مسائل مختلفی را مد نظر داریم. الان جامعه در یک حالت خاصی قرار دارد. مسائل اقتصادی بغرنج است و از پیچیدگی خاصی برخوردار شده است. تمام سیاست های اقتصادی که تا قبل از دولت نهم اعمال شده بود به کنار گذاشته شده و سیاست های جدیدی اتخاذ شده که شفاف نیست.

در مسائل سیاسی هم آزادی بیان و قلم و مساله تحزب مورد توجه ماست و احساس می کنیم توجهی به این موضوعات نمی شود. احزابی هستند که مجوز دارند، قانونی هستند و درچارچوب نظام حرکت می کنند اما اینها هنوز روزنامه ندارند و این البته چیز جدیدی است در دنیا که یک تشکیلات سیاسی و قشری از جامعه نشریه ای برای ارائه دیدگاه ها و نظرات خود را نداشته باشند. خود این امر نشان از سیاست نفی تحزب است.
در مسائل فرهنگی در جامعه با یک حالتی از تناقض مواجهیم. اقتضای دیدگاه های اصولگرایی این است که برخورد خاصی با مسائل فرهنگی صورت پذیرد. شرایط فرهنگی نشان می دهد هیچ تحلیل مشخصی در این زمینه وجود ندارد بلکه در یک حالت رها شدگی است. من سخت گیری یا شل گیری را تجویز نمی کنم بلکه می گویم الگویی که بتواند تکامل داشته باشد را باید در پیش گرفت که ما اکنون فاقد آن هستیم.

الان خود را نماینده کدام قشر از جامعه می دانید؟
ما هنوز خود را نماینده قشر متوسط و محروم جامعه می دانیم. البته به این معنا نیست که معتقد نباشیم که باید با سرمایه گذاری ها و توسعه اقتصادی زمینه های توسعه اقتصادی و اشتغال فراهم شود و به دنبال آن می توانیم توسعه سیاسی را هم داشته باشیم.

البته به قشر مرفه جامعه هم بی توجه نیستیم و اتفاقا الان به اقتضای شرایط باید میدان را برای کسانی که توانایی ریسک دارند و می توانند سرمایه گذاری و خلاها را پر کنند باز گذاشت البته اقتضای هر مقطع یک چیز است. الان با توجه به وضعیت نامطلوب اقتصادی باید حتما این توجه را داشته باشیم.

آیا در 8 سال گذشته دیدگاه سازمان از نگاه به قشر متوسط وضعیت به سرمایه داری گرایش پیدا کرده است؟
نه این گونه نیست.

"ما معتقد به نظام هستیم"
برخی احزاب مشی سیاسی و اقتصادی خود را لیبرال دموکرات و برخی سوسیال دموکرات عنوان کرده اند، شما تفکر سازمان را چطور تعریف می کنید؟
آن تعابیر باید تعریف شود. دوستانی که این مسائل را مطرح کرده اند، لابد با توجه به جهت فکری حزبشان و تطبیق آن با دیدگاه هایی که در غرب مطرح است به آن رسیده اند. تشکیلات ما تشکیلاتی در چارچوب نظام و معتقد به نظام است. قانون اساسی را قبول دارد و از لحاظ اقتصادی هم طرفدار طبقه متوسط و محروم جامعه است البته این را درفرنگی به چه چیزی تعبیر می کنند نمی دانم.

اصلاح طلبان پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری استراتژی سکوت یکساله سپس آغاز نقد را اعلام کردند. آیا امروز زمان نقد دولت فرا رسیده است؟
معمولا یکسال زمان قابل قبولی برای ارزیابی سیاست های و برنامه ها و عمل مجموعه ای که در دولت کار می کند، می باشد. الان که تقریبا ( البته هنوز یکسال تمام نشده) می شود برنامه ها، سیاست ها و عملکرد دولت را در همه عرصه ها مانند سیاست داخلی، سیاست خارجی، اقتصادی، مدیریتی و فرهنگی می توان ارزیابی کرد.

این امر مخصوصا در مورد این دولت مصداق دارد. این دولت از پشتوانه تمام ارکان نظام، برخلاف تمام دولت هایی که از اول انقلاب تاکنون بوده اند، برخوردار است. همه ارکان نظام هیچگاه به این شکل پشتیبان دولتی نبوده اند. بنابراین، این انتظار هست. برای ارزیابی یکسال گذشته حتی باید انتظاری بیش از عملکرد دولت های گذشته داشت. باید انتظار داشت نه 100 درصد بلکه حداقل 90 درصد کار تحقق پیدا کرده باشد.

"علاقه نداریم در قدرت باشیم "
سازمان مجاهدین انقلاب برای نقد دولت چه برنامه ای دارد؟
ما اعلام کردیم پس از یکسال می توان ارزیابی کرد. تمام تلاش ما این است که به دو جهت ارزیابی و نقد منصفانه داشته باشیم. یکی اینکه تقوای سیاسی اقتضا می کند و دیگری سعی کردیم مشی سازمان این باشد که همواره نقد منصفانه انجام دهد. نقد منصفانه تاثیری سازنده بر مردم و مخاطبین ما و هم جناح مقابل دارد که بتواند کارهای خود را اصلاح کند و در جهت خواست مردم که همان خواست ماست سوق دهد.

نقد سازنده و منصفانه از سویی برای خود ما هم خوب است و ارزش سازمان و نقد ما را بالا می برد. ما می خواهیم برای مردم کار بشود و اگر رقیب سرسخت ما هم بتواند برای جامعه کاری انجام دهد ما استقبال می کنیم.

ما خیلی علاقه نداریم تا در قدرت باشیم بلکه می خواهیم برای مردم کاری انجام شود و امروز اولویت های سازمان برای نقد دولت، با توجه به شرایط جدید یک محور نیست بلکه در همه عرصه های سیاسی داخلی، خارجی، اقتصادی و . . می باشد.

مواضع دولت نهم در عرصه سیاست خارجی را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا در جهت حفظ منافع ملی ایران است؟
به طور کلی ما هنوز معتقد به سیاست تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی هستیم. اگر قرار باشد بتوانیم کشور تاثیر گذاری در دنیا باشیم باید خیلی حساب شده با دنیای خارج برخورد کنیم. کارهای مثبتی انجام می دهیم و سپس با یک حرف همه آنها را از بین می بریم و برعکس، نباید خرابکاری کنیم و بعد بخواهیم با کلمات وجملات آن را خنثی کنیم.

این سیاست خریدار ندارد و کار ساز نیست. سخنان مسئولین بسیار مهم است حرف هایی که بعضا علیه کشورها گفته می شود سبب گارد گرفتن علنی یا غیر علنی آنها می شود و اگر احساس خطر کنند خود را آماده، کارشکنی و توطئه می کنند.

وقتی حساب نشده حرف بزنیم آمریکا و انگلیس از کشورهای منطقه علیه ما سوء استفاده می کنند و شرایطی را به وجود می آورند تا ما را در تنگنا قرار دهند. آمریکا هم می خواهد برخوردهای تند از ما سر بزند که مستمسکی بدستش بیاید تا کشورهای منطقه را علیه ما متحد کند.

اجازه دهید نگاهی هم به سیاست داخلی داشته باشیم. به نظر می رسد شاهد نوعی رکود در عرصه داخلی کشور هستیم. به نظر شما دلیل آن چیست؟
متاسفانه حالت خود سانسوری به وجود آمده است. خیلی از تشکل ها از جمله خود ما برای تبیین دیدگاه های خود نشریه ای ندارند و البته این برای نظام خطرناک است نظامی که یک بعدی باشد و فقط خودش حرف بزند دچار حالت رخوت و رکود می شود. وقتی تشکل های سیاسی نشریه ندارند یعنی زبانشان بند آمده است.

نشریاتی که متعلق به طیف اصلاح طلبان هستند،با توجه به برخوردهایی که با آنها صورت گرفته دچار خودسانسوری شده اند.

همین چند نشریه محدودی هم که در جناح چپ است بیانگر دیدگاه ها و نظرات گروه ها و احزاب و شخصیت های جبهه اصلاح طلب نیستند. این حالت احتیاط و محافظه کاری باید از میان برود.

چه کسی این حالت محافظه کاری را باید از بین ببرد؟
نظام. کسانی که در راس قدرت هستند باید شرایط دگرگونی وضع موجود را فراهم کنند. باید با نظراتی که داده می شود یا مقالاتی که نوشته می شود با سعه صدر برخورد کنند و این سعه صدر قدرت آنها را نشان می دهد. ناپایداری این سیاست ها در کشورهای مختلف تجربه شده است.

"در جبهه دموکراسی خواهی ممکن است کسانی هستند که به قانون اساسی و نظام معتقد نیستند"
پس از انتخابات برخی اصلاح طلبان تصمیم به تشکیل جبهه دموکراسی خواهی گرفتند. از سویی سازمان همواره اعلام کرده حاضر به پیوستن به این جبهه نیست. برخی افراد سازمان وجود افراد معاند و یا مخالف نظام در این جبهه را از دلایل نپیوستن سازمان به این جبهه بیان کرده اند. آیا حقیقت دارد؟

یکی از دلایل ممکن است این باشد در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر هم کسانی ممکن است باشند که به قانونی اساسی و نظام معتقد نیستند.دلیل دیگر این است که ما در جبهه اصلاحات حضور داریم.

آیا جبهه اصلاحات تاکنون پاسخگوی نیازهای اصلاح طلبان بوده است؟
بله، جبهه اصلاحات هرگاه مواجه با برخی ناهنجاری بوده مصاحبه، بیانیه، اطلاعیه . . . داشته است. هر موقع نشریه ای بسته شده، آزادی ها محدود شده و یا در مقابل دستگیری های غیر منطقی عکس العمل نشان داده شده است. بنابراین وقتی از این طریق می توانیم با گروه های همفکر به اهداف سیاسی خود دست پیدا کنیم، نیازی به تشکیلات جدید نیست.
اختلاف ایدئولوژیک شما با برخی گروه ها یا شخصیت های حاضر در جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر چیست؟
در جبهه دموکراسی خواهی ممکن است طیف هایی باشند که اصلا سنخیتی با دیدگاه های ما نداشته باشند. بعضی ها ممکن است به چارچوب های نظام معتقد نباشند و همین موجب می شود نتوانیم با هم جمع بندی های را داشته باشیم.

یک محور مثل دموکراسی نمی تواند گروه ها را دور هم جمع کند. در جبهه اصلاحات گروه ها از لحاظ اعتقادی اشتراکات بسیار زیادی دارند، در مسائل سیاسی داخلی، خارجی و حتی اقتصادی نیز، اشتراکات بسیار زیاد است. اما وقتی حقوق بشر محور باشد جمع شدن گروه ها خیلی مشکل است.

چه آینده ای برای جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر متصورید؟
ما امیدواریم آنها بتوانند به کار خود ادامه دهند. هر جبهه ای که بتواند به مطالبات بخش هایی از جامعه پاسخگو باشد غنیمت است. به هر حال اینها شهروندان جامعه هستند و حق دارند در سرنوشت جامعه دخالت کنند و هیچکس حق ندارد جلوی اینها را بگیرد. اینها نمایندگان اقشار خاصی از جامعه هستند. حتی مخالفین سرسخت نظام که دست به اسلحه نبرده اند هم حق دارند کار و زندگی کنند و کسی نباید جلوی آنها را بگیرد.

اما اینکه در داخل جبهه دموکراسی خواهی افراد و گروه ها می توانند با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند بحث دیگری است. به تجربه ثابت شده است وقتی یک محور مورد توجه است، این ائتلاف نمی تواند دوام داشته باشد. اما واقعیات اینها و تجربیات تاریخی نشان می دهد به راحتی نمی توانند دوام پیدا کنند.

در دراز مدت اختلافات ایدئولوژیک آنها مساله ساز خواهد شد. در جبهه دموکراسی هم اگر روزی نتوانستند با هم توافق کنند و در نهایت از هم جدا شدند چیز غیر منتظره ای نیست و قابل پیش بینی است.

در برخی شایعاتی که منتشر می شود عنوان شده علت عضویت نیافتن سازمان مجاهدین انقلاب در جبهه دموکراسی خواهی، عضویت گروه هایی چون نهضت آزادی و ملی ـ مذهبی ها در این جبهه است. واقعیت دارد؟
مبنای این شایعات ممکن است از استحکام صد در صد برخوردار نباشد اما بی مبنا هم نیست. سازمان اشتراکات کمتری با گروه هایی مثل نهضت آزادی و ملی مذهبی ها نسبت به گروه هایی که در جبهه اصلاحات عضو هستند، دارد.

چندی پیش قرار بود جلسه ای میان آقایان نبوی و سحابی برگزار شود که لغو شد. علت آن چه بود؟
این جلسه را خود آنها در خواست کردند و خود آنها هم لغو کردند. انتخابات خبرگان نزدیک است و به نظر می رسد خبرگان بیشتر تشکل درون صنفی روحانیت است.

"در انتخابات خبرگان بسیار فعال هستیم"
اهمیت خبرگان برای اصلاح طلبان چیست؟

ما در پی عوض کردن قانون خبرگان بودیم تا کسانی که به این مجلس می روند از طبقات مختلف جامعه باشند چرا که ارزیابی کار رهبری به دیدگاه های مختلف بر می گردد. همانقدر که اجتهاد موثر است مسائل اقتصادی و سیاسی نیز در این زمینه موثر است چرا که رهبر بر ابعاد مختلف باید اشراف داشته باشد. این امر محقق نشد.

از آنجایی که کار مجلس خبرگان بسیار مهم است از بسیاری از مجالس دیگر مهمتر است. بنابر هیچ تشکیلات سیاسی نمی تواند به آن بی تفاوت باشد. اگر احیانا تشکیل سیاسی تاکنون بی تفاوت بوده اند به این دلیل بوده که شرایط حضور موثر را مهیا نمی دیدند و احساس می کردند نظارت، استصوابی عمل کرده و قلع و قمع می کند و کلا حضورشان را بی تاثیر تلقی می کردند.

در واقع این احزاب نبودند که بی تفاوت بودند بلکه عملکرد ارکانی از نظام موجب می شده احزاب و گروه ها در ارتباط با انتخابات خبرگان به انفعال بیفتند. سازمان هم با توجه به این قضیه تاکنون برخورد فعالی با خبرگان نداشته است.

آیا سازمان در انتخابات خبرگان آتی شرکت می کند؟
الان آمادگی داریم در انتخابات خبرگان آتی برخورد بسیار فعالی داشته باشیم .اما چون قانون اصلاح نشد،تقریبا اکثر گروه های اصلاح طلب پذیرفته اند که این کار چون حالت تخصصی دارد مجمع روحانیون و مجمع محققین و مدرسین کار را پیش ببرد.

"کار اصلی ما انتخابات شوراها است"
فکر نمی کنید اصلاح طلبان بهتر باشد خود را بر انتخابات شوراها متمرکز کنند؟

انتخابات خبرگان مهم است اما کار اصلی ما انتخابات شوراها است. فعالیت های انتخابات شوراها شروع شده و جبهه اصلاحات در تدارک آن است. البته ما در مورد انتخابات شوراها هم نگرانی داریم و بر می گردد به عملکرد دستگاه های عمل کننده انتخابات از ظواهر امر این طور پیداست که می خواهند انتخابات را همزمان برگزار کنند.

همزمانی اشکالات زیادی دارد. یکی از نگرانی ها تعمیم نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات شوراها است. اگر این طور شود کار مشکل می شود و اعمال نظر ممکن است صورت بگیرد. در رد صلاحیت ها هم همین طور.

اگر انتخابات آزاد برگزار شود ما با تمام شور و توان در انتخابات شرکت می کنیم و مهم نیست نتیجه چه باشد و به هر نسبتی که حالت رقابتی کمتر شود از تلاش ها می کاهد.

گفت و گوهای گروه های اصلاح طلبان برای انتخابات خبرگان و شوراها آغاز شده است. اما هنوز ابهامات انتخابات های قبلی به قوت خود باقی است و برخی گروه ها همچنان برتک روی اصرار دارند. چه چاره ای اندیشیده اید که بار دیگر اختلافات پیش نیاید؟
ابهامات بارها مورد بحث و بررسی قرار گرفته و اگر اشکالاتی بوده پذیرفته شده و بعدا مشکلات گذشته تبیین شده و مورد حل و فصل قرار گرفته است. البته ممکن است ذهنیت گذشته کاملا پاک نشده باشد و البته تاثیر خود را بر جای گذاشته است.

اما این به آن معنا نیست که بین اصلاح طلبان هماهنگی وجود نداشته باشد. الان خوشبختانه بین اکثریت گروه های اصلاح طلبان هماهنگی است و بسیاری از گروه ها از گذشته درس گرفته اند. الان ذهنیت تکروی که قبلا وجود داشت تعدیل شده و احساس می شود با جمع بهتر می توان به نتیجه رسید.

به همین دلیل خیلی از گروه ها گفته اند در ارتباط با کاندیداها خط قرمز ندارند و تصمیم جمع، ملاک است.
 البته برخی گروه ها مثل اعتماد ملی که تازه تشکیل شده اند و ارزیابی توان تشکیلاتی خود را مدنظر دارند ممکن است دیدگاه دیگری داشته باشند و این حق را دارند که بتوانند لیست واحد خود را ارائه دهند اما این گروه ها زیاد نیست.

برخی گروه هایی که در زمان انتخابات های گذشته حاضر به ائتلاف با گروه های اصلاح طلب نمی شدند چنین استدلال می کردند که برخی در صدد قیم مابی هستند. آیا این طور بوده؟
ما هیچ وقت ادعایی را نداشتیم که قیم دیگران باشیم. ما تشکیلاتی هستیم که همیشه به دنبال کار جمعی بوده ایم و آن را در شورای هماهنگی اصلاحات محقق کرده ایم.

"برای هیچیک از گروه ها وزن خاصی قائل نیستم "
وزن کدام گروه ها در شورای هماهنگی بیشتر است؟

من برای هیچ یک از گروه ها وزن خاصی قائل نیستم چرا که در آنجا تصمیمات مشترک گرفته می شود و حالت اغنایی دارد و یک حالت دموکراسی کامل حاکم است.

از نظر اعتبار چطور؟وزن گروه هایی که حاضر به ائتلاف با طیف های اصلاح طلبان نیستند به چه میزان است؟
متاسفانه در کشور ما به دلیل اینکه تحزب مورد توجه واقع نشده، احزاب وجهه لازم را ندارند و این امر به خصوص در انتخابات نهم خود را نشان داد که مردم به کاندیداهای احزاب اعتقاد اندکی داشتند بنابراین مدت مدیدی طول خواهد کشید تا احزاب سیاسی فراگیر شوند و البته قدرتمند شدن احزاب جزء الزامات اجتماعی است و حکومت هم باید کمک کند که تاکنون انجام نشده است.

بنابراین چون نفوذ اجتماعی گروه ها کم است وزن کافی و لازم را به تنهایی ندارند و به همین علت است که در هر جناحی جبهه ها تشکیل می شود یعنی گروه های مختلف دور هم جمع می شوند که وزنی را تشکیل دهند. یک گروه یا حزب در جامعه نمی تواند به تنهایی جایی داشته باشد.

تفکر تکروی در برخی گروه ها از کجا نشأت می گیرد؟
تفکر تکروی از آنجا ناشی می شود که گروهی احساس می کند موقعیت مناسبی در اجتماع دارد و درصدد نشان دادن قدرت خود از این طریق است تا اگر قدرت را در دست گرفت در اختیار خودش باشد. اما در کشور ما این ظرفیت نیست و سابقه احزاب نشان می دهد که هنوز به آن مرحله نرسیده اند و این توهم است که گروهی احساس کند به تنهایی می تواند قدرت را در دست بگیرد. 

احتمال ائتلاف اصلاح طلبان بسیار زیاد است
آقای سلامتی! به طور کلی با توجه به اختلافات، تکروی برخی گروه ها و سوابق گذشته گروه های مختلف اصلاح طلبان، احتمال ائتلاف اصلاح طلبان را به چه میزانی ارزیابی می کنید؟
 احتمال ائتلاف اصلاح طلبان بسیار زیاد است. در جبهه اصلاحات و با گروه های مختلفی که تماس داریم شاهد هستیم که تجربه سه انتخابات گذشته موجب شده گروه ها برای ائتلاف اعلام آمادگی کنند. الان دنبال لیست واحد برای شوراها هستیم و ذهن حاکم بر گروه های اصلاح طلب نیز همین است، اما اینکه در آینده چه پیش خواهد آمد را نمی دانم.

پس اگر این بار انتخابات برگزار شود آیا ما مجددا شاهد شکست اصلاح طلبان خواهیم بود؟ یا خیر؟
امیدواریم ببینید. الان برای ما نتیجه انتخابات مهم نیست. مهم این است که ما با یکدیگر ائتلاف کنیم. ممکن است مردم به ما رای ندهند و به جناح مقابل رای دهند. ما به دنبال مطرح کردن خواسته های مردم هستیم و امیدواریم موفق شویم. الان فقط می توانم بگویم زمینه های فکری و ذهنی ائتلاف فراهم است. 

"بنای ما بر شرکت صد در صدی در انتخابات است"
برخی گروه های اصلاح طلب تاکید کرده اند تحت هر شرایطی ـ حتی در صورت رد صلاحیت های گسترده ـ در انتخابات شرکت می کنند و اصولا به شرکت در انتخابات به عنوان یک وظیفه می نگرند. اگر کاندیداهای شما در انتخابات رد صلاحیت شدند باز هم در انتخابات شرکت می کنید؟
در حال حاضر بنای ما بر شرکت صد در صدی در انتخابات است. منتهی این شرکت بستگی دارد به شرایط انتخابات آزادی، رقابتی و قانونمند. اگر اینها به هر نسبتی تغییر پیدا کند ما نیز به همان نسبت فعالیتمان کم خواهد شد. 

فکر می کنید زمینه ها برای تایید صلاحیت کاندیداهای اصلاح طلبان با توجه به سوابق گذشته نهادهای نظارتی فراهم است؟
نگران هستیم. تفکر حاکم بر ضوابط و محورهایی معتقد است که سبب نگرانی ما شده است و امیدواریم نگرانی ما موضوعیت نداشته باشد. بنابراین از دست اندرکاران و مسئولین نظام می خواهیم قول بدهند و هم بگویند و هم عمل کنند تا انتخابات رقابتی و سالم برگزار شود. 

آقای جنتی، دبیر شورای نگهبان گفته بودند«ما توصیه نمی پذیریم»
متاسفانه یکی از صحبت هایی می شود و درعمل نیز در پی آن هستند،همین صحبت هاست. این طور صحبت کردن یعنی جو جامعه را تخریب کردن، یعنی بی اعتمادی در جامعه به وجود آوردن، یعنی بی رغبتی در ارتباط با حضور در انتخابات ایجاد کردن و جلوی این حرف ها باید توسط مسئولین گرفته شود.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha