به گزارش آفتاب نیوز، 
صهیونیستها دهههای متمادی است که به شکستناپذیری ارتش خود میبالند و اعراب را به دلیل شکستهای متعدد چند روزه تحقیر میکنند، اکنون اما این افسانه هزارپاره شده است. این بار تلآویو برای رهایی از گرداب مبارزان لبنانی مجبور شد تا حامیان خود را فراخوانده و به دریوزگی شورای امنیت بیافتد تا شاید با تصویب قطعنامهای خود را از جهنم لبنان نجات دهد.
اگر پیش از این ارتشهای منظم اعراب توان هفتهای مقاومت در برابر ماشین جنگی تلآویو را نداشتند، بحران لبنان نشان داد که چگونهای گروهی مبارز با توسل به ایمان میتوانند رژیم تا بن دندان مسلح شدهای را متوقف کنند و پیکره ماشین نظامیاش را در هم بشکنند. پذیرش قطعنامه شورای امنیت در واقع آخرین میخی بود که صهیونیستها بر تابوت افسانه شکست ناپذیری خود کوبیدند.
اما درگیریهای اخیر لبنان و فلسطین از جهات دیگری نیز قابل توجه است. برای نخستین بار از زمان تشکیل دولت عبری در اراضی اشغالی، نه دولت بلکه ملتها به جنگ آنها رفتهاند. نقش حماس و حزبالله به عنوان جنبشهای مردمی و غیردولتی در چنین شرایطی بسیار مهم است چرا که آنان آغاز کننده راهی هستند که ملتها را مستقیماً رویاروی دشمن صهیونیست قرار میدهد. چنین تحولی است که باعث شده تا سران عرب با دور شدن از مواضع اولیه خود در انتقاد از حزبالله، در هراس از شورش افکار عمومی علیه خود، به حمایت از لبنان بپردازند.
تداوم حضور جنبشهای مردمی در صحنههای سیاسی میتواند شرایط منطقه را دچار تحولی جدی کند. ملتهای عرب شاید از این پس به این بیاندیشند که برای رسیدن به دموکراسی نیازی به تانکهای غربی ندارند.
درگیری لبنان، شدیدترین و طولانیترین نبرد اسرائیل بود و در نهایت نخستین موردی که این رژیم از آن ناکام بیرون آمد. ضعفهای آشکار و چشمان اسفندیار اسرائیل در این نبرد آشکار شد و افسانه شکستناپذیری آن شکست.
اکنون اعراب در صورت خروج از انفعال نه در موضع شکست خورده بلکه در جایگاه پیروز یک درگیری میتوانند به احقاق حقوق مردمان لبنانی و فلسطینی بپردازند، هرچند بعید به نظر میرسد چنین عزمی در میان سران عرب وجود داشته باشد.
تلآویو سالیان متمادی است که امنیت خود را بر پایه ناامنی همسایگان بنا کرده است. همسایگان اسرائیل باید همواره در هراس باشند تا این رژیم امنیت داشته باشد. درگیریهای لبنان و غزه نشان داد که این دوران به پایان رسیده و عصر «توازن وحشت» آغاز شده است. اگر قرار است فلسطینیها و لبنانیها امنیت نداشته باشند، هیچکس در اقصی نقاط اسرائیل هم رنگ آرامش را نخواهد دید.
تلآویو حالا باید دریافته باشد که امنیت ساکنان اراضی اشغالی با امنیت دیگران پیوند خورده است و دیگر حاکم بر سرنوشت دیگران نیست. این مدرک باید نگاه امنیتی اسرائیل و متعاقب آن شرایط منطقه را تغییر دهد.
حزبالله در بحران اخیر و به ویژه پس از پذیرش قطعنامه نشان داد که چه در جایگاه گروهی مبارز و چه در مقام حزبی سیاسی، منافع ملی را بر محاسبات جناحی ترجیح میدهد. پذیرش آتشبس برای پایان حملات وحشیانه اسرائیل به مناطق غیرنظامی، هر چند از موضع بالا صورت گرفت، اما نشان داد که نصرالله و سران این گروه مبارز در راه منافع ملی این کشور ابایی از تغییر تاکتیک ندارند. حزبالله اکنون حافظ اصلی منافع لبنان است، هر چند نه غربیها و نه اسرائیل نخواهند آن را باور کنند.
لبنان در جریان حوادث پس از ترور حریری چند پاره شده بود. اکنون اما ملت و دولت لبنان دوشادوش مبارزان قرار گرفتهاند و صفی فولادین را در قبال بیگانگان تشکیل دادهاند.
بازگشت وحدت ملی و روح سلحشوری و مقاومت به لبنان حاصل اشتباه صهیونیستها بود، اشتباهی که در آینده باز هم تاوان سنگین آن را خواهند داد.
مقاومت حزبالله غرور عربی را در میان ملتهای عرب زنده کرد. اکنون میتوان انتظار داشت مردمانی که سالهاست خبر شکست و ناکامی در مقابله با تلآویو و مشاهده سازش سردمداران خود را هیچ پنداشتهاند، قهرمانانی تازه بیابند. قهرمانانی که نماد مقاومت و ایثار هستند و روایتگر و نویدبخش پیروزی. کودکان عرب از امروز نه با افسانه تلخ شکست که با رویاهای شیرین اسطورههای مقاومت بزرگ میشوند و دور نیست روزی که از قلب جهان عرب هزاران نصرالله برخاسته و خواب خوش را از چشمان صهیونیستها بربایند.