شکست اسراییل در جنگ افکار
به گزارش آفتاب نیوز، 
این اظهارنظر متعلق به حامیان حزبالله نیست، بلکه سرآغاز مقالهای است از «آلون بن مایر» استاد اسرائیلی دانشگاه نیویورک در رشته روابط بینالملل و مطالعات خاورمیانه که در آن تحلیل خود را از جنگ اخیر لبنان و پیامدهای آن برای اسرائیل مطرح کرده و در پایان با نگاهی اسراییلی به ارائه راهکار های خود برای خروج اسراییل از این بن بست پرداخته است.
در
این مقاله با عنوان «جنگ افکار» که خبرگزاری یونایتدپرس آن را منتشر کرده، آمده است: توانایی حزبالله در موشکباران و پرتاب هزاران راکت به مناطق شهری اسرائیلی و در نتیجه فرستادن میلیونها اسرائیلی به پناهگاهها به شدت با عملکرد اعراب در جنگ پیشین با اسرائیل در تضاد است.
پس از اینکه گرد و خاک جنگ فرو نشست، اسرائیل باید به بازبینی استراتژیهای خود در مورد ایران و دولتهای عربی پرداخته و اعتبار ارتش خود را بازسازی کند.
این مسأله نه تنها به خاطر خود اسرائیل بلکه به خاطر دشمنانش و جلوگیری از بروز یک اشتباه محاسباتی تراژیک توسط آنها براساس وقایع اخیر، ضروری است.
به اعتقاد نویسنده چه به دلایل تاکتیکی، بیتجربگی نظامی رهبران فعلی اسرائیل و یا اتکای نادرست بر جنگ هوایی بوده باشد، طنین ناتوانی اسرائیل در دستیابی به پیروزی کامل علیه حزبالله در جهان عرب و مسلمانان ادامه خواهد یافت.
او سپس به بررسی پیامدهای این مسأله پرداخته و مینویسد شکست اسرائیل بیشک موجب تشجیع ایران برای به چالش کشیدن اسرائیل در شرایط و فرصتهای مختلف خواهد شد و ممکن است سوریه به این نتیجه برسد که اسرائیل چندان هم ارتش مقتدری ندارد و تلاش کند با در پیش گرفتن تاکتیکهای خشونتآمیز، بلندیهای جولان را باز پس گیرد. همچنین ممکن است حماس نیز به مقاومت سختتر در برابر اسرائیل تشویق شود و حزبالله نیز که اکنون در نگاه اعراب به صورت قهرمانی پیروزمندانه ظاهر شده است مترصد فرصتی برای رویارویی دوباره با اسرائیل خواهد بود.
او سپس به طرح راهکارهای خود به دولت اسرائیل برای جبران این شکست پرداخته و مینویسد، اسرائیل باید دقت کند که شکست در جنگ افکار را به یک شکست استراتژیک واقعی در مقابل اعراب و ایران تعبیر نکند.
مایر توصیه میکند که اسرائیل به طور جدی خلع سلاح حزبالله را پیگیری کند زیرا به ادعای او در غیر این صورت تکرار چنین درگیریهایی برای اسرائیل گران تمام خواهد شد.
او با طرح این ادعا که اجازه دادن به تجهیز و مسلح شدن حزبالله توسط حامیانش یک اشتباه تراژیک بوده است میافزاید نباید این اشتباه تکرار شود و تا پیش از خلع سلاح حزبالله سربازان اسرائیلی نباید از لبنان خارج شوند.
او با متهم ساختن ایران به حمایت از حزبالله و برانگیختن جنگ مدعی شده است که آمریکا و اروپا باید به طور جدی در این زمینه با ایران برخورد کرده و با استفاده از ابزارهایی مانند تحریمهای اقتصادی و سیاسی و البته نه استفاده از زور با ایران و همچنین فعالیتهای هستهای این کشور مقابله شود.
نویسنده سپس با اشاره به برخی مشابهتهای ایران و سوریه از جمله منافع مشترک، و دشمنی با آمریکا و اسرائیل و اینکه هر دو کشور متهم به حمایت از حزبالله هستند، مینویسد اسرائیل باید بین آنها تفاوتهایی قائل شود.
او میافزاید ایران و سوریه ارزیابیهای استراتژیک متفاوتی داشته و منافع نهایی آنها نیز فرق میکند. درگیری سوریه با اسرائیل مشکل ارضی است و سوریه میداند که در نهایت مجبور است در همسایگی اسرائیل زندگی کند ولی مسأله ایران با اسرائیل ماهیتی است و حل آن چندان آسان نیست.
نویسنده در پایان ایران را دشمن اصلی و جدی اسرائیل توصیف میکند و مدعی است اسرائیل باید در استراتژیهای آینده خود به طور جدی به فکر جلوگیری از قدرت گرفتن نقش ایران در منطقه باشد.