به گزارش آفتاب نیوز، 
نمونه این میدان مین بدون نقشه، نامه اخیر سخنگوی محترم دولت به دادستان تهران است؛ مبنی بر طرح دعوی و شکایت علیه آنچه «نشر اکاذیب به قصد تخریب دولت» نامیده شده است.
گر چه سخنگوی دولت در جلسه روز دوشنبه خود با خبرنگاران تلاش کرد با ذکر درخواستهایی همچون «نقد همراه با قوت و قدرت دولت در هفته دولت» در مسیر نوازش رسانهها گام بردارد، اما همان نامه چند سطری کافی است تا حریف، عطای نقد را به لقای شکایت ببخشد و سپر بیاندازد. چرا که جماعت روزنامهنگار به تجربه دریافتهاند که این تعارفات میگذرد و آنچه مفتوح میماند همان شکایت کذایی است.
فقط میماند چند «ای کاش» و چند نکته، که البته چندان هم تازگی ندارد.
نخست آنکه، ای کاش سخنگوی محترم دولت که از درج مطالبی که بخش مهمی از آن، از قضا در یکی از سایتهای نزدیک به هواداران دولت منتشر شده اینچنین بر میآشوبد، خود پیش قدم میشد و خط مشخصی میان انتقاد و افترا به دولت ترسیم میکرد. چرا که بر مبنای اظهارات ایشان هنوز کسی آدرس معبر این میدان پرخطر را در جیب ندارد.
دوم آنکه «ای کاش» آنچه را بر خود نمیپسندیم بر دیگران نیز روا نمیداشتیم. جناب الهام خود نیک به خاطر دارند که متعلقه محترمهشان چندی پیش در مطلبی که موجب عذرخواهی برادرشان نیز شد، شمشیر را بر دولتها و دولتمردان گذشته از رو بستند. آنچه خواستند و میاندیشیدند بر زبان آوردند که البته «گفتن» حق ایشان بود. واکنش طرف مقابل اما تنها چند انتقاد و مقاله بود، نه شکایت و طرح دعوی.
طرفه آنکه سخنگوی محترم دولت در کنفرانس هفتگی با خبرنگاران، نوشتار متعلقه محترمه خویش را مصداق آزادی بیان دانسته و با لبخند از کنار آن گذشتند.
در این زمینه البته گفتنیهای دیگری هم هست که بایستی آنها را نوشت و یادآور شد:
اول ـ این قلم معتقد است که نامه جناب آقای الهام نشانهای ضعیف از همان چیزی است که توسط برخی ناظران، «بیتجربگی و کم تحملی در اداره امور» نامیده شده است.
سخنگوی محترم دولت کافی است نگاهی به آرشیو روزنامههای کشور در بیست و هفت سال اخیر بیندازند و آشکارا تأیید کنند که دولت نهم نه تنها در معرض تاخت و تاز قرار ندارد، که اتفاقاً از بیشترین حمایت رسانهای نیز برخوردار است.
گمان نمیرفت که چند انتقاد کوچک، دولت منادی «مهرورزی» را اینگونه به «شکایتورزی» وادارد.
دوم ـ بیشک هیچ یک از اصحاب رسانه در ایران، حاکمیت اخبار دروغ بر فضای رسانهای و تاخت و تاز «افتراء و تهمت» در صحن اطلاعرسانی کشور را مقبول و مورد پسند نمیداند. با این حال مشاهده میشود که تقریباً تمام دستاندرکاران رسانه در کشور با تمام تعلقات و گرایشهای سیاسی به انتقاد صریح یا تلویحی از این نامه برخاستهاند. علت روشن است. این نامه میتواند زمینهساز برداشتهای شخصی از ساحت افتراء باشد. راستی بر مبنای اعلام جرم جناب آقای دکتر الهام، دیگر کدام انتقاد است که مشمول «افتراء» نباشد و به عنوان «نقد مشفقانه رسانهها» مورد ارزیابی قرار گیرد. پاسخ سخنگوی محترم به این سئوال امری حیاتی است.
سوم ـ جناب آقای دکتر الهام حتما تأیید میکنند که اغلب انتقادات وارد شده به ایشان توسط فعالان سیاسی اصولگرا و اتفاقاً حامیان دکتر احمدینژاد صورت گرفته است. در «آفتاب» که لااقل این گونه بوده است. با این وصف باید پرسید این چه تصمیم و رفتاری است که حتی حامیان دولت را به اظهار نگرانی وادار میکند.
چهارم ـ از جناب آقای الهام سؤال میشود که آیا علیه متعلقه خود هم اعلام جرم خواهند کرد؟ این انتقاد که «دولت نهم در زمینههایی ناکارآمد است» بزرگتر است یا این اتهام که دولتهای قبلی نعوذ بالله غالبا «فاسد»، «جاسوس»، «مطیع بیگانه»، «ضد دین»، «ضدولایت فقیه» و ... بودهاند. این را بگذاریم و بگذریم.
پنجم ـ و آخر این که اتفاقاً یکی از اقدامات به جا و شایان تقدیر دولت نهم، تصمیم بخشی از وزرا و دستگاههای دولتی (مثلاً وزارت کشور) مبنی بر پس گرفتن کلیه شکایات گذشته از مطبوعات است. اقدامی این چنین از سوی دولت نشانهای مثبت و عملی از انتقاد پذیری کابینه محسوب میشود. از همین روست که گمان میرود حمایت واقعی از دولت در گرو تقدیر از این تصمیم پیشین است؛ نه سکوت یا تایید نامه سخنگوی محترم که تقریباً از سوی تمام طیفها با بهت و حیرت مواجه شده است.