اين چه جور به مصاف حريف رفتن است!
به گزارش آفتاب نیوز، 
به گمانم در كتاب نسيم شمال بود كه خواندم: "از كرامات شيخ ما چه عجب..."
البته اين يادآوري ما بايد مرهون شيخ مستطاب خودمان، جناب كروبي باشم كه بعد از اين همه سال، ياد آن كتاب و شاعر را در ذهنم زنده كرد.
همين دو روز پيش بود كه سرانجام، آقاي كروبي، همه ي آن چيزهايي را كه اينجا و آنجا درباره ي هاشمي گفته بود. جمع كرد يك جا و چون - "فيد بك" آن به جز سكوت حريف نبود- بهتر ديد كه رقيب تازه به ميدان انتخابات آمده را كه ورد زبانش اين بود كه اگر ببينم در ميان نامزها كسي باشد كه بتواند در اين شرايط، كارساز باشد، نمي آيم و چون نديد، آمد- با انتشار نامه اي مورد خطاب قرار دهد و به قول قدما، سياست كند. چرا كه ايشان معتقد است وقتي كه من هستم، نيازي به آمدن هاشمي نبود و چون رفسنجاني او را در اين ميان، نديده گرفته است؛ بنابراين، حكم فرمودند كه: بگرد تا بگرديم.
اين كه كروبي، هاشمي را به خاطر بيانيه ي علت ورودش به عرصه ي انتخابات، مورد پرسش قرار داده است، به خودي خود، كار بدي نيست.
اشكال قضيه از آن جايي شروع مي شود كه اين گونه به چالش كشيدن رقيب انتخاباتي، بوي تخريب و تخطئه مي دهد. چرا كه اگر هاشمی نمي آمد، حتي اگر از اين بدترها را هم مي گفت، رگ غيرت كسي نمي جنبيد.
اين كه مي گويم جادوي قدرت، به واقع جز اين نيست. چرا كه در اين 25 ساله اخير، كمتر ديده شده است كه كسي در سطح آقاي كروبي، اين چنين شمشير خود را بالا ببرد و بدون آن كه بداند حريف كيست و كجاست، فرو آورد. تفسير من از اين كار، بيشتر خودزني است تا ناكار كردن حريف.
يكي از نكته هاي جالب انتخابات پيش رو، اين است كه همه ي نامزدها هيچ كس را به غير از هاشمي، شايسته ي رقابت با، خود نمي دانند. يعني، همه خود را با وزنه ي هاشم مي سنجند. نامه ي كروبي را هم بايد در همين رديف گذاشت.
و ديگر اين كه، معروف است كه وقتي بازيكنان گمنام يا كمتر آشناي فوتبال در مقابل حريفاني قرار
مي گيردند كه مهره هاي سرشناس در تيم خود دارند، آن بازيكنان، وسوسه مي شوند تا روي پاي معروفترين بازيكن – حالا بگيريد "رونالدو" يا تا چند وقت ديگر، همين جادوگر خودمان؛ يعني، علي كريمي- تكل هاي خشن بروند و در اين درگيري چنان افراط مي كنند كه يا آن بازيكن را راهي بيمارستان مي كنند و يا اين كه خودشان كارت قرمز مي گيرند و از زمين مسابقه اخراج مي شوند تا در نهايت اسمشان بر سر زبان ها بيفتد، البته اين مثال را بهرآن آوردم كه بگويم حمله ي كروبي به هاشمي نيز از جنس همين ماجراست.