توسعه؛ تحقیقات و تاکیدات رهبری
به گزارش آفتاب نیوز، 
بدون شک در فضای به شدت سیاست زده ایران، تعاریف ارایه شده از مشخصات «اصولگرایی» و عملکرد دولت کنونی به عنوان مهمترین بخش از
اظهارات مقام اول کشور در صفحات نخست روزنامههای مختلف نقش خواهد بست. همان گونه که قریب به هفت سال پیش نیز اظهارات رهبری پیرامون مشخصات «اصلاحطلبی» و دولت وقت به عناوین اصلی روزنامههای صبح فردا تبدیل شد. آن روزها جدالی سخت میان جناحهای سیاسی کشور پیرامون اصلاحطلبی سر گرفته بود و جناح پیروز تمام رقبای خود را به ضدیت با «اصلاحات» متهم میکرد. همان گونه که این روزها جدالی دیگر بر سر اصولگرایی درگرفته است و جناح پیروز تمام مدیران گذشته را به عقب نشینی از «اصول انقلاب» متهم میکند. آن روزها در نگاه رسانهها ابعاد «اصلاح طلبی» مهم بود و این روزها ابعاد «اصولگرایی». و طبیعی است که همواره بخشی از سخنان شخصیت اول یک کشور به مهمترین موضوع مناقشه میان رسانهها و سیاستمداران آن کشور اختصاص یابد.
به گمان من اما مهمترین موضوع در میان اظهارات رهبری امری است که هم آن روز مورد تاکید قرار گرفت و هم امروز. اصلیترین و حیاتیترین نیاز کشور همان چیزی است که غالباً در هیاهوی جذاب هیجانها و رقابتهای گاه خشونتبار سیاسی گم میشود. این گونه است است که میبینیم در تمام رقابتهای سیاسی سالهای اخیر هیچگاه و هیچ وقت «کارآمدی»، «افزایش بهرهوری»، «پیشرفت علمی و تحقیقاتی»، «اصلاح ساختار بوروکراتیک کشور»، «افزایش تولید ناخالص ملی» و مسایلی این چنین به موضوعی اثرگذار و مهم در میان مردم تبدیل نشده است. چرا که همواره این شعارهای روبنایی و عامه پسند بوده که پیروز یا مغلوب میدان سیاست را مشخص کرده است. بدین اعتبار با آن که به واسطه شغل روزنامهنگاریام تعاریف ارایه شده از سوی عالیترین مقام کشور را درباره «اصولگرایی» بسیار مهم میدانم؛ مهمترین چیز را در لابلای سطوری جستجو میکنم که در نگاه اول کمترین «اولویت خبری» را در پیش روی من قرار داده است. تاکید بر «سند چشمانداز بيستساله» و «ضرورت افزایش بودجه تحقیقاتی در کشور» یکی از این چیزهاست.
بی شک این تاکید که «
لازمه پيشرفت علمي، توجه بيش از پيش به بودجه تحقيقات و پژوهشهاي علمي است» یا این که «
ميزان بودجه تحقيقاتي بايد از توليد ناخالص ملي مطابق آنچه در برنامه چهارم لحاظ شده، بیشتر شود» در هیچ روزنامهای تیتر نخواهد شد. همانگونه که هیچ خبرگزاری یا رسانه سایبری که دیدار دیروز هیات دولت را منتشر کرد، جملات مزبور را بر صدر اخبار خود قرار نداد. ماجرا کاملاً مشخص است. در توصیههای دیروز مقام اول کشور به هیات دولت آن قدر جملات مهم و اثرگذار در حوزههای سیاست داخلی و دیپلماسی و اقتصاد وجود داشت که «سیاست زدگی مفرط» در رسانهها و فضای سیاسی مانع توجه به راهبردهای بنیادین باشد.
این قصه اما به همین سادگی ادامه پیدا نخواهد کرد. کوران «دفاعیات پرطمطراق دولت نهم از عملکرد خود» از یک طرف و «انتقادات افراطی مخالفان این دولت» از طرف دیگر، روزی فرو خواهد نشست. همانگونه که تندبادهایی به مراتب بزرگتر از این نیز به آرامی بر زمین خفته است. درست در همان موقع است که شهروندان طبقه متوسط این کشور از دولتمردان خود (هر که باشند با هر گرایشی) خواهند پرسید که چشمانداز بیست ساله چه شد؟ قدرتمندترین کشور منطقه از لحاظ اقتصادی و صنعتی کجاست؟ روند معکوس مهاجرت نخبگان به کجا رسید؟ و اسمش هر چه که باشد؛ «توسعه» یا «تعالی» ایران به کدام مرحله رسیده است؟
به گمان من نکته پنهان تاکید مقام اول کشور بر «ضرورت افزایش بودجههای تحقیقاتی» آن هم در شرایطی که مباحثات فراوان بر سر عملکرد یک ساله دولت سر گرفته و بحران هستهای به اوج رسیده است؛ در همین جاست. یعنی جایی که فراتر از تحولات سیاسی یا اختلافات رسانهای افق بیست ساله کشور را نظاره میکند و ضرورت ارتقای جایگاه اقتصادی و علمی ایران در دهکده جهانی را به فراموشی نمیسپارد. بایستی پذیرفت که بیشترین تکرار و تاکید بر ضرورت «تولید علم»، «جنبش نرمافزاری»، «جهش علمی» و مقولاتی مشابه نه از طرف مقامات اجرایی که متولی مستقیم این کارند، که از طرف رهبری نظام صورت گرفته است. و نیز این را باید پذیرفت که مسئولان اجرایی نه تنها برنامه جدی و قابل توجهی برای رسیدن به این اهداف ارایه نکردهاند، که گاه با سنگ اندازی و تمسک به دشواریهای بوروکراتیک موانعی بزرگ را در روند مطالعات زیرساختی کشور ایجاد کردهاند.
به خاطر دارم که یکی از مدیران دولتی در بحبوحه جنگ تحمیلی و درست در شرایطی که کشور با کمبود شدید منابع مالی مواجه بود؛ از تاسیس یک مرکز مطالعاتی بزرگ در حوزه «امنیت ملی» سخن میگفت که بودجه زیادی را هزینه میکرد. پاسخ او در دفاع از ضرورت تاسیس چنین مرکزی و رد دلایل منتقدان دو چیز بود. نخست آن که تمام هزینههای این مرکز تحقیقاتی با هزینه چند موشک ناقابل برابری میکند. و دیگر این که حذف مطالعات و تصمیمسازی بدون طی روند بررسی علمی، گاه هزینههایی هزاران برابر بودجه یک مرکز مطالعاتی جامع را بر کشور تحمیل خواهد کرد. این تحلیل هنوز هم معتبر است. با این تاکید که تصمیم کلان کشور برای توسعه همهجانبه؛ افزایش واقعی بودجه مراکز تحقیقاتی، حذف موانع بوروکراتیک یا حتی سیاسی و حمایت از تحقیقات و مطالعات در تمام زمینهها را (از روابط بینالملل گرفته تا دانش هستهای و سلولهای بنیادین) به یک ضرورت اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است.
دولت نهم میتواند با برداشتن گامی بزرگ در این زمینهی معطل شده و ایجاد شرایط دورخیز به سمت چشمانداز بیست ساله کشور، نام خود را برای همیشه در میان پژوهشگران حوزههای مختلف زنده نگه دارد.