پایگاه خبری آفتاب
۱۹ /خرداد /۱۴۰۵
Tuesday 09 June 2026
کد خبر:۵۰۳۹
۱۴:۱۱
۱۳۸۴/۰۳/۰۲

چيز هايي كه وزير امور خارجه و نماينده دموكرات مسيحي آلمان, نگفتند!

۱۴:۱۱
۱۳۸۴/۰۳/۰۲
به گزارش آفتاب نیوز، به جای آن مرتب تهدیدات و اعتراضات است که از یکدیگر پیشی می گیرند. سیاستمداران صادق اروپایی باید اعتراف کنند که دولت ایران تا کنون به عنوان «طرف مذاکره» واقعا به مثابه یک عضو برابر حقوق جامعه بین المللی پذیرفته نشده است. اختلاف تنها بر سر روش هاست. در حالی که اتحادیه اروپا تلاش می کند تا ایران به طور «صلح آمیز تسلیم» شود، آمریکا و اسراییل بر «همه گزینه ها» تأکید می کنند.

روز دهم ماه مه اعلام شد که دولت ایران غنی سازی اورانیوم را از سر می گیرد. واکنش هدایت کنندگان مذاکره در اروپا و نیز رسانه های اروپایی بسیار شدید بود. یوشکا فیشر وزیر امور خارجه آلمان حتا در دوم ماه مه تهدید کرده بود که اگر ایران غنی سازی اورانیوم را از سر بگیرد، مذاکرات با «شکست» روبرو خواهد شد. آقای پولنتز از حزب دموکرات مسیحی و عضو کمیته امور خارجه پارلمان آلمان در گفتگویی با رادیو آلمان در روز 11 ماه مه تأکید کرد که هیچ قدرت اتمی دیگری نباید به وجود آید. او گفت: «یک ایران اتمی مانند بمب ساعتی در خاورمیانه و یک کابوس برای همه است. چنین امری نباید اتفاق بیفتد و به همین دلیل باید اروپاییان با هم و با آمریکا و روسیه تلاش کنند تا ایران را از این کار بازدارند.» او همچنین گفت ایران به هر حال باید از هرگونه برنامه غنی سازی اورانیوم دست بردارد و یکی از دلایل مهم این است که دولت ایران متحدان مهم اروپا «برای مثال اسراییل» را تهدید می کند و اروپا باید در این مذاکرات «محکم» باشد. پولنتز افزود: «اروپا اجازه ندارد یکی از حریفان اسراییل را آن هم با گزینه اتمی احتمالی تقویت کند. ایران باید در برابر یک آلترناتیو روشن قرار گیرد و من فکر می کنم تنها در این صورت اروپا می تواند همراه با آمریکا در مذاکرات موفق شود.» یوشکا فیشر نیز یک روز بعد در گفتگویی با روزنامه دیتسایت گفت: «به عنوان کسی که واقعا دوست اسراییل است این احساس را دارم که بسیاری از افراد نه تنها در آلمان بلکه در اروپا به اندازه کافی درک نکرده اند که چرا اسراییل باید از برتری نظامی در منطقه برخوردار باشد آن هم نه به دلیل صرفا داشتن برتری نظامی، بلکه از زمان تأسیس کشور اسراییل موجودیت این کشور از سوی همسایگانش هرگز واقعا به رسمیت شناخته نشد. 

این همان دلیلی است که اسراییل مرتب باید برای موجودیت خویش مبارزه کند. چنین مبارزه ای به برتری نظامی نیاز دارد.» ولی نه وزیر امور خارجه آلمان و نه نماینده حزب دموکرات مسیحی نگفتند که در پیمان هایی که ایران امضا کرده از او خواسته نشده تا از غنی سازی اورانیوم صرف نظر کند و نیز نگفتند که تدارکات یک جنگ علیه ایران با وجود تکذیب های متعدد هم چنان پیش می رود.

البته اطلاعات لازم را نمی توان در رسانه های آلمانی زبان یا رسانه های دیگر کشورهای اروپایی یافت. از همین رو باید تحلیل های بین المللی که در دست است دقیق تر مورد مطالعه قرار گیرند.

مایکل خوسودوفسکی پروفسور اقتصاد در کانادا روز اول ماه مه در وبسایت خود مقاله ای زیر عنوان «حمله برنامه ریزی شده آمریکا و اسراییل به ایران» منتشر کرد. خوسودوفسکی بطور مفصل شرح می دهد که آمریکا، اسراییل و ترکیه در حال تدارک یک حمله به ایران هستند و هم ناتو و هم اتحادیه اروپا در این برنامه دست دارند. سوخودوفسکی فهرست این تدارکات را در ماههای گذشته کاملا مشخص به شرح زیر ارائه می کند:

«در ماههای گذشته سلسله ای از تمرینات نظامی کاملا تخصصی و نیز آزمایش سیستم های تسلیحاتی جدید انجام شد.

ملاقات های فشرده نظامی بین کشورهایی که احتمالا در این حمله مشارکت دارند صورت گرفته و رفت و آمدهای منظم بین نمایندگان عالیرتبه نظامی و کشوری از واشنگتن، تل آویو و آنکارا انجام شده است.

در ساختار فرماندهی نظامی اسراییل یک جابجایی توجه برانگیز انجام شده که در تاریخ نیروی هوایی اسراییل سابقه ندارد.

مبادله عمیق دیپلماتیک در سطح بین المللی برای پشتیبانی از عملیات نظامی اسراییل علیه ایران انجام شده است.

و سرانجام «شکل گیری یک هماهنگی» در تبلیغات رسانه ای با هدف توضیح ضرورت مداخله در ایران و اینکه این کشور تا چه اندازه صلح و امنیت جهانی را تهدید می کند.»

سوخودوفسکی هم چنین تأکید می کند که درباره این جنگ هنوز تصمیم قطعی گرفته نشده است و درباره خطرات احتمالی چنین جنگی تأمل می شود.

سوخودوفسکی معتقد است که جهان در برابر یک تصمیم گیری مهم ایستاده و می نویسد: «دولت بوش راه ماجراجویی نظامی را که آینده بشریت را با خطر مواجه می کند در پیش گرفته است. ایران دومین هدف نظامی آمریکاست. این حمله نظامی که ظاهرا محدود به تأسیسات اتمی ایران است، بخشی از یک برنامه بزرگ برای تسلط بر جهان است که با پایان جنگ سرد در دستور کار قرار گرفته است. عملیات نظامی علیه ایران با مشارکت مستقیم اسراییل همراه است. ترکیه نیز در حملات هوایی مشارکت تنگاتنگ دارد. اسراییل یک قدرت اتمی با یک زرادخانه عظیم تسلیحاتی است. نمی توان منتفی دانست که ممکن است آمریکا یا اسراییل حتا سلاح اتمی خود را به کار گیرند. به ویژه آنکه سلاحهای اتمی تاکتیکی که می توانند پناهگاه ها و تأسیسات زیرزمینی را نابود کنند جزو تسلیحات معمولی طبقه بندی شده اند و سنای آمریکا استفاده از آنها را در جنگ مجاز دانسته است. به این ترتیب آمریکا و اسراییل از نظر اتمی خطرناکتر از ایران هستند. این درگیری به سادگی می تواند از خاورمیانه به منطقه اطراف دریای خزر گسترش یافته و آذربایجان و گرجستان را که سربازان آمریکایی در آنجا مستقرند در بر گیرد. مهم تر از اینها، عملیات نظامی آمریکا نه تنها به منافع روسیه و چین در منطقه دریای خزر زیان می رساند، بلکه به قراردادهای آنها با ایران صدمه می زند. این جنگ به منافع نفتی اروپا در ایران نیز خسارت وارد می کند و می تواند به انشقاق میان آمریکا و متحدانش و نیز میان کشورهای اتحادیه اروپا بیانجامد.» اینکه خطر جنگ تا چه اندازه واقعی است را می توان از زبان آقای شفر ریاست ناتو شنید که روز 13 ماه مه به «فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ» گفت: «ما نمی توانیم با ایرانی که دارای سلاح هسته ای است زندگی کنیم.»

هنوز وقت هست این گره کور را با مذاکرات گشود. ولی این مذاکرات باید جدی و واقعی باشند که تمام طرفین در آن بطور مساوی در نظر گرفته شوند. ولی کسی که می خواهد گره کور را با شمشیر باز کند، تنها بر مصیبت می افزاید.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha