به گزارش آفتاب نیوز، 
ناشر کتاب در معرفی کيفه نوشت علاقه او به بررسی سيستم های اطلاعات مخفی از اواخر دهه 90 شروع شد. کيفه که در آن هنگام دوره ليسانس حقوق را در دانشگاهی در انگلستان می گذرانيد داستان هايی در مورد شبکه استراق سمع اشلون(Echelon )که ايالات متحده توسط آن تمام جهان را تحت کنترل قرار می دهد، شنيده بود. اين سيستم به آمريکا و متحدانش اجازه می دهد که تلفن های خصوصی و ای ميل های شهروندان معمولی و حکومت ها را در سراسر جهان گوش دهد و بخواند. کيفه در تحقيقات بعدی خود ماهيت، مضمون و اشکال اين کنترل را کشف می کند و تصويری بسيار حيرت انگيز به دست می دهد. او اکنون به عنوان يکی از بهترين متخصصان مستقل در اين حوزه شناخته می شود. کتاب آرکين و نقد کيفه بر آن گوشه ای از نقاب آن استراتژی را که تحت عنوان دمکراسی در جهان پيش می رود به نمايش می گذارند. در اين جا چکيده مقاله را می خوانيد.
کدهای رمز
طی سال هايی که از 11 سپتامبر 2001 گذشته است، دستگاه های کنترل هواپيماهای آماتوردر جهان، حرکت يک جت فانتوم با مشخصات نامعلوم را ثبت کرده اند. اين هواپيما که يک گلف استريمV کوچک و شخصی از نوع مورد علاقه ستارگان سينما و مديران شرکت های بزرگ تجاری است، اولين بار در اکتبر 2001 در محلی دورافتاده از فرودگاه کراچی ديده شد. هشت هفته بعد آن را در فرودگاه برومای استکهلم ديدند، بعد در يک فرودگاه نظامی در جاکارتا مشاهده شد. درپائيز گذشته لندن تايمز گزارش داد هواپيمای مزبور به حدود 50 مقصد در خارج آمريکا پرواز کرده است، از پايگاه گوانتانامو به مصر، اردن، عراق، مراکش، افغانستان، ليبی و ازبکستان.
در ماه دسامبر واشنگتن پست گزارش داد هواپيما به نام چندشخص ثبت شده که وجود ندارند ، نام های جعلي، صندوق پستی ادارات و شماره های بيمه. واشنگتن پست توضيح داده بود هواپيما برای "Rendition" مورد استفاده قرار می گيرد-- يعنی تاکتيک جديدی که سيا و دولت بوش به کار می گيرند و بر اساس آن زندانيان را برای بازجويی از يک کشور به کشور ديگری تحويل می دهند. گلف استريم وسيله ای است برای انتقال سريع مظنونين از کشورهايی که در آن ها از تکنيک های شکنجه استفاده نمی شود به کشورهايی که چنين موانعی وجود ندارد.
مشاهده اين هواپيماها، فقط دريچه کوچکی به روی پهنه عظيم فعاليت های نظامی و اطلاعاتی آمريکا که به نحوی مخفيانه صورت می گيرد می گشايد. بر اساس گزارش اداره ديده بان اطلاعات امنيتی در سال 2004 دولت آمريکا 15 ميليون رمز ايجاد کرده است ، يعنی روزانه 40000 تصميم طبقه بندی شده. وقتی ديدار گلف استريم ميسر می شود يا عکس های ابوغريب به بيرون درز می کند، تازه در می يابيم دولت ما چه کارهايی می کند که تصورش برای ما غير ممکن است.
ستون فقرات سيستم طبقه بندی سری که برای دولت اين امکان را فراهم می کند در خفا بماند، يک کدرمز است. هر برنامه، اقدام وعمليات يک کد رمز دارد.به همه اشخاص، ادارات و دشمنان يک کد رمز داده می شود. تنها به آن ها يی که اطمينان حاصل شده بعضی اطلاعات را بدانند، کد رمز داده می شود. وهرچه ميزان درجه اطمينان حاصل کردن بالاتر باشد، کتاب لغت کدها گسترده تر می شود. در واقع سلسله مراتب مخفی کاری آن قدر به سبک بيزانتين است که حتی سطوح مختلف اطمينان يابی برای دادن کدها، به نوبه خود يک کد رمز دارند. همانطور که ويليام آرکين در کتاب جديدش ,کدهای رمز, نوشته است آنهايی که در پنتاگون حق دسترسی به اطلاعات با کد محرمانه را دارند، حق دسترسی به اطلاعات با کد فوق محرمانه را ندارند. ولی حتی آن هايی که حق دسترسی به اطلاعات فوق محرمانه را دارند، اغلب نمی دانند که باز هم يک درجه بالاتر محرمانه وجود دارد با نام رمز Polo Step. پولو استپ برای اطلاعات فوق العاده حساس در حلقه کوچکی به کار می رفت.
وقتی آرکين در ژوئن 2002 در لس آنجلس تايمز نوشت در برنامه ريزی جنگ عراق يک کد رمز ,پولو استپ, وجود دارد، ژنرال تامی فرانکس فرمانده کل قوا به شدت خشمگين شد و فورا با دونالد رامسفلد تماس گرفت. رامسفلد گفت درز اين خبر وحشتناک است و دستور تحقيقات برای کشف هويت شخصی را داد که خبر را افشا کرده بود. دراين تحقيق توسط دفتر نيروی هوايی بيش از هزار نفر باز جويی شدند که بسياری از آن ها اصلا شامل کسانی که حق دانستن اطلاعات پولو استپ را دارند نبودند. هزينه اين تحقيقات 15 ميليون دلار شد و تازه نتوانستند شخص مورد نظر را پيدا کنند.
اگر اين تعقيب برای شکار منبع درز خبر را مبنا قرار دهيم، تعقيب نام هايی که در کتاب ,کدهای رمز, پنتاگون را به ورشکستگی می کشد. چون آرکين که يک روزنامه نگار محقق در حوزه اطلاعات و تحليل گر نظامی است در اين کتاب حدود سه هزار کد رمز را جمع کرده است. آرکين معتقد است که سيستم عمليات مخفی در آمريکا به اوج ويژه ای رسيده است که با ضرورت های مشروع مخفی کاری امنيتی هيچ تناسبی ندارد و خود به يک سيستم حياتی محافظتی برای سياست ها و فعاليت هايی تبديل شده که مثل جنگ عراق نمی خواهند آن را تحت نظارت کنگره و مردم قرار دهند.
آرکين طی يک دهه تلاش توانسته کدها را جمع آوری کند و کتاب فوق العاده ای که منتشر کرده است يک ديکشنری زبان خفاکاری است.
آرکين می نويسد هر کد داستانی را بازگو می کند از هزينه دلارهای جمع آوری شده از ماليات ها و ورابطه ملموس آن با عملياتی ويژه و تاريخی نهادی شده و پيچيده. به اعتقاد او مجموعه کدها يک آناتومی را معرفی می کنند: نقشه ژنتيکی دستگاه اطلاعاتی آمريکا.
خواننده با خواندن کدهای رمز مستقيما به آناتومی دست پيدا نمی کند. به همين جهت آرکين فهرستی برمبنای الفبا تهيه کرده که مقولات مربوط به کدها را به کدها ارتباط می دهد. با اطلاعاتی که آرکين در تحقيقات خود حول کدهای رمز به دست آورده و در کتاب ارائه داده اثر او فقط به تشريح ساختار سيستم نمی پردازد، بلکه يک اثر يک پيشينه شناختی است . به اين ترتيب کار آرکين شکل يک اقدام اعتراضی به سيستم رمزی را به خود گرفته است و چنانکه خودش می گويد اين کار فقط منابع نزديک به رمزها را افشا نمی کند بلکه با شهامت حقايقی را در اختيار افکار عمومی می گذارد که قبلا اجازه آن صادر نشده است.
امنيت / شفافيت اين درست است. ولی آرکين در نظر نمی گيرد مرزهای بازی موش و گربه که بين وزارت دفاع و رسانه جريان دارد چقدر وسيع است. گزارشگران تقلا می کنند کدهای يک نقشه معين را به دست آورند. ولی در لحظه ای که کدها افشا می شود، قدرت های دستگاه اطلاعاتی سهل و ساده آن ها را عوض می کنند. بنابراين وقتی که تحقيقات نشان داده پولو استپ از چه تشکيل شده، ديگر پولو استپ از اعتبار افتاده است و به زباله دان انبوه کدهای غير معتبر ريخته شده و کدهای جديد انتخاب شده است.
کدهای رمز مثل ستاره سهيل درست در آن لحظه که در مقابل چشم قرار می گيرند، ناپديد می شوند. آن هايی که سيستم طبقه بندی های سری را اداره می کنند نمی توانند تمام کسانی را که اخبار را به بيرون درز می دهند تعقيب کنند، ولی نيازی هم ندارند همه کدهايی را که اکنون فعال است تغيير دهند. سيستم سلسله مراتبی سری طوری ساخته شده که کدها خود خصلت موقتی و تغيير يابنده دارند و به آسانی می توان آن ها را عوض کرد.
معمولا بين شفافيت و مخفی کاری امنيتی تضادی وجود دارد. از يک طرف سيستم امنيت ملی نياز به مخفی کاری دارد، از طرف ديگر اصول ليبرال دمکراتيک نيازمند شفافيت است. در تنشی که بين اين دو وجود دارد غالبا مخفی کاری پيروز می شود. يک نمونه آن وقتی بود که واشنگتن پست افشا کرد احتمال دارد آژانس امنيت ملی تلفن ساتليتی اسامه بن لادن را استراق سمع کند. به زودی اين داستان پيچيد که بن لادن ديگر از تلفن ساتليتی استفاده نمی کند.
وقتی که مخفی کاری به خطری برای امنيت ملی تبديل می شوداما مساله اين است داستان های هشدار دهنده از اين قبيل راه را برای زياده روی گشوده است. آژانس امنيت ملی که بزرگ ترين آژانس اطلاعاتی در آمريکا و در جهان است اخيرا اعلام کرد تمام درخواست هايی را که بر اساس قانون " آزادی اطلاعات" از طرف شهروندان آمريکا به آژانس داده مي شود به طور فله ای رد می کند. علت : چون به هرحال به خاطر ملاحظات گوناگون اين تقاضا ها رد خواهند شد. پس فايده ای ندارد که نيروی زيادی را برای بررسی آن ها اختصاص داد. اين مخفی کاری مطلق فقط به مسايلی مثل بودجه جاری يا عمليات در دست انجام محدود نيست، بلکه حتی اطلاعات تاريخی را هم در بر می گيرد. مثلا وقتی يک تقاضا به اين آژانس رسيد که مجموعه ارقام مربوط به بودجه اطلاعاتی در سال 1974 دراختيار گذاشته شود، مساله ای که تاريخ نويسان به آن به شدت علاقمندند ولی برای تروريست ها يا ماجراجويان خارجی جذابيتی ندارد، سيا اعلام کرد ارقام را افشا نخواهد کرد. دليل کاملا پوچ و غير قابل قبول سيا اين بود که اين کار امنيت ملی را به خطر می اندازد.
بعد از 11 سپتامبر و بويژه بعد از انتشار گزارش کميسيون 11 سپتامبر در تابستان گذشته تنش سنتی بين مخفی کاری سازمان ها ی امنيتی و شفافيت جهت معکوس به خود گرفته است. تصوير تاثرانگيزی که در اين اواخر رو شده است اين است که دستگاه امنيتی آمريکا ساختاری فلج شده و منزوی دارد که قادر به ارتباط با محافل مورد نياز خود در جامعه نيست. اين ارتباطات به وسيله سيستم مخفی کاری قطع شده است. در اين معنا مخفی کاری به امری مضر برای امنيت ملی تبديل شده است. اين نتيجه ای است که کميسيون 11 سپتامبر هم به آن رسيده و تاکيد می کند که در تاکيد روی سری نگاه داشتن به شدت افراط شده و توازن از بين رفته است. همين کميسيون تصريح می کند دموکراسی بهترين مکانيسم نگهبانی از امنيت ملی است. و رسانه ها که مقامات وزارت دفاع و امنيتی به آن ها به چشم دشمن نگاه می کنند، در واقع موثرترين وسيله کنترل در سياست سازی هستند. نهايتا پولو استپ يک کلوپ استثنايی بود: تعداد معدودی مقامات خيلی محرمانه نقشه های اوليه برای حمله به عراق را طراحی می کنند. و احتمالا همه مشکلات از اين جا برخاست. وقتی کسانی که ترديد دارند مداخله داده نشوند، سياست های غلط و ماموريت های نامناسب به امری اجتناب ناپذير تبديل می شود.
با وجود اين درست وقتی که به نظر می رسيد روشن شدن خطرات اين مخفی کاری به ارتباط بهتر بين آژانس های امنيتی و جهان خارج منجر شود و دستگاه وزارت دفاع بيشتر زير نظر کنگره و مطبوعات قرار گيرد، عکس آن اتفاق افتاد. مستنثی کردن آژانس امنيت ملی از قانون آزادی اطلاعات نشان داد مقامات وزارت دفاع بندهای مخفی کاری را محکم تر کرده اند . به گفته آرکين يک "انفجار در کارسری" صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات مرکز ارزيابی بودجه و استراتژي، در سال 2004 هزينه برنامه های سری 23.2 ميليارد دلار يعنی 17 در صد کل بودجه وزارت دفاع را تشکيل می داد که بالاترين رقم از 1988 تاکنون است. وقتی به تخصيص منابع دفاعی می رسيم اين نوع فعاليت سری اثرات معکوس دارد. برای مثال بزرگ ترين رقم بودجه اطلاعاتی برای سال 2005 ايجاد يک ساتليت فوق سری به نام Misty برای جمع آوری عکس های اطلاعاتی که هزينه آن 9.5 ميليارد دلار است و اصلا معلوم نيست بتواند در خدمت حفظ امنيت ملی قرار بگيرد.
چند عضو امنيت سنا گفتند اين ضايع کردن پول بر سر وسيله ای است که در کنگره به حد کافی مورد بحث قرا ر نگرفته است و به علت هزينه بسيار بالايش باعث می شود منابع از ساير فعاليت های اطلاعاتی مفيد منحرف شود. سناتور جی راکفلررئيس کميسيون امنيت ملی گفت با توجه به اين امر، پروژه می تواند خود ,خطری برای امنيت ملی, باشد. با وجود اين بودجه تصويب شد و اساسا در مورد خود طرح مساله به سناتورها هشدار داده شد و وزارت دادگستری گفت در مورد خود آن ها به خاطر اين کار تحقيقات صورت خواهد داد.
مخفی کاری در خدمت بوروکرات های مخفی کار
اگر امنيت ملی اين درجه از طبقه بندی سری را توجيه نمی کند، پس علت آن چيست. بخشی از پاسخ به سادگی اين است که فرهنگ کار مخفی با وجود بورو کراسی وزارت دفاع آمريکا عجين شده است. کدهای رمز و کلمه عبور بطور سنتی مورد استفاده کلوب ها و گيلدهای شهرستانی قرار می گرفت و به کمک آن ديگران را بيرون نگه می داشتند. در شکل مدرن اين کدها وسيله مناسبی است برای جنگ های هرز که در درون دولت وجود دارد: يک راه برای جلوگيری از نظارت و وارسی برنامه هايی که از طريق منابع عمومی تامين مالی می شوند-از جنگ عراق گرفته تا ساتليت Misty - اين است که تعداد کسانی که در طراحی نقشه دست دارند محدود شود.
اين واقعيت چيزی جديدی نيست و سناتور فقيد دانيل پاتريک موينيهان در کتاب خودSecrecy آن را به بهترين نحوی توضيح داده است. او در سال 1994 در کنگره يک کميسيون فرا حزبی برای وارسی فعاليت های سری 1994 تشکيل داد. کميسيون به اين نتيجه رسيده بود که دفاع از منافع خودی توسط پتی بوروکرات ها حداقل بخشی از علت سيستم بادکرده طبقه بندی سری امروز حکومت آمريکا است. سيستمی که برای ماليات دهندگان هرساله 6 ميليارد دلار هزينه بالا می آورد.
موينيهان منطق اين ايده را تا ماکس وبر عقب می برد که به منافع ويژه بوروکراسی در قدرت در دفاع از "محرمانه گرايی" اشاره کرده بود و گفته بود "اسرار رسمی " اختراع بوروکراسی است و بوروکراسی از هيچ چيز اين طور فناتيک دفاع نمی کند.
آرکين مدافعان "محرمانه گرايی " را به نوعی دستگاه کشيشی تشبيه می کند که تعصب آن ها در حفظ محرمانه گرايی افراطی يکی از عواملی بوده که اين نوع مخفی کاری آماس کرده بعد از 11 سپتامبرنه فقط تخفيف نيافته بلکه تشديد هم شده است. آرکين شيوه کينه توزانه و متعصبانه برخورد اين کشيش های سياست مخفی کاری را با شرح ماجرای تهديدی که بعد از انتشار کتابش دريافت کرد، به نمايش می گذارد.
آرکين علاوه بر تشريح سيستم " کدهای رمز" اطلاعات بسيار مفيدی در مورد متحدان اطلاعاتی و امنيتی آمريکاريا، باز به ترتيب الفبا در اختيار خواننده گذاشته است:
فانتوم گلف استريم V چند بار زندانيان را جمع کرده و به مصر انتقال داده است. چند نفر از آن ها که به اين شيوه به مقامات مصر تحويل داده شدند ادعا کرده اند که توسط زندانبانان جديدشان شکنجه شده اند. ايالات متحده به نحوی موثر شکنجه را به متحدانی که کمتر اخلاق را رعايت می کنند outsource می کند. اگر اين ادعاها درست باشد روابط آمريکا با واحدهای نظامی مصر به طور فوق العاده ای نزديک است. وآرکين با شواهد قوی نشان داده اين نوع کانال های عقبی در ,جنگ باترور, ديگر استثنا نيست بلکه بطور وسيع به اجرا گذاشته می شود.
آرکين به ما می گويد سلطان عبداله دوم اردن به نيروهای ويژه آمريکا اجازه دارد که در خاک اردن تمرين و عمليات کنند، که دستگاه های استراق سمع آمريکا به طور مخفی در مرز سوريه و عراق کار گذاشته شود، که کارمندان سيا عراقی های اردن را تحت بازجويی قرار دهند، و اين که يک تيم اطلاعاتی ارتش آمريکا ,که نام رمز آن روباه خاکستری, است در داخل اردن عمليات انجام دهد. آرکين هم چنين افشا می کند که اردن قبل از جنگ زير پوشش روابط علنی اين امکان را برای آمريکا فراهم آورد که مخفيانه تدارکات جنگی عليه عراق را آماده کند.
آرکين می گويد مساله ای که همه اين کارها برای دولت اردن در مقابل مردم ايجاد می کرد اين بود که دولت در تضاد با سياستی که اجرا می کرد مثل همسايگان عرب خود مجبور بود رسما با مداخله جنگی آمريکا عليه عراق قويا مخالفت کند. حکومت اردن عليرغم حضور رسمی لشکريان آمريکا در اردن به انکار رسمی هر نوع اتحاد يا توافق با ايالات متحده ادامه داد. تلاش برای مخفی کردن نگاه داشتن اين رابطه آن قدر اهميت داشت که به دو پايگاه هوايی که در اردن مستقر شده بود، نام رمز وست وينگ West Wing داده شد "اشاره به غرب بغداد " تا در ارتباطات به نام اردن اشاره نشود. اين وضع تا حمله به عراق ادامه داشت.
کماندو ها و مجريان عمليات پوششی اطلاعاتی از ايالات متحده، انگلستان و بعد استراليا وارد اردن شدند. هليکوپترهای ويژه عمليات و توپ ها در صحرای اردن پياده شدند. موشک های زمين به هوای پاتريوت در اما ن ظاهر شدند. همين عمليات درکويت که کمتر در آن حساسيت وجود داشت علنا صورت گرفت. ولی پياده کردن نيرو و تدارکات در اردن رسما مخفی بود.
و روشن است که يکی از مکان هايی که در سه سال گذشته مرتبا جت "rendition " سيا در آن ديده شده است فرودگاه نظامی اردن است.
آرکين می گويد در سراسر جهان ده ها اردن وجود دارد. او از 20 کشور نام می برد که پايگاه ها و تاسيسات ديگر در اختيار ارتش آمريکا گذاشته اند. 76 کشور که به هواپيماهای نظامی آمريکا اجازه داده اند که در خاک آن ها فرود آيد و 89 کشور که حق پرواز ويژه به اين هواپيماها داده اند.
اين بخش از کتاب آرکين از 206 کشور و منطقه نام می برد که با آمريکا در مورد امور نظامی و اطلاعاتی همکاری می کنند. آرکين فقط فهرست پايگاه های نظامی متعدد آمريکا در کشورهای خارجی را نمی دهد، بلکه توافقات دو جانبه و چند جانبه که بين سرويس های دفاعی به عمل آمده را نيز معرفی می کند. و در اين رابطه اين کتاب همراه با کتاب قبلی آرکين تحت عنوان ميدان های جنگ هسته ای که تاسيسات هسته ای آمريکا در سراسر جهان را معرفی می کند، يک کتاب راهنما برای درک حضور نظامی آمريکا در سراسر جهان است.
پيوندهای نزديک کشورهايی مثل انگلستان، هلند استراليا با آمريکا را همه می شناسند. ولی رابطه با بسياری از کشورها ناشناخته مانده است. آرکين به ما می گويد که قرقيزستان به هواپيماهای جنگی و حمايتی آمريکا اجازه داده است که از پايگاهی نزديک به فرودگاه بين المللی مناس استفاده کنند و عليرغم فقدان روابطه ديپلماتيک بين ايالات متحده و بوتان، افسران نظامی بوتانی در مرکز آسيا - پاسيفيک پنتاگون برای مطالعات امنيتی شرکت می کنند. کتاب آرکين نه فقط برای متخصصين مسايل امنيتی ، بلکه برای هر روزنامه خوان جدی پر از اطلاعات مفيد است و به ما می گويد فعاليت مخفی حکومت ما چه قلمرو ی وسيع و نامريی را در بر می گيرد.
مردم آمريکا در اين لحظات آن قدر افشاگری ها درمورد تصميمات نادرست در بالا و پائين زنجير فرماندهی شنيده اند و کاخ سفيد و پنتاگون آن قدر در خنثی کردن اين افشاگری ها مهارت پيدا کرده اند که معلوم نيست کتاب ,کد های رمز, بتواند تحرکی را که لازم است بوجود بياورد. ولی در حالی که پروازها برای تحويل ,rending, به شکنجه گران جريان دارد کتاب آرکين به ما امکان می دهد که مسير نامريی آن ها را تعقيب کنيم: وقتی که می شنويم آن هواپيما شبی مخفيانه در اين يا آن مقصد در فرودگاهی سوخت گيری کرده است، مي توانيم بفمهميم توافقات سری و اجازه فرود آمدن به عمل آمده است، و حدس بزنيم که آن جت از کجا می آيد و کجا ممکن است برود.