به گزارش آفتاب نیوز، نگاهی به مجموعه انتقادات و شعارهای جریان اصولگرا در زمان زمامداری اصلاح طلبان در دولت و مجلس کافی است تا حجم شعار «مبارزه با

فساد» بر هر ناظر بیطرفی آشکار شود. این بحث آن چنان در گفتمان اصولگرایان پررنگ بود که از آن به عنوان بدیل شعارهای اصلاح طلبان همچون دموکراسی و حقوق بشر استفاده شد. در این زمینه، استدلالاتی هم به کار گرفته شد که گرچه در ظاهر رنگ و بوی مباحث کلامی را با خود داشت، اما در واقع تلاشی سیاسی برای کمرنگ ساختن موقعیت جریانهای «اصلاحطلب» و«هوادار گفتمان اعتدال» در فضای عمومی کشور بود.
گرچه این تلاش در انتخابات ریاست جمهوری دوره هشتم در سال 80 به علت محبوبیت بالای «سید محمد خاتمی» و نیز حمایت منسجم اصلاح طلبان از وی ناکام ماند، اما در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم که اصلاح طلبان با مشکلات مختلفی چون چندپارگی، تندروی و تک روی در برخی زمینهها و ردصلاحیت نامزدهایشان مواجه بودند، شعار «مبارزه با فساد» به تابلویی مؤثر در جریان رقابتهای انتخاباتی برای اصولگرایان تبدیل شد. به شکلی که این جناح توانست به ویژه در مناطق حاشیهای و فقیرنشین شهرهای بزرگ آرای قابل توجهی بدست آورد. رفتار سیاسی بروز یافته در جریان انتخابات نهم به گونهای بود که برخی تحلیلگران پیروزی احمدی نژاد بر هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری را «غلبه حاشیه بر متن» خواندند و با تحلیل شکاف آشکار میان نخبگان و بدنه اجتماعی، نسبت به تبعات تشدید این شکاف هشدار دادند.
اینک قریب یک سال از پیروزی مطلق اصولگرایان نوظهور یا همان «آبادگران ایران اسلامی» و تسلط آنان بر ساختار بوروکراتیک جمهوری اسلامی میگذرد. در یک سالگی این تسلط کامل میتوان گفت که هرچه از زمان پیروزی اصولگرایان در انتخابات سال گذشته سپری شده، تاکیدات این گروه در حوزه مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز کمرنگ تر و خواسته یا ناخواسته، مبارزه با مفاسد اقتصادی از محور شعارهای آنان دورتر شده است. اگر تلاش و حرکتی هم صورت می گیرد، غالباً نه از سوی اصولگرایان بلکه با محوریت افرادی است که زمانی متهم به بی توجهی به مفاسد اقتصادی میشدند.
تحقیق و تفحص از دوران مسؤلیت محمود احمدی نژاد در شهرداری تهران یکی از این تلاشها بود که با میدانداری جریانهای اصلاح طلب و میانه روی مجلس هفتم انجام شد. اظهارات طراحان تحقیق و تفحص نشان می داد که محور اصلی این طرح، بررسی هزینههای خارج از ردیف یا همان «فاقد»ی است که گفته می شود در دوره مسؤلیت احمدی نژاد صورت گرفته و بالغ بر 300 میلیارد تومان است. با این وصف، کمترین نتیجه حمایت اکثریت مجلس شورای اسلامی از بررسی عملکرد مالی شهرداری تهران آن بود که میتوانست نشانهای آشکار و عینی از پایبندی اصولگرایان به شعارهای پر رنگ و لعاب انتخاباتیشان ارایه کند و اثبات نماید که تمام شبهات و شایعات موجود پیرامون عملکرد محمود احمدینژاد در دوره مدیریت شهرداری تهران دروغی بیشتر نبوده است. در این مجال، نامه معاون پارلمانی دولت و اعلام استقبال محمود احمدینژاد از بررسی عملکرد شهرداری تهران نیز میتوانست نشانهای باشد از اطمینان شهردار قبلی و رئیسجمهور کنونی به صحت و دقت عملکرد خود در شهرداری تهران. این نامه با آن که دیرهنگام نوشته شد، اما همچنین میتوانست تمام زمینههای لازم برای اقدام مستقل، سریع و جامع مجلس در راستای بررسی شبهات موجود و پاسخگویی به شهروندان آن هم در آستانه انتخابات شوراها را فراهم آورد.
اینک به نظر میرسد که «مخالفت مجلس با تحقیق و تفحص از شهرداری تهران» و مقایسه آن با «نامه اعلام استقبال احمدینژاد از این طرح» افکار عمومی را در مقابل سئوالی بزرگ قرار داده است. نامه معاون پارلمانی دولت که صبح روز بررسی طرح (یکشنبه) در صحن علنی مجلس منتشر شد متضمن این معنا بود که «آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است». سئوال این است که آیا این نامه نیز همانند برخی دیگر از اقدامات دولت، تاکتیکی تبلیغاتی برای کسب محبوبیت بیشتر بود یا واقعاً خواست و تمایل محمود احمدینژاد برای بررسی عملکردش در شهرداری تهران و پاسخگویی به شبهات مطرح شده را بیان میکرد؟ آیا احمدینژاد چون میدانست متحدان خود با این طرح مخالفت میکنند و اساسا تحقیق و تفحصی در کار نخواهد بود دستور نگارش چنین نامهای را صادر کرد یا ... بگذریم.
ظاهرا همه چیز آنطور که اصولگرایان متحد با محمود احمدینژاد طراحی کرده اند، پیش نخواهد رفت. چرا که درعمل آنچه انجام شده، خودداری مجلس از بررسی شبهاتی است که حداقل نسبت به تخلفات گسترده از ردیفهای بودجه در دوران شهرداری احمدی نژاد وجود دارد. اقدامی که به هر شکلی می توان آن را توجیه کرد؛ جز با شعار «مبارزه با مفاسد اقتصادی»!