تحلیلی از ماهیت تهدیدات آمریکا علیه ایران
شایعه جنگ یا جنگ شایعهها؟
به گزارش آفتاب نیوز، 
پایگاه اینترنتی «آنتیوار» در یکی از جدیدترین مطالب خود با اشاره به مقاله معروف «تایم» که زیر عنوان
«حمله به ایران چگونه خواهد بود؟» منتشر شده و اخباری از این دست، به بررسی احتمال برخورد نظامی ایالات متحده آمریکا با ایران پرداخته است.
در این گزارش آمده است، مقامات نظامی آمریکا تحرکات اخیر را امری عادی میدانند اما سابقه چند سال گذشته دولت آمریکا در برجسته ساختن تهدیدها، تعبیر نادرست از منابع اطلاعاتی، عدم ارائه واقعی طرحهای جنگی و به ویژه لحن تند مقامات واشنگتن در مورد ایران، این گرایش را به وجود میآورد که چنین احتمالی را باید به طور جدیتری مورد توجه قرار داد.
در این گزارش سپس به این نکته اشاره شده است که جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا و دیک چنی معاون او بارها تأکید کردهاند که برای «جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی» هیچ گزینهای را منتفی نمیدانند.
نویسنده که با توجه به اقدامات آمریکا در چند سال اخیر در منطقه، احتمال تعرض آمریکا به ایران را قابل توجه میداند به برخی از اظهارات ظاهرا مسالمتجویانه بوش از جمله تأکید او بر تمایل آمریکا به حل مسالمتآمیز مسأله هستهای ایران اشاره میکند اما معتقد است بروز برخی تحرکات نظامی مانند اعلام آمادهباش به نیروهای پایگاه دریایی این کشور در خلیج فارس خلاف این سخنان را نشان میدهد.
او سپس به این نکته اشاره میکند که «ری مک گاردن» از مقامات سابق سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) در سخنرانی که در 17 سپتامبر در جمع عدهای از فعالان صلح در آمریکا داشت، هشدار داده بود که ما تنها حدود 7 هفته فرصت داریم تا از وقوع جنگی دیگر جلوگیری کنیم.
در ادامه گزارش آمده است با توجه به درگیر بودن آمریکا در کشورهای افغانستان و عراق، شاید به نظر برسد آخرین چیزی که آمریکا در این برهه میتواند بپذیرد، جنگی دیگر است. اما سام گاردینر، از ژنرالهای بازنشسته ارتش آمریکا میگوید دولت این کشور در چهار سال جنگ عراق هم معیار عقلانی و منطقی را در اقداماتش در نظر نگرفته است و بعید است که در مورد ایران نیز برخلاف این روال عمل کند.
به نوشته این گزارش، گاردینر در سخنرانیای که اخیرا ارائه داده به برخی پیش فرض ها که دولت آمریکا در مورد ایران باور دارد اشاره کرده است از جمله اعتقاد آمریکا به اینکه ایران به دنبال سلاح اتمی است، اینکه تحریمهای اقتصادی برای جلوگیری از این امر بینتیجه خواهد بود، دولت ایران قابل مذاکره نیست و اینکه مردم ایران از تغییر حکومت طرفداری میکنند.
در پایان نویسنده به نقل از گاردینر نتیجه میگیرد که با ترکیب این باورها و آنچه که در جهان واقعی اتفاق میافتد میتوان احتمال برخورد نظامی آمریکا با ایران به صورت حمله هوایی به پایگاههای هستهای این کشور را احتمالی جدی در نظر گرفت.
یا این حال آن چه در این زمینه مورد توجه است و در تحلیل آنتیوار مورد غفلت واقع شده، تحلیلی است که نه تنها از سوی مقامات کنونی دولت ایران که از سوی برخی فعالان مذهبی منطقه هم ارایه میشود. تحلیلی که پیش از آن که چنین اخباری را شایعات آغازین یک جنگ دیگر در منطقه بداند، بر جنگ شایعهها یا همان جنگ روانی ایران و ایالات متحده برای وادار ساختن طرف مقابل به پذیرش مطالبات هر طرف تاکید میکند.