آغاز بازی بزرگ در آسیای میانه
به گزارش آفتاب نیوز، 
روزنامه انگليسی اينديپندنت می نويسد: ,, برای اجرای اين پروژه که هم اکنون نقشه ژئو پلتيک جهان را تغيير داده است و از يک مسير نسبتا ,خصوصی, عبور می کند، هر مانعی را در سر راه خود در نورديد، از جنگل ها گرفته تا قوانين کارگری ، از به خطر انداختن محيط زيست و نابودی انواع موجودات نادر محيط زيست تا مبارزه برای دمکراسی و همه اين ها برای ساختن لوله ای که پرهزينه ترين لوله نفتی است که تاکنون ساخته شده است.
وقتی ساموئل بادمن وزير انرژی آمريکا هنگام افتتاح لوله گفت:,ما اين را گامی بزرگ در راه امنيت انرژی منطقه می دانيم,، در کنار او سران سه کشورآذربايجان، گرجستان و ترکيه ايستاده بودند.
الهام علی اف آنجا، در ايستگاه کنترل پمپاژ لوله ها در کنار او ايستاده بود. از خواص اين لوله است که او به متحد بسيار نزديک غرب تبديل شده است، از نقض فاحش حقوق بشر توسط دولت او چشم پوشی می شود, و از حکومت او که به لحاظ درجه فساد درجدول شفافيت در ميان 146 کشور جهان در رده 140 قرار گرفته است استقبال می کند.,,
اينديپندنت هم چنين يادآوری می کند: ,,اين سياست ساختن لوله نفتی بود که به اصطلاح ,انقلاب صورتی, را برای تامين نفوذ آمريکا به گرجستان آورد و ميخائيل ساکاشويلی را که در آمريکا تعليم ديده دوسال پيش به قدرت رسانيد. اهميت گرجستان برای آمريکا آن قدر بود که پرزيدنت جرج بوش اولين رئيس جمهوری بود که از اين کشور بازديد کرد.
گزارشگران اينديپندنت اين نکته را نيز يادآوری کرده اند که در ترکيه ، متحد ديرينه آمريکا ، انبوه تانکرهای نفتی در تنگه بسفر درست در بغل دست پايگاه نظامی آمريکا قرار دارند.,,
خوانندگان جدی نشريات غربی به ياد دارند دوستی طالبان و آمريکا و راه ورود طالبان به حکومت به خاطر توافق آن ها با ايجاد همين خط لوله باز شد و وقتی طالبان تحت القاء ياران سعودی توافقات را به هم زدند راه سقوط خود را هموار کردند.
برخی ممکن است تصور کنند علت انتخاب اين پروژه که از آسان ترين، طبيعی ترين و ارزان ترين مسير يعنی ايران اجتناب می کند، فقط دشمنی رژيم ايران و آمريکاست ، در حاليکه اهميت طرح مزبور بسيار فراتر از اين می رود و اساسا برای مقابله با تاثير کشورهای نفت خيز حوزه خليج فارس بر بازار نفت است ? چه دولت های اين کشورها متحد آمريکا باشند چه نباشند. مقابله با نفوذ اوپک، مقابله با نقش روسيه در آسيای مرکزی و جلوگيری از امکان کشورهای منطقه برای عملکرد مستقل در بازار نفت و بدست گرفتن کنترل کامل بازار انرژی جهان از اهداف سياست لوله نفتی مزبوراست.
بر اساس گزارش اينديپندنت : ,,ظرفيت اين لوله به يک ميليون بشکه در روز- يک در صد کل توليد- جهان برسد که از مخازن زيرزمينی با ظرفيت 220 ميليارد بشکه نفت را حمل مي کند. معماران و سرمايه گذاران اين پروژه اطمينان می دهند که اين راه می تواند امنيت تامين انرژی آمريکا و اروپا را طی 50 سال تامين کند.,,
به نوشته اينديپندنت, طرح لوله نفتی مزبور وقتی ريخته شد که با سقوط شوروی امکان دسترسی به منابع نفت و گاز حوزه خزر برای شرکت های نفتی بزرگ غرب فراهم شد. اين منطقه را , خاورميانه جديد, ناميدند. تنها مشکل تامين امنيت انتقال نفت از اين منطقه به غرب بود. سه طرح در نظر گرفته شد، يکی راه شمال که از ميان روسيه می گذشت، دوم راه جنوب که از ايران می گذشت و سومی راه قفقاز يعنی راه کنونی.,,
اينتديپندنت می نويسد:,,راه سوم يعنی دشوارترين و پر هزينه ترين راه انتخاب شد چون تنها راهی بود که کنترل واشنگتن را بر لوله تامين می کرد. اين روزنامه می نويسد ديک چنی که آن زمان 1998 مدير عامل هاليبرتون بود گفت نمی توانم زمانی را تصور کنم که اين منطقه را که به ناگهان اين گونه اهميت استراتژيک پيدا کرده در اختيار داشته باشيم.,,
اينديپندنت در ادامه می نويسد اکنون بعد از يک دهه و بيش از 4 ميليارد دلار هزينه که بيش از سه چهارم آن از قروضی تامين شده که دولت زير آن را امضا کرده و حدود 320 ميليون دلار آن از ماليات دهندگان گرفته شده، خط لوله باز شده است. ولی اين فقط نخستين فاز از جنگ مخفيانه برای کنترل بر آسيای مرکزی است.
بنا بر گزارش اينديپندنت تا همين جا:,, اين پروژه که BTC خوانده می شود شکاف بين روسيه و آمريکا را تشديد کرده، در کشورهايی که از آن عبور می کند ناآرامی ايجاد کرده و شديدا به محيط زيست آسيب رسانده است.,,
آيا اين پروژه باعث خواهد شد کشورهای حوزه خليج فارس از عواقب سياست نفتی خانمان برانداز قدرت های بزرگ رها شوند؟
گزارشگران اينديپندنت می نويسند: ,,اين لوله نفتی تنها فاز اول , بازی بزرگ, در خاورميانه است.
پايکوبی که شرکت های بزرگ نفتی راه انداخته اند ممکن است خيلی زود رس باشد. عليرغم گزاف گويی های اوليه آمريکايی ها در دهه 90، حالا بسياری از تحليل گران معتقدند ذخاير نفت منطقه در حقيقت 32 ميليارد بشکه است که برابر است با ذخاير انرژی يکی از بازيگران کوچک بازار نفت: يعنی قطر .
بازی اکنون به طرف لوله های نفتی ماورای خزر و به دشت های بزرگ ترکمنستان، و ديک جوشان ازبکستان، افغانستان و ورای آن حرکت می کند. ,,
و آن طرف افغانستان کجاست؟