آفتابنیوز : 
«بنی آونی» تحلیلگر روزنامه نیویورکسان به بررسی این موضوع پرداخته و در مقالهای آورده است: «حتی برای بدبین ترین شرطبندها در نیویورک نیز این مسئله قابل پیشبینی است که شورای امنیت در نهایت به قطعنامه پیشنهادی تروئیکای اروپایی علیه ایران رای مثبت دهد، ولی این سئوال اساسی همچنان بیپاسخ خواهد ماند که آیا تصویب چنین قطعنامههایی میتواند رهبران ایران را از دنبالکردن برنامه هستهای بحثانگیزشان باز دارد؟»
در ادامه این تحلیل آمده است: قطعنامه پیشنهادی اروپاییها استراتژی مجازات خفیف علیه ایران با وضع تحریمهای محدود و برگشت پذیر را دنبال میکند. اما به نظر میرسد شرکای اروپایی واشنگتن آنقدر از مخالفت احتمالی روسیه و چین دستپاچه بودهاند که پیشنهادشان عملا نمیتواند هیچ محدودیت موثری علیه برنامه هستهای تهران ایجاد کند.
هرچند تصویب این قطعنامه میتواند به معنی ارسال «یک نشانه مهم» به تهران پراهمیت تلقی شود، ولی مسئله اینست که به نظر میرسد ارسال همین نشانه مهم در حال تبدیل شدن به هدف نهایی اروپاییهاست.
نیویورکسان تاکید کرده است: واقعیت این است که بسیاری کشورها از مقابله به مثل ایران به عنوان یک بازیگر اصلی بازار تولید و عرضه نفت نگرانند. حتی خود بریتانیا و فرانسه نیز ممکن است نگران از دست دادن قراردادهای نفتی هنگفتشان در ایران باشند. این قطعنامه میتوانست بسیار خلاصه تر ولی موثرتراز پیشنویس مفصل ولی سردرگم هفت صفحهای اروپاییها تنظیم و تصویب شود. این قطعنامه میتوانست با تمرکز دقیق روی موضوع سفرهای خارجی مقامات ایران آن کشور را در معرض یک محدودیت غیرخشونتآمیز ولی کاملا موثر به تهران وارد کند.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است: هرچند تصویب قطعنامه علیه ایران ممکن است بهعنوان یک پیروزی شخصی برای مایکل بولتون تلقی شود اما متن آن با آنچه که تندروهای دست راستی در واشنگتن میخواهند فاصله زیادی دارد. واقعیت اینست که داخل کاخ سفید و اطراف آن برخی هنوز موقعیت طرفین بازی را درک نکرده و انتظاراتی از شورای امنیت دارند که با عملا امکان برآورده شدن آن وجود ندارد. برخی میخواهند که شورای امنیت رهبران ایران را به طرف یک بازی باخت ـ باخت سوق دهد و برخی حتی می خواهند با ایران همان برخوردی صورت گیرد که با یوگسلاوی سابق در سالهای جنگ خونین سالهای میانه دهه 90 صورت گرفت وحق عضویت در نهادهای بینالمللی از آن کشور سلب شود.
«بنی آونی» تاکید کرده است: «ارائه دهندگان چنین پیشنهادهایی یک موضوع مهم را درک نمیکنند. این راه ممکن است به یک جنگ ویرانگر ختم شود ولی مطمئنا راهی نیست که به تغییر رژیم در ایران و یا حتی تغییرموثر در رفتارهای سیاسی آن منجر شود. واقعیت این است که با اعلام خبر هر آزمایش هستهای جدید غرور ملی در بخش زیادی از جامعه ایران بیشتر میشود و اعمال چنین فشارهایی کار رهبران سیاسی برای توجیه تغییر رفتارها برای مردم را معمولا غیرممکن میکند».