گفتگوی خاتمی با روزنامه داخلی «سنت اندروز»
شرق و غرب؛ دست در دست هم
به گزارش آفتاب نیوز، 
روزنامه دانشجویی دانشگاه «سنت اندروز» در ابتدای این مصاحبه آورده است: محمد خاتمی این بار و برخلاف معمول که عبای قهوهای رنگ خود را بر تن داشت، عبای خاکستری رنگی به تن داشت. او در این مصاحبه «مردی با عبای شکلات» آنگونه که طرفدارانش خطابش میکنند نبود. طرفدارانی که هنوز با وجود گذشت دو سال از ریاست جمهوری محمدخاتمی او را نماد حقوق بشر و دموکراسی میدانند و مردمی که معتقدند تلاشهای وی برای به انجام رساندن اصلاحات با محدودیتهای روبهرو شد. محمد خاتمی برای نخستین بار با یک روزنامه انگلیسی به سخن نشست. دو روز پیش از این مصاحبه وی قرار مصاحبه خود با گاردین را لغو کرده بود. او با رویی گشاده و مهربان پذیرای ما شد. وی از رویارویی با دانشجویان دانشگاهی که به وی دیپلم افتخاری دادند شاد به نظر میرسید. وی با آرامش و خونسردی خاص خود به روی صندلی نشست. وی دائما لبخند برلب داشته و حتی در خصوص اظهارات ایرانیان مخالف در مسیر عبور و مرور خود نیز به مزاح پرداخت.
در بخش دیگری از مقدمه این مصاحبه چنین آمده است: «این مرد سیاستمداری با تجربه است. او به جزء به جزء اطلاعات که ما در خصوص خود میدادیم توجه میکرد. با وجود آن که این مصاحبه کمتر از 15 دقیقه طول کشید تمام سعی خود را برای انتقال حس آرامش به ما میکرد. تجربه به وی آموخته است که چگونه بدون وارد شدن در جنجالهای سیاسی، پاسخ سوالهای ما را بدهد. زمانی که مترجم وی به اتمام وقت اشاره کرد، محمد خاتمی اجازه پرسیدن یک سوال دیگر را هم به ما داد. وی به سرعت ساختمان را ترک کرد و ما ماندیم با صدها سوال بیپاسخ. وی در طول این مصاحبه هیچ اشارهای به آژانس بینالمللی انرژی هستهای، اسرائیل و حزبالله نکرد».
«آفتاب» به دلیل جذابیت این مصاحبه متن کامل آن را منتشر میکند:
دریافت دیپلم افتخار از سوی سنتاندروز توسط شما جنجالهای بسیاری در انگلستان به راه انداخته است. آیا در ایران دریافت چنین مدرکی از یک دانشگاه غربی مشکلساز است؟
من هرگز با مشکلی روبهرو نبودهام. من یک سال پیش برای دریافت این دیپلم افتخار دعوت شدم. در صورت مخالفت با دریافت چنین دیپلم افتخاری توسط من، قطعا انگیزه سیاسی پشت این مخالفتها خوابیده است. بنابراین همواره افرادی با دغدغههای خاص خود وجود دارد. در صورت وجود تظاهرات در این جا یا هر نقطه دیگری در مسیر رفتوآمد من، بیشک حجم این تظاهرات از تظاهرات علیه جرج بوش کمتر است.
زمانی که به عنوان رئیس جمهور ایران برگزیده شدید بسیاری شما را به عنوان اصلاحطلب بزرگ شناخته و بسیاری نیز به تلاشهای شما برای تحقق حقوق بشر و دموکراسی امیدوار بودند. یک سال پس از به پایان رسیدن این دوره، مهمترین موفقیتهای خود در عرصه اصلاحات را در چه داشته و بزرگترین چالشهای خود را چه میدانید؟
انقلاب ما مردم را از تاریخ سیاه و تیره و تلخ دیکتاتوری رهاند. شما نمیتوانید شرایط زندگی ایرانیان را با انگلیسیها یا حتی سایرین مقایسه کنید.
شما در کشوری دیده به جهان گشودهاید که علم، تکنولوژی، توسعه و دموکراسی در آن نهادینه شده است. اما کشور ما از پیشرفت سیاسی و اقتصادی بازمانده است. ما بازماندیم آن هم به دلیل دخالت سایر کشورها. کشورهایی که برای مردم خود بسیار دموکرات و برای خارجیها متمایل به تقویت فرهنگ مستعمرگی هستند. با این وجود دموکراسی باید به بخشی از فرهنگ یک ملت تبدیل شود.
دموکراسی پدیدهای قابل تجویز نیست. ملت ما در طول یک قرن گذشته راه را برای تحقق دموکراسی هموار کرده است. ما در میان نخستین کشورهای منطقه و شرق هستیم که به قانون اساسی و پارلمانرو آوردیم. البته دموکراسی یک پروسه است و نه یک پروژه. به نظر من انقلاب ما نیز گام بزرگی در راستای تحقق دموکراسی بود. ما در راه تحقق دموکراسی گامهای بسیاری برداشتهایم و به عقیده من هرگز به عقب باز نخواهیم گشت. شاید انحرافاتی در طول تاریخ داشتهایم اما قطعا ملت در راه تحقق دموکراسی پیش میرود.
مقصد کشور ما بیشک پشبرد دموکراسی و توسعه در داخل کشور است. البته بار دیگر تاکید میکنم که دموکراسی باید در میان ارزشهای فرهنگی یک کشور نهادینه شود. از گذشته تاکنون نیز تحولات بسیاری رخ داده است. اما ما هنوز از قصد و هدفی که در ذهن داشتیم دور ماندهایم.
دیپلم افتخار این دانشگاه بیشتر به دلیل نظریه گفتمان تمدنها به شما تعلق گرفته است، معنای واقعی گفتوگو میان تمدنها چیست؟
من برای این باورم که ما در دنیای مناسبی زندگی نمیکنیم. در قرن حاضر هم غرب و هم شرق متحمل ناملایمتهای بسیاری شدهاند. در شیعه اول قرن جاری شاهد در جنگ جهانی بودیم. ما شاهد جنگهای سرد متعددی بودیم که به عقیده من مخربتر از جنگ به خودی خود هستند. در سالهای اخیر قرن حاضر، ما شاهد تجربه تلخ تروریست و افراطگرایی بودیم. تمامی این حوادث گویای این است که الگوی فعلی انسانی، الگویی کامل نبوده و باید تغییر کند.
اگر پارادایم کنونی به جای گفتمان خشونت و نظامیگری را تشویق کند ما باید تفاهم را جایگزین سوءتفاهم کرده و به جای مقابله و مخالفت با یکدیگر به همکاری و تشریک مساعی روی آوریم. اینگونه است که شرق و غرب دست در دست یکدیگر میتوانند به هدف مشترک نوع بشر دست یابند.
این هدف چیزی نیست جز صلح و ثبات جهان. من بر این باورم که ما شاید بسیار از میراث فرهنگی ملتها و تمدن آنها استفاده میکنیم. از سوی دیگر شرق و غرب نیز با تنوعی از ارزشها و راهکارها روبهرو است. اکنون انسانها با یکدیگر روبهرو هستند و بنابراین در جایگاههایی نیستند که بتوانند از این ارزشها بهرهبرداری کنند. بنابران گفتمان بسیار سخت است. نشستن در کنار هم به جای ایستادن رویاروی یکدیگر در قرن حاضر چالشی عظیم است.
گمان نمیکنم که هیچ طرحی به اندازه طرح گفتوگوی تمدنها با استقبال بینالمللی روبهرو شد. این استقبال بدین معنا است که بشریت نگران اتفاقهای آتی بوده و خواهان اجماع بیناللملی است.
من نخبگان بسیاری از شرق، غرب، مسیحی و مسلمان را به دفتر خودمان در ژنو دعوت کردم تا در خصوص این بحث با یکدیگر تبادل نظر داشته باشیم. از سوی دیگر همواره تلاش کردم تا رابطه بسیار نزدیکی با سازمان ملل و آژانسهای تخصصی آن داشته باشم. همگی آنها از این طرح استقبال کردند.
شما از جایگاه سازمان ملل گفتید و گفتوگوی میان تمدنها، فکر نمیکنید که جایگاه فعلی انگلستان، ایالت متحده و ایران چنین گفتوگویی را غیر ممکن میکند. همانطور که میدانید جنگ و درگیری دلایل سیاسی و اقتصادی دارد. هرگز شاهد جنگ تمدنها نبودهایم. حتی در عمق این درگیریها نیز تمدنها رابطه بسیار نزدیک و دوستانه با یکدیگر داشتهاند. یکی از عمدهترین دلایل چنین جنگهایی میان شرق و غرب حمله اسکندر به تمدن غرب بوده است. هر چند درمیان این درگیری ها غرب با تمدن و فرهنگ شرق آشنا شد. مشکل اینجاست که سیاستمداران و دیپلماتها باید عاقلترینها باشند. بنابراین ما میخواهیم دیالکتیک ناخودآگاه تمدنها را به دیالوگ زنده تبدیل کنیم. دیالوگی از نوع آگاهانه. ما امیدواریم که در قالب این دیالوگ میان تمدنها، سیاستمداران را به دستیابی به چنین درکی وادار و انعطاف پذیرتر کنیم.