پایگاه خبری آفتاب
۱۶ /خرداد /۱۴۰۵
Saturday 06 June 2026
کد خبر:۵۲۸۹۴
۱۵:۳۳
۱۳۸۵/۰۸/۱۰

پایان دوران تزاحم گالیورها

۱۵:۳۳
۱۳۸۵/۰۸/۱۰
به گزارش آفتاب نیوز، بازی «شبه گالیورها» با توجه به اینکه به علت پایگاه اجتماعی خود مجبور به تبعیت از خواسته‌های به شدت متفاوت و متنوع لیلی‌پوتی‌ها بوده و بر خلاف گالیورها، رفتار و کردار آنها قابل پیش بینی نیست، باعث ابهام آمیز شدن فضا شده و امکان تصمیم‌گیری را از طرف مقابل برای انتخاب نحوه تعامل سلب می‌کند. بدیهی است در این میان طرف مقابل تا هر اندازه که حسن نیت هم داشته باشد به دلیل ناتوانی از پیش بینی اقدامات و یا انگیزه‌های پنهان در پشت برخی رفتارها و کردارها نه تنها ابتکار عمل را از دست می‌دهد بلکه حتی از واکنش معقول نیز بازمی‌ماند. 

حضور «شبه گالیورها» در صحنه بین‌المللی اما با تبعات دیگری نیز همراه است. شبه گالیورها عموما به سرعت دچار توهم قدرت شده و خود را در جایگاه و شانی متناسب با گالیورها تلقی می‌کنند و بدین سان با ماجراجویی‌های خود نظم منطقه‌ای را برهم می‌زنند. از سوی دیگر ناتوانی ذاتی این بازیگران برای ایفای نقشی که چندان با توانایی آنان سازگار نیست و تنها به مدد نزاع میان گالیورها به آنان محول شده یا موفق به کسب آن شده‌اند؛ باعث می‌شود تا در دراز مدت توان تداوم این ایفای نقش را نداشته و با روی گردانی لیلی‌پوتی‌ها از خود مجبور شوند تا عرصه را برای رقیبی دیگر خالی کنند. این فرایند اما عموما با توجه به توهمی که شبه گالیورها در همان دوران حضور بر عرصه قدرت دچار آن می‌شوند معمولا برای جغرافیای سیاسی مورد نظر چندان بدون هزینه نیست. تغییر مداوم قدرت اما در این میان باز هم رفتارهای سیاسی این بازیگران را غیر قابل پیش‌بینی‌تر کرده و بر ابهام موجود می‌افزاید. 

نئو محافظه کاران آمریکایی در این میان مصداق تزاحم گالیورها را خاورمیانه دانسته و تا پیش از حوادث متعاقب 11 سپتامبر بر این باور بودند که وجود و تعدد گالیورهایی چون ایران، عراق، سوریه، اسراییل- و در تعریف جغرافیایی آنها ترکیه، باعث شده است تا نزاع دائم و تضاد منافع این گالیورها راه را برای قدرت گیری هرچه بیشتر شبه گالیورهایی خارج از ساختار دولت‌ها … فراهم ساخته و در نهایت فضا را به سمت ابهام پیش برد. 

در چنین بستری است که آمریکایی‌ها معتقدند با حذف و یا همراستا کردن گالیورهای متعدد منطقه‌ای با گالیور مورد اعتماد خود یعنی اسراییل، می‌توانند به هدف خود دست یافته و منافعشان را محقق سازند. حمله به عراق و اعمال فشار بر ایران و سوریه و در نهایت تلاش گسترده برای نزدیک کردن هرچه بیشتر ترکیه به اسراییل از طریق پیمان‌های متعدد امنیتی و اقتصادی از جمله روشهای تحقق این هدف است. 

تئوری گالیورها از نظر تئوریک اما در عرصه داخلی نیز قابل تعمیم است. اگر جغرافیای سیاسی مورد نظر را در سطح کشور محدود کنیم بدین ترتیب بازیگران اصلی عرصه سیاسی کشور ما به ‌ازای گالیورهای منطقه‌ای خواهند بود. شبه گالیورها نیز در این میان همان بازیگران درجه دو اما حاضر در ساختار قدرتی هستند که تلاش دارند خود را با استفاده از فضای معمولا متشنج میان گالیورها ارتقا دهند. 

در جریان هر انتخاباتی معمولا برخورد و تنش میان «گالیورها» امری اجتناب ناپذیر است. سابقه این برخورد گاه به ماه‌ها و سال‌ها قبل بازمی‌گردد. جایگاه و موقعیت سیاسی و اجتماعی گالیورها و نقش آنها در به سامان رساندن سیاست‌های گذشته معمولا به اندازه‌ای است که نمی‌توان عملکرد آتی آنها را منفک از عملکرد گذشته دانست. این عامل، استفاده از نقایص احتمالی کارکردهای گذشته، به همراه شکسته شدن حریم گالیورها در نزاع مدام میان آنها؛ فرصت را برای حضور شبه گالیورهایی که با استفاده از شعارهای عامه‌پسند خواهان خارج شدن رشته امور از دستان سیاستمداران تاثیرگذار می‌شوند، فراهم می‌کند. توان گالیورها در این میان معمولا صرف نبرد با یکدیگر می‌شود چرا که به صورت بدیهی هر غفلتی در برابر دیگری را به منزله شکست قطعی می‌دانند. نبرد توان فرسا و اغلب ناتمام گالیورها، با توجه به ریشه‌های محکم هر یک در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عموما دو اثر همزمان را برجای می‌گذارد:

در وهله نخست توان گالیورها در این نبرد فرسایشی چنان کاهش می‌یابد که در اغلب موارد «شبه‌گالیوری» پرتوان و ماجراجو که به خصلت جوانی و تازه‌کاری از تهاجم هم باکی ندارد، بر گالیور یا گالیورهای ناتوان شده غلبه کرده و یا در میانه نزاع آنان زیرکانه خود را بر تخت صدارت می‌اندازد. درگیری گالیورها اما در وهله دوم باعث می‌شود تا درهیاهوی افشاگری‌ها و پنجه بر چهره کشیدن‌های آنان، شبه گالیورهای زیرک با استفاده از شرایط؛ تبلیغات منفی گسترده‌ای را به سمت و سوی آنها نشانه روند. تبلیغات تخریبی در این میان بسیار موثرتر از تبلیغات ایجابی عمل کرده و در نهایت باعث می‌شود تا لیلی‌پوتی‌ها به جای پیوستن به گالیورهایی که وارد پیکار به یکدیگر شده‌اند، با توجه به هزینه بالای ورود به معرکه بزرگان برای لیلی‌پوتی‌ها، حضور و ایستادن در کنار شبه گالیورها را ترجیح بدهند. 

«شبه گالیورها» اما از شانس دیگری هم برخوردار هستند. ناشناخته بودن آنان و نیز عدم وجود خط‌کشی‌های سیاسی و اجتماعی دقیق در مورد آنها باعث می‌شود تا این سیاستمداران غالباً نوپا با راحتی بیشتری به معامله با یکدیگر بپردازند. در چنین شرایطی بدیهی است که امکان حصول به توافق میان این نیروهای درجه دوم سیاسی به مراتب بیشتر است. در شرایطی که گالیورها برای اثبات باورهای خود و یا آنچه به عنوان باورها و ارزش‌های آنان از سوی جامعه شناخته می‌شود معمولا مجبور هستند وارد نزاعی بی‌پایان با یکدیگر شوند و به ندرت امکان توافق میان آنها وجود دارد اما شبه گالیورها به راحتی می‌توانند بر سر اصلی‌ترین موارد نیز با یکدیگر وارد معامله شده و بدین ترتیب توان خود را افزایش دهند.
 
گالیورها چنان در میان مردمان سرزمین لی‌لی‌پوت شناخته شده‌اند که امکان تغییر چهره و استراتژی ندارند. «شبه‌گالیورها» اما در این میانه می‌توانند هر آن به رنگی درآمده و با مانورهای زیرکانه خود را از عواقب اعمال و تصمیمات و گاه سوابق خود برهانند. شناخته شده بودن گالیورها اما تبعات دیگری نیز در بردارد. غول‌های عرصه سیاست به راحتی نمی‌توانند توافق احتمالی خود را برای مردم توجیه کنند. کنارکشیدن گالیوری به نفع گالیوری دیگر و یا حتی حمایت از وی در عرصه رقابت‌های سیاسی عملا محکوم به شکست است چرا که حافظه تاریخی شهروندان اجازه نمی‌دهد آنان تضاد منافع و درگیری‌های متعدد و مکرر و گاه هزینه آفرین گالیورها را فراموش کنند و به اتحاد آنها باور داشته باشند. شبه گالیورها معمولا برنده چنین ائتلاف‌هایی هستند چرا که به راحتی هدف دستگاه تبلیغات منفی خود را معطوف به توافقی به شدت شکستنی و نا استوار می‌کنند و با تاکید بر اختلافات گذشته پایه‌های لرزان چنین توافقی را به لی‌لی‌پوتی‌ها یادآور شده و آنان را از تکیه دادن بر چنین بنای نااستواری برحذر می‌دارند.

چنین توافقاتی معمولا با یک مشکل همیشگی نیز روبرو هستند: توجیه توافقات گالیورها برای لی‌لی‌پوتی‌هایی که چندان اطلاعی از قواعد سیاست ندارند و عموما نیز به دلیل عدم وجود ساختارهای لازم برای برقراری ارتباط میان گالیورها با خود مجبور شده‌اند تنها رابطه‌ای یک سویه را تجربه کنند. چنین وضعیتی که ناشی از عدم شکل گیری رابطه‌ای متعادل و دو سویه میان لی‌لی‌پوتی‌ها و گالیورهاست فضا را برای شبه گالیورها فراهم می‌آورد تا با حضور در میان لی‌لی‌پوتی‌ها آنها را نسبت به هر نوع توافق ممکن میان گالیورها بدبین کرده و با استفاده از این فقدان رابطه تصویری سیاستمدارانی غالبا فاسد و منفی را از آنان به تصویر بکشند. 

دستگاه تبلیغات منفی شبه گالیورها نیز در این میان چنان بمبارانی از تهمت و افترا به گالیورها را بر سر لی‌لی‌پوتی‌ها آوار می کند که آنها دفن شده در زیر ترفندهای تبلیغاتی دیگر توان دیدن واقعیات را هم نخواهند داشت. 

مرموز بودن ساختار قدرتی که معمولا لی‌لی‌پوتی‌ها به دلیل ضعف کانال‌های ارتباطی چندان اطلاعی از ساختار آن ندارند نیز در این میان باعث می‌شود تا هر شایعه و حتی افترایی عین واقعیت فرض شود. در چنین بستری گالیورها باز هم باید توان خود را صرف زدودن ابهاماتی کنند که شبه گالیورها بدون صرف توان چندانی به آنان وارد کرده‌اند. این فرآیند معکوس، یعنی نیاز به «ارائه دلیل از سوی گالیورها برای رد اتهامات وارد شده» به جای نیاز به «ارائه دلیل از سوی شبه گالیورها» عملا ناکام می‌ماند. چرا که اصولا شایعه به سرعت تکثیر شده و امکان توقف آن وجود ندارد و حتی در صورت تکذیب مکرر این شایعات هم باز چهره مرموز قدرت و گالیورها به مثابه نماد قدرت، اتهامات را به مراتب قابل قبول‌تر از رد آنها می‌سازد. 

پیروزی شبه گالیورها در چنین رقابت‌هایی معمولا قابل پیش بینی است. گالیورها در این میان معمولا تنها در شرایطی قادر به پیروزی هستند که یک تنه و بدون حضور گالیوری دیگر در عرصه رقابت به مصاف شبه گالیورها بروند. نگاهی به صحنه‌های رقابت‌های سیاسی نشان می‌دهد که چگونه «شبه‌گالیورها» در چنین شرایطی ترجیح می‌دهند یا وارد عرصه رقابت نشده و یا اگر وارد می‌شوند به همان بهره «شناخته شدن» در رقابت با گالیور حاضر اکتفا کرده و از ورود جسورانه به عرصه رقابت خودداری می‌کنند. در این شرایط عواقب درافتادن و ورود به بازی تخریب گالیور منفرد چنان بالاست که شبه گالیورها ترجیح می‌دهند در گوشه‌ای تنها به نظاره رقابتی با نتیجه‌ای تعیین شده بنشینند. در چنین شرایطی طبیعی است که پیش از هر رقابت سیاسی شبه گالیورها با استفاده از دستگاه های تبلیغاتی خود گالیورها را ترغیب به حضور کرده و به انحاء مختلف آنها را تحریک کنند تا به رقابت با یکدیگر بپردازند چرا که به وضوح می‌دانند بر خلاف تصور عامه «شبه‌گالیورها» تنها در شرایطی شانس پیروزی دارند که گالیورهای متعددی در صحنه حاضر باشند. ترغیب گالیورها و ایجاد فضایی گاه خصمانه میان گالیورها و برقرار کردن احساس رقابت کاذب میان آنان نیز از جمله ترفندهایی است که می‌تواند گالیورها را به سوی رویارویی با یکدیگر سوق داده و بر آتش اختلافات آنان بدمد. 

در چنین شرایطی چه باید کرد؟
آیا باید گالیورها از حضور همزمان در عرصه رقابت خودداری کرده و عرصه را به یکدیگر واگذار کنند؟ اصولا آیا تفاهم میان گالیورها آن ‌هم در حد کنار رفتن به نفع دیگری امکان پذیر است؟ 

برای بررسی شاید بهتر باشد از مورد دوم شروع کنیم. کنار کشیدن گالیورها به نفع یکدیگر قطعا امکان پذیر است اما به شرطی که این امر پیش از علنی شدن رقابت‌ها و آغاز درگیری آنها باشد. بدیهی است که گالیورها می‌توانند در پس پرده به رایزنی با یکدیگر پرداخته و به توافقی نهایی دست یابند اما بدیهی است که این توافق باید در همان اتاق‌های در بسته باقی بماند و به بیرون درز نکند. با شروع رقابت‌ها اما عملا امکان کنار کشیدن هیچ یک از گالیورها وجود ندارد. 

گالیورها در این میان باید نسبت به تحرکات شبه گالیورهایی که با استفاده از تفرقه افکنی و آگراندیسمان اختلافات قصد دارند تا از وقوع چنین شرایطی جلوگیری کرده و با القای حس تقابل و اقناع گالیورها به لزوم حضور در عرصه، شرایط را به نفع خود رقم زنند، آگاه باشند و از واکنش نسبت به تحریکاتی که گاه از سوی حتی برخی عناصر رادیکال در گروه پیرامونی خود و یا دیگری صادر می‌شود، خودداری کنند. 

گالیورها اما در این میان راه دیگری نیز پیش رو دارند: ایفای نقش پدر معنوی. اگر رسیدن گالیورها به توافق بر سر حضور یک گالیور منفرد در صحنه امکان پذیر نیست، بهتر است گالیورها که چاره‌ای جز رقابت ندارند این رقابت را به جای عرصه تقابل شخصیت‌ها به تقابل آرا تبدیل کنند. فراموش نباید کرد که لی‌لی‌پوتی‌ها شکست یک شخصیت در عرصه تقابل را به مراتب بیشتز از شکست یک اندیشه به خاطر خواهند داشت. به عبارت دیگر شکست یک گالیور برای مدتی طولانی و شاید همیشه وی را از عرصه رقابت با رقیب پیروز خارج می‌کند در حالیکه در مورد شکست اندیشه وی می‌تواند سریعتر و با ترمیم اندیشه خود باردیگر به میدان بازگردد. 

مردم تصویر جدید از اندیشه‌ای ترمیم شده را به مراتب بهتر و زودتر باور می‌کنند تا تصویری جدید از یک گالیور شکست خورده را. در چنین شرایطی است که گالیورها می‌توانند با روانه کردن نمایندگان خود یا به عبارت بهتر «گالیورنما»ها به عرصه، رقابتی میان اندیشه‌های خود را شکل دهند. پیروزی گالیورنماها در این رقابت به معنای پیروزی گالیور است با این تفاوت که شکست گالیورنما در این میانه چندان ضربه شدیدی را متوجه حیثیت گالیور نمی‌کند. 

از سوی دیگر «گالیورنماها» حتی در انظار عمومی نیز از فرصت بهتری برای توجیه هر نوع توافق احتمالی با یکدیگر برخوردارند. عدم وجود سابقه برخورد میان این افراد در حافظه تاریخی مردم این فرصت را حتی گسترش داده و باعث می‌شود تا گالیورنماها حتی در صورت رسیدن به توافقی جدی و کلی در جریان رقابت هم امکان کنارکشیدن به نفع یکدیگر را داشته باشند و بتوانند آرای خود را به سبد رای رقیب مورد نظر واریز کنند، امری که برای گالیورها هرگز ممکن نیست. از سوی دیگر این افراد در عمل از همان عنصر ناشناخته بودن شبه گالیورها برخوردار هستند و بدین ترتیب دستگاه تبلیغات منفی شبه گالیورها هدف چندانی برای حمله نخواهد داشت. در چنین شرایطی حمله به گالیورهای غیر حاضر در صحنه هم چندان امکان پذیر نیست چرا که عدم حضور آنان در عرصه رقابت هر نوع تلاش برای متوجه کردن اتهام به آنان را محکوم به شکست می‌سازد.

تزاحم گالیورها عموما تنها شبه گالیورها را منتفع می‌سازد. تجربه رقابت‌های سیاسی متعدد نشان می‌دهد که اگر قرار است گالیورها منافع ملی را از خطر افراط‌های مقطعی و هیجانات زودگذر دور کنند؛ این امر مستلزم دست برداشتن آنها از ورود به صحنه رقابت با یکدیگر است. این امر یا به رسیدن آنها به اجماع قابل حصول است و یا با ایفای نقش پدر معنوی و عدم حضور مستقیم در صحنه. به عبارت بهتر اگر گالیورها می‌خواهند همچنان در عرصه سیاسی تاثیرگذار بوده و از تبعات افزایش روز افزون شبه گالیورها در امان باشند، باید یک اصل ساده را بپذیرند: دوران تزاحم گالیورها به پایان رسیده است.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha