پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۵۳۳۷۹
۱۴:۳۵
۱۳۸۵/۰۸/۲۱

عراق در انتظار ابر قدرتی چون صدام

۱۴:۳۵
۱۳۸۵/۰۸/۲۱
به گزارش آفتاب نیوز، با این وجود، سخنان صدام حسین در طول جلسات دادگاه و حملات وی تنها یک چیز را در ذهن حتی دشمنان صدام زنده می‌کند. درست همان چیزی که در عراق پس از صدام حسین، جای آن خالی بود: رهبری مقتدر. رهبری که بتواند عراق را از گرداب تفرقه‌های قومی و مذهبی نجات دهد. رهبری که بتواند بر موج خشونت در این کشور پایان داده و امنیت آن را از وابستگی به بیگانگان رها سازد. 

این جملات همان عبارت‌های ساده‌ای هستند که مردم عادی عراق حتی با وجود نفرت از صدام بر زبان می‌آورند. عراق به رهبری فردی قوی و البته نه قاتل مانند صدام حسین، نیاز دارد. رهبری که بتواند با یک اشاره به خونریزی‌ها و تفرقه‌ها پایان دهد. 

بسیاری دیگر از جرج بوش انتظار به ارمغان آوردن دموکراسی را ندارند، عراقی‌ها این روز تنها به دنبال آرامش و امنیت هستند.
به نظر می‌رسد که پیغام مردم عراق هنوز به رئیس جمهور ایالات متحده در واشنگتن نرسیده است. بوش اخیرا و به دنبال شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات به فکر تحقیق در خصوص عراق افتاد. 

این روزها نزدیکترین افراد به بوش نیز توصیه می‌کنند که با پایان دادن به رویای به روی کار آوردن حکومتی دموکرات در عراق، از الگو سایر کشورهای خاورمیانه استفاده کرده و رهبری مقتدر برای اداره امور به روی کار آورد. اعضای تیم تحقیقاتی عراق نیز بر این باورند که بوش باید به جای دموکراسی به دنبال ثبات سیاسی در عراق باشد. اما برای کاخ سفید که برقراری دموکراسی پس از حمله به عراق اصلی‌ترین شعار آنها بود ترک این هدف بسیار دشوار است. بدین ترتیب پایان دادن به این هدف عالیه به معنای رها کردن هسته‌ اولیه انگیزه حمله به عراق است. 

پس از شکست جرج بوش در یافتن تسلیحات کشتار جمعی در عراق، برقراری دموکراسی بهترین بهانه برای سرنگونی دیکتاتور بود. شاید بسیاری از مردم عراق از سقوط حکومت صدام حسین و پس از آن دستگیری وی استقبال کرند اما در حال حاضر وجود رهبری مقتدر نظیر صدام تنها راه باقی مانده برای خروج عراق از سقوط در این گرداب آشوب است. 

آمریکا در این جنگ درس عبرت ارزشمندی گرفت. از این پس سیاستمداران آمریکایی هرگز سعی نمی‌کنند الگوهای سیاسی و ارزش‌های مدنی خود را به زور به کشوری با فرهنگ و مذهب و تاریخ متفاوت انتقال دهند. بی‌شک تاریخ اثبات خواهد کرد که تلاش برای چنین اقداماتی و جنگ برای نیل به این هدف بسیار احمقانه است. 

خارج از مرزهای عراق در حال حاضر کشورهای همسایه نیز در بیم از نا امنی به سر می‌برند. جنگ عراق نه تنها دموکراسی را در این کشور به ارمغان نیاورد که دموکراسی در کشورهای همسایه را هم به خطر انداخت. 

جرج بوش اخیرا با عقب‌نشینی از مواضع پیشین صراحتا از برقراری دموکراسی پیشیمان شده و اعلام کرد که خواهان به روی کار آمدن دولتی مقتدر در عراق است دولتی که بتواند از عهده وظایف خود بر‌‌آید. بدین ترتیب آمریکا از این پس نیازی به خرج 750 میلیون دلار اختصاص یافته برای تحقق دموکراسی در عراق ندارد البته پرونده موفقیت ایالات متحده در عراق نیز چندان کم حجم نیست. حداقل در سه مورد پس از سرنگونی صدام حسین، مردم در پای صندوق‌های رای حاضر شدند و سرنوشت کشور خود را رقم زدند. در اولین دور انتخابات در ژانویه 2005 مردم برای تعیین دولت انتقالی دور هم جمع شدند. در اکتبر 2005 رفراندوم برای تعیین قانون اساسی و در دسامبر 2005 دولت منتخب به مدت چهار سال از عراقی‌ها برای اداره کشور مجوز گرفت. شرکت در این انتخابات برای هرفردی که دوران حکومت صدام حسین را تجربه کرده بود به معنای هدیه‌ای ناگهانی بود. 

البته از سوی دیگر، نتیجه این انتخابات به جای آن که عراقی‌ها را در کنار یکدیگر نگاه دارد بر تفرقه قومی میان آن‌ها افزود. در تمامی این انتخابات این شیعیان بودند که برگ برنده را به خود اختصاص دادند. البته آمریکا در وارد کردن اهل تسنن به گردونه قدرت نیز موفق عمل کرد. هر چند بسیاری از سنی‌ها با وجود اختصاص سهم به آنها در دولت راضی به نظر می‌رسیدند اما برای این دسته تجربه دوران صدام حسین و حضور اهل تسنن در راس بسیار با ارزش‌تر بود. 

این روزها با ورود شبه نظامیان سنی و شیعه این تفرقه به اوج خود رسیده است. اعدام‌های دسته‌جمعی، آدم ربایی و بمب‌گذاری تبدیل به کابوس ناتمام مردم عراق شده است.
در این میان بیش از 150 هزار سرباز آمریکایی در گرداب آشوب‌های داخلی و گرفتار شده‌اند. این در حالی است که نخست وزیر عراق نیز هنوز موفق به کنترل خشونت نشده است. در طول شش ماه گذشته که وی زمام قدرت را در دست گرفته است هنوز هیچ کدام از گروه‌های شبه‌نظامیان خلع سلاح نشده‌اند. در حال حاضر میزان محبوبیت مالکی از تمامی نخست‌وزیرهای پیش از وی نظیر ابراهیم جعفری نیز کمتر است. 

کاخ سفید به اندازه‌ای از سیاست‌های ناموفق مالکی ناراضی بود که نخست‌وزیر عراق برای جلب حمایت بوش با وی گفت‌وگو تلفنی مفصلی داشت. 

در حال حاضر ایاد علاوی بهترین گزینه برای به دست گرفتن کنترل عراق محسوب می‌شود. وی در اولین دوره پس از سقوط صدام حسین از سوی ایالات متحده به عنوان نخست‌وزیر منصوب شد. ایاد علاوی تنها مرد قدرتمندی است که با وجود شیعه بودن روابط بسیار مستحکمی با اهل تسنن عراق دارد. در زمان نخست‌وزیری وی مبلغ یک میلیارد دلار کمک آمریکا به عراق ناپدید شد و همین امر موجب بدگمانی کاخ سفید به علاوی شد. 

قطعا در شرایطی که خروج مالکی از قدرت از نظر جرج بوش لازم باشد کاخ سفید تمام توان خود را برای کناره‌گیری وی از قدرت به کار خواهد گرفت. 

در حال حاضر شاید بهترین راه برای خارج کردن مالکی از مسیر پارلمان عراق بگذرد. شاید کودتا در پارلمان بتواند مالکی را از گردونه قدرت خارج کند اما پس از آن خارج کردن قدرت از دست یک طیف خاص در پارلمان کار دشوارتری خواهد بود.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha