به گزارش آفتاب نیوز، 
فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) به دلیل آنچه دخالت دولت در ورزش نامیده میشود، به فدراسیون فوتبال کشورمان تا بیستوچهارم آبانماه (فردا) مهلت داده بود تا تکلیف عزل و نصب اخیر در این نهاد را روشن کند.
مهندس علیآبادی، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان تربیت بدنی در آلمان و پس از اینکه حذف تيمملي کشورمان در جامجهاني 2006 قطعیت یافت، صراحتاً از لفظ برکناری برای بدرقه محترمانه محمد دادکان استفاده کرد و بدین ترتیب رئیس فدراسیون از سمت خود کنار گذاشته شد.
مسؤولان فیفا طبق قانون مکتوبی که در این نهاد موجود است، اعتقاد دارند رئیس فدراسیون فوتبال هر کشور که توسط مجمعی داخلی انتخاب میشود، در دو صورت میتواند از سمت خود برکنار شود؛ اول اینکه اعضای همین مجمع رأی به برکناری او بدهند و دوم هم اینکه وی از سمت خود استعفا کند. محمد دادکان هیچیک از دو حالت فوق شامل حالش نمیشد و به همین خاطر فوتبال ایران در خطر تعلیق قرار گرفت. متأسفانه در این بین هیچیک از دو طرف ماجرا یعنی علیآبادی و دادکان حاضر نبودند کوتاه بیایند و دود این جریان تنها به چشم میلیونها ایرانی میرفت.
رئیس سازمان تربیت بدنی این اواخر صحبت از استعفای محمد دادکان میکرد، در حالی که این موضوع از طرف دادکان تکذیب میشد و آنچه به نام آرشیو در ذهن ما و خیلیهای دیگر ثبتشده نیز حکایت از آن میکرد که ادعای محمد علیآبادی نمیتواند صحیح و قابل اتکا باشد.
از طرفی شخص دادکان نیز که اخراج برایش گران تمام شده بود، حاضر به تقدیم متن استعفانامه خود نبود؛ حتی اگر این اتفاق به محرومشدن فدراسیون فوتبال ایران منجر میشد. البته او از یک بابت هم حق داشت چرا که میگفت: وقتی مسؤولان سازمان تربیت بدنی صراحتاً عذرش را خواسته و از کار برکنارش کردهاند، استعفاکردن پس از چند ماه چه معنی و مفهومی میتواند داشته باشد؟ روزها یکی پس از دیگری سپری میشد و اوراق این پرونده بسیار سرنوشتساز و در عین حال خطرناک، فقط و فقط ورق میخورد، بدون آنکه منتهی به اتفاقی خوشایند و مطلوب شود.
سرپرست فدراسیون فوتبال، دبیر موقت این نهاد و همچنین اعضای سازمان تربیت بدنی در مصاحبههای مختلف عنوان میداشتند هیچ مشکلی وجود ندارد و هیچ خطری فوتبال ایران را تهدید نمیکند، در حالی که مقر فیفا و تحرکات اعضای آن، خبرهای خوبی به گوش نمیرسید. این مورد حتی بر نحوه تمرینات ملیپوشان کشورمان در آستانه دیدار حیثیتی با کرهجنوبی نیز تأثیر گذاشته بود و قلعهنوعي و شاگردانش روزها را با بلاتکلیفی تمام پشت سر میگذاشتند.
همه خود را دیگر آماده کرده بودند تا روز چهارشنبه، بیستوچهارم آبان فرا رسد و فوتبال ایران از فعالیت در عرصههای بینالمللی محروم شود تا اینکه خبر رسید محمد دادکان عصر یکشنبه در دفتر خود در حضور خبرنگاران رسانههای مختلف، قرار است در این رابطه سخن بگوید.
رئیس سابق فدراسیون فوتبال در این کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد به خاطر آنکه مردم ایران از این بابت لطمه نبینند، استعفای خود را به اطلاع مسؤولان فیفا رسانده و دیگر خطری فوتبال این مرزوبوم را تهدید نمیکند. دادکان این را گفت و رفت و فوتبال ایران از خطری بزرگ جست.
اما یک سؤال بدجوری ذهنمان را به خود مشغول کرده و آزارمان میدهد؛ چرا این اتفاق در دقیقه 90 و پس از کشوقوسهای فراوان افتاد؟ چرا با احساسات و اعصاب میلیونها هوادار ایرانی در این مدت بازی شد؟ چرا بعضی از مسائل تحت تأثیر این اتفاق قرار گرفت و اوضاع از حالت طبیعی خود خارج شد؟ چرا نام ایران و فوتبالش سر زبانها افتاد و بدین ترتیب با آبرو و اعتبار چند دهسالهاش بازی شد؟ نه قصد داریم به دادکان و علیآبادی حق بدهیم و نه آنها را محکوم کنیم اما حق داریم این سؤالات را مطرح کنیم.
طی روزهای اخیر در سایتهای خبری مختلف که کنکاش میکردی، همه خبر محرومیت احتمالی فدراسیون فوتبال ایران و آغاز شمارش معکوس برای وقوع این اتفاق تلخ و آبروبر را درج کرده و معضلاً بدان پرداخته بودند، چرا؟ چرا اجازه دادیم هر گروه و شخصی در هر جایگاهی که قرار دارد، به خود اجازه دهد در این رابطه اظهارنظر کند و گمانهزنی انجام دهد؟ فوتبال ایران مگر راحت چنین جایگاهی را در سطح آسیا و دنیا- نه خیلی درخشان اما در عین حال آبرومند و باارزش- به دست آورده که اینچنین راحت و غیرمسؤولانه به بازی گرفته میشود؟
چرا مردم فوتبالدوست ایرانی پس از حذف تيمملي بزرگسالان، نوجوانان و جوانان در چنین فضایی قرار داده شدند تا بر زخمهایشان نمک پاشیده شود؟ چرا کسی به فکر عواطف و علایق این افراد و اعتبار و آبروی فوتبال ایران نبود؟ چرا، چرا و چرا؟
فوتبال این مرز و بوم پر است از این چراها که کسی پاسخی برای آنها ارائه نمیکند. این بار هم جستیم اما آیا قرار است باز هم در همان مسیر قبلی حرکت کنیم؟
منبع :پاس جوان