پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۵۳۵۱۶
۱۰:۵۲
۱۳۸۵/۰۸/۲۴

پايانى معلوم بر لجبازى پنج ماهه

۱۰:۵۲
۱۳۸۵/۰۸/۲۴
به گزارش آفتاب نیوز، محمد دادكان كه در تمام مدت ۵ ماه گذشته رخ به رخ با سازمان تربيت بدنى و فدراسيون موقت فوتبال ايستاد، عصر يكشنبه مقابل دوربين‌هاى تلويزيونى از استعفاى خود و همكارانش گفت در حالى كه تا قبل از اين يا می‌گفت «هرگز عقب نشينى نمی‌كنم» يا استعفاى خود را منوط به بركنارى معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدنى می‌دانست ولى حالا می‌گويد «من سرباز نظام و ورزش مملكت هستم و براى مصلحت فوتبال و نظام با همكارانم به صورت دسته جمعى استعفا می‌دهيم.» نمی‌دانيم دادكان چه زمانى به درجه سربازى مفتخر شده ولى اگر از همان اول سرباز بود، چرا از روز بركنارى خود به حكم مافوقش گردن ننهاد تا ادامه كار را مسؤولان اصلى و منتخب انجام دهند؟

آيا او نمی‌دانست كه در صورت تأكيد بر بركنارى اش در فيفا می‌تواند موجبات تعليق فوتبال ايران را به جرم دخالت دولت در فدراسيون كه مغاير با خواسته فيفا است فراهم كند؟ آيا واقعاً مصلحت نظام را نمی‌دانست و حالا وقتى از او درخواست می‌كنند يا دستور می‌دهند كه استعفا بده، كنار رفتن خويش را به مصلحت ورزش و فوتبال مملكت عنوان می‌كند؟ آيا محمد دادكان اينقدر نمی‌دانست كه وقتى پاى مصالح نظام به ميان بيايد، دلسوزان واقعى نظام پا پيش می‌گذارند و به او تكليف استعفا را می‌كنند؟

چطور می‌شود كه استعفاى او، ۵ ماه قبل به مصلحت ورزش نبوده ولى حالا به مصلحت شده است؟
واقعيت اينجا است كه محمد دادكان با اين لجبازى‌هاى ۵ ماهه خود فقط سوهان بر اعصاب دوستداران واقعى فوتبال ايران كشيد و باعث ايجاد نگرانى و دلواپسى بابت تعليق و محروميت احتمالى فوتبال ايران شد.

او اميدوار بود كه با اين سماجت و لجبازى بتواند كار خود را پيش برده و حداقل از منظر شخصى با على آبادى تسويه حساب كند كه باعث بركنارى وى از فدراسيون فوتبال شده بود ولى اگر محمد دادكان واقعاً به مصلحت ورزش و نه به منافع شخصى می‌انديشيد، همان موقع پاى خود را از قضيه كنار می‌كشيد چون قبل از جام جهانى ۲۰۰۶ به دفعات در رسانه‌هاى مختلف ديدارى و شنيدارى اعلام كرده بود كه بعد از جام جهانى از فوتبال می‌رود ولى به محض اعلام بركنارى او از سوى شوراى معاونان سازمان، صرفاً روى دنده لجبازى افتاد و به تشويق بعضى افراد معلوم الحال وارد راهى شد كه پايانش از همان آغاز مشخص بود.

چون مسلماً اجازه داده نمی‌شد كه فوتبال كشور ۷۰ ميليون نفرى ايران به خاطر منافع شخصى يا لجبازى چند نفر دچار انزواى بين المللى شود و ديديم كه در عمل هم چنين شد و وقتى از رييس سابق فدراسيون خواسته شد از سمت خود استعفا بدهد در نهايت مجبور شد در آخرين روزهاى مهلت فيفا تن به اين كار بدهد.

جالب است كه نزديكان وى هنوز ژست حق به جانب و لبخندهاى فيلسوفانه خود را كنار نگذاشته اند و دور از انظار عمومی‌و رسانه‌ها می‌گويند «مشكل فوتبال ايران با استعفاى دادكان حل نمی‌شود.

مشكل اصلى اساسنامه فدراسيون است كه مغاير با اساسنامه فيفا است و به همين خاطر فوتبال ايران روز ۲۴ آبان ماه به حالت تعليق درمی‌آيد.»ياللعجب، اگر بودن يا نبودن دادكان ربطى به حل مشكل فوتبال ايران در فيفا نداشت، پس اين كش و قوس‌هاى ۵ ماه اخير براى چه بود؟ مردم را سر كار گذاشته بودند يا خود را مطرح می‌كردند؟ اصلاً اگر چنين ادعايى واقعيت دارد، نمايش عصر يكشنبه براى چه بود؟

منبع: ایران ورزشی
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha