جنگ بوش پدر و پسر؛
نبرد مردان متعصب کاخ سفید
به گزارش آفتاب نیوز، 
اگر روزی آقای رئیس جمهور بر روی مبل راحتی مطب یک روانپزشک دراز بکشد بیشک سادهترین راه برای پزشک وی سوال کردن در خصوص روابط بوش پسر با بوش پدر باشد.
جرج بوش که به عنوان چهل و یکمین رئیس جمهور آمریکا شناخته میشود همواره از سوی پسر مورد بیتوجهی قرار داشت. بسیاری نیز از همان ابتدا حضور جرج بوش در قدرت، از رابطه وی با پدرش به عنوان رابطهای نه چندان خوشایند و مسالمتآمیز یاد میکردند.
زمانی که برادر جرج بوش که به گفته والدین با هوشتر و شایستهتر برای احراز مقامهای سیاسی است به پدر اطلاع میدهد که جرج بوش در کالج تجاری هاروارد پذیرش گرفته است، جرج بوش سرکش صراحتا میگوید: من به هاروارد نمیروم. فقط میخواستم به شما اثبات کنم که میتوانم به دانشگاه هم بروم.
زمانی که جرج بوش برای نخستین بار در انتخابات کنگره شرکت میکند به دلیل شباهت بیش از اندازه ظاهری به پدر مجبور به نشان دادن شناسنامه خود برای اثبات هویت خود میشود.
البته جرج بوش پدر همواره در شرایط سخت در کنار پسر سرکش خود بود. در چنین شرایطی نیز به نظر میرسد که تجربه سالهای اقامت در کاخ سفید اکنون به کمک پسرش آمده است. انتخاب رابرت گیتس به عنوان وزیر دفاع و گوش سپردن به سخنان جیمز بیکر به عنوان رئیس تیم تحقیقاتی عراق، همگی بیانگر عزم جرج بوش برای ایجاد تغییرات اساسی در استراتژی حاکم بر عراق است.
هرچند دخالتهای مثبت پدر در امور سیاسی پسر، جرج بوش را از مهلکههای متفاوت سیاسی نجات داده است به نظر میرسد که آقای رئیس جمهور علاقه وافری به ضربهزدن به پدر در عرصه سیاست و جنگ دارد.
بوش پدر که در طول جنگ جهانی دوم عنوان خلبان قهرمان را به خود اختصاص داده نکات مثبت فراوانی را در پرونده خود به ثبت رسانده است: پیروزی در جنگ اول خلیجفارس و آزاد کردن کویت ـ هر چند وی در شرایطی که امکان حمله به عراق را نیز داشت از این کار سر باز زد. بوش پسر که در طول جنگ ویتنام به زندگی بیدغدغه خود در آمریکا ادامه میداد اما قصد دارد بهتر از پدر خود عمل کند.
درست پیش از این حمله ایالات متحده به عراق، جرج بوش با خود گفت: صدام قصد به قتل رساندن پدر من را داشت پس مذارکره با وی غیر ممکن است.
در این میان جرج بوش برای مشروعیت بخشیدن به اقدام خود ماجرای سال 1993 در کویت را به یاد میآورد. سوء قصد نافرجام به هربرت بوش که بعدها به صدام حسین منتسب شد.
اما نکته این جا بود که جرج پدر خود این حادثه را دست آویزی عاقلانه برای حمله به عراق ندانست. هر چند جرج هربوت بوش هرگز در ملاعام سخنی از مخالفت با حمله به عراق نگفت، عدم موافقت وی با این امر را میتوان در میان سخنان او در سال 1999 یافت.
چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده در آن زمان گفت: حمله به عراق به معنای به صف کشیدن سربازان برای مرگ در جنگی بینتیجه است. این یعنی دادن قرار دادن آمریکا در خاک اعراب بیهیچ حامی و پشتیبانی.
اما جرج بوش که همواره از الگو برداری از پدر متنفر بود یک روز به سناتور جان مک کین در این خصوص گفت: من نمیخواهم شبیه پدر باشم. ایدهآل من رونالد ریگان است.
پس از حمله به عراق نیز برای اثبات استقلال فکری خود به خبرنگاران گفت: من زمان زیادی را برای بحث سیاسی با پدر صرف نمیکنم. او به خوبی میداند که من بسیار بیشتر از وی اطلاعات سیاسی دارم.
این بار نیز جرج بوش تاکید کرد که چندان برای جلب قدرت و شنیدن نصیحت به نزد پدر نمیرود. با وجود بحرانی بودن اوضاع در عراق، جرج بوش بار دیگر موفق به پیروزی در دور دوم انتخابات ریاست جمهور شد. پیروزی که خود از آن به عنوان ضربه به پدر یاد کرد. این در حالی است که جرج هربرت بوش در سال 1992 و پس از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری برای احراز رای لازم برای بقا در این پست، برگ برنده را به بیلکلینتون واگذار کرد. در آن زمان جرج بوش علت شکست پدر را عدم مطرح کردن طرحهای جدید توسط وی اعلام کرد.
جرج بوش در حالی آخرین سالهای ریاست جمهوری را میگذراند که تجربه اثبات کرده است که جرج بوش و پدر وی وجه مشترک بسیاری با یکدیگر در شکست و واگذاری قدرت دارند.
هر دو نفر سرسختانه بر صحت سخنان خود پافشاری میکنند، این در حالی است که تمام اطرافیان آنها بر اشتباه بودن فرضیه مورد بحث اتفاق نظر دارند.