رویکرد ائتلاف اصلاحطلبان در گفتگو با نجفی
تحریمیها به پای صندوق بیایند
به گزارش آفتاب نیوز،
نجفی در گفتگو با آفتاب در آستانه انتخابات شورها از دیدگاه اصلاحطلبان در مورد انتخابات میگوید:
برخی اخبار حکایت از حضور شما، آقای مسجد جامعی و هادی ساعی در لیست حامیان قالیباف دارد. آیا لیست اصلاحطلبان افراد مشترکی با لیست آقای قالیباف دارند؟
من اطلاعی از این مورد ندارم و در این ارتباط نیز با من صحبتی نشده است البته بعیدمیدانم افراد مشترک بین این دو لیست وجود داشته باشد. حتی یک نفر هم بعید است که مشترک باشد.
طیف حامیان احمدینژاد، این نقد را به قالیباف وارد میکنند که سیستم عملکرد شهرداری همانند سیستم کارگزاران است. به زبان خودمان یعنی این که بیشتر به مسائل زیرساختی و عمرانی توجه میکند و به مسائل مورد علاقه احمدینژاد توجهی ندارد. روزنامههای اصولگرا نیز در راستای نقد قالیباف میگویند که شهردار، مورد تأیید اصلاحطلبان است. آیا امکان دارد که اصلاحطلبان برای هموار کردن راه انتخابات با برخی از اصولگرایان میانهرو ائتلاف کنند؟ ارزیابی عملکرد قالیباف به گونه دقیق، اکنون غیرممکن است. چون در عملکرد مجموعه شهرداری، شورای شهر نیز دخالت دارد و چون شورای شهر دوم بسیار بسته عمل میکند و ما از بسیاری مصوبات شورا اطلاع نداریم، نمیتوانیم تشخیص بدهیم که اگر ضعفی در اداره امور شهر تهران وجود دارد، به تیم اجرایی شهرداری مربوط است و یا به تیم قانونگذار شورا شهر ارتباط دارد. یا مثلاً اگر قوت و عملکرد مثبتی وجود دارد به دلیل برنامههای ارائه شده از سوی شورای شهر است و یا از توانایی قالیباف بر آمده. بنابر این ارزیابی عملکرد میسر نیست اما به صورت کلی و اجمالی آقای قالیباف خوب کار کرده است و عملکرد قابل پذیرشی دارد که این عملکرد بر برنامه و عقلانیت متکی بوده است. به هر حال کسانی که افراد را به دلیل عملکرد عقلانی، نفی و طرد میکنند با این استدلال که اینان از وابستگان کارگزاران و اصلاحطلبان هستند، باعث خوشحالی ما میشوند چرا که اسم ما را مترادف با عقلانیت میدانند.
با توجه به وقایع شورای شهر اول که اصلاحطلبان در آن بودند، و با توجه آرای اصلاح طلبان در دو انتخابات شورای شهر دوم و انتخابات ریاست جمهوری؛ فکر میکنید که مردم به پای صندوقهای رای بیایند و به اصلاحطلبان رأی بدهند؟
به نظر من باید پتانسیل حضور مردم در انتخابات را ایجاد کرد. ما باید برای مردم توضیح دهیم که یأس و کنارهگیری از انتخابات به هیچ عنوان به نفع خودشان، کشورشان و شهرشان نیست. بنابراین باید یک راهحل عاقلانهای که به منافع مردم منتهی میشود را انتخاب کنیم. به نظر من تنها راه عاقلانه در این شرایط این است که مردم در انتخابات شرکت کنند و اجازه ندهند که عدهای خاص با رأی اندک وارد شوراها شوند. اگر ما در قانع کردن مردم برای حضور در پای صندوقهای رأی موفق شویم، قادر خواهیم بود با برنامههایی که ارائه میدهیم رأی حداکثری به دست آوریم و شورای شهر را تبدیل به پایگاهی برای خدمت به مردم کنیم.
تصور میکنید که ائتلاف کنونی اصلاحطلبان یک ائتلاف تاکتیکی است یا نوعی همگرایی فکری؟
در کوران تجربیات سالهای گذشته، اصلاحطلبان پختگی و دقت بسیاری در تحلیل مسائل پیدا کردهاند؛ یعنی هم کارگزاران و هم گروههای دوم خرداد، مراحلی از رشد و پختگی را طی کردهاند. در بسیاری از موارد تفکرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این گروهها که حول محور اصلاحطلبی گرد هم جمع شدهاند، بسیار نزدیک به هم است. امروز بر کل جریان اصلاحطلبی یک تعادل فکری در مورد اکثر مسائل حاکم شده است. به نظر من بر اساس یک خط مشی معتدل باید یک برنامهای داشت و براساس آن برنامه باید حرکت کرد. من فکر میکنم ائتلافی که اکنون در بین اصلاحطلبان ایجاد شده، ائتلافی صرفا تاکتیکی نیست بلکه یک نوع هم گرایی فکری است که منجر به این ائتلاف شده است و باید امیدوار بود در حرکتهای بعدی مثل انتخابات مجلس این همکاری و همیاری و همفکری در بین گروههای اصلاحطلب ادامه پیدا کند.
شما هم در کابینه آقای هاشمی و هم در کابینه آقای خاتمی کار کردهاید. به نظر شما این دو شخصیت چه شباهتهایی با یکدیگر دارند و رویکرد این دو رئیس جمهور را چگونه میدانید؟
یکی از شباهتها، صداقت هر دو بود. من در این دو شخص یک صداقت خاصی برای خدمت به مردم دیدم که بارها در مراحل حساس تاریخ نیز خود را نشان میداد. یکی دیگر توجه به عنصر تخصص و عقل بود که هر دو کابینه به شدت از متخصصین و ایده پردازان و برنامهریزان عقلگرا دفاع میکردند.
هاشمی امکان حمایت و دفاع بیشتری داشت اما خاتمی به دلیل حملاتی که از بیرون به ایشان میشد، توانایی دفاع از همکاران خویش را نداشت. هر دو رئیس جمهور محور کار را تخصص و عقلانیت قرار داده بودند و از این جهت کاملا با یکدیگر شباهت داشتند. ویژگی دیگر هر دوی آنها، دلسوزی برای اقشار فرودست جامعه بود. هم هاشمی و هم خاتمی در وجودشان این دلسوزی و همدردی را داشتند و هر دو از وضعیت معیشتی اقشار فرو دست احساس نگرانی میکردند. اما متأسفانه هیچ کدام به اندازه کافی شعار ندادند تا مردم بدانند جهت اصلی برنامهشان بهبود وضعیت معیشت اقشار پایین جامعه است.