نامادری كار دست فوتبال داد
به گزارش آفتاب نیوز، 
دلیل اصلی افتتاح ساختمان بود اما مصادف با خداحافظی مردی شده بود كه نظم و انضباط و سرمایه از فوتبال را برای فوتبال ما هدیه آورده بود. شاید یك بار هم به توپ پا نزده بود- كه زده بود- شاید یكبار هم با پیراهن و شورت ورزشی عكس نینداخته بود -كه با تیم عقاب چنین عكسهایی داشت- اما به معنای واقعه كلمه «مدیر» بود یعنی میدانست كه وظیفهاش مدیریت است و در پناه آن باید به پنج اصل «برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری، كنترل و هماهنگی» برسد.
شاید هیچگاه خاطرهای از او را هرگز فراموش نكنیم، جلسهای بود برای توسعه فوتبال در استانها وكمیتهای به همین اسم تشكیل شد، صفایی و نوآموز در صدر نشستند و بقیه روِسای هیات در پایین، بدون لحظهای فوت وقت و سر ساعت جلسه را شروع كرد و از همه خواست تا صحبتهای راهبردیشان را بگویند، هر یك گفتند تا به رئیس هیاتی از مناطق جنوب كشور رسید، او بدون معطلی شروع به شمردن مشكلات استان خود نمود، پنج دقیقه نگذشت كه صفایی فراهانی با عصبانیت خاموشش كرد و گفت: «اینجا می خواهیم راهكارها و راهبردهای تمام كشور را برشماریم، اگر استانتان مشكل دارد باید وقت بگیرید و در دفترم با من صحبت كنید نه در اینجا.» و خیلی راحت آن رئیس هیات را از جلسه بیرون كرد.
تعارف در كارش نبود و در مدیریتش فقط به یك چیز فكر میكرد: منافع ملی. اقتصاددان شهیر آن زمان كه حزب متبوعش همه كاره كشور شده بود، فوتبال را انتخاب كرد و با فراهم آوری شرایط مناسب راهكارهای بسیار بدیهی را برای درآمدزایی پایهریزی كرد تا فوتبال به رشتهای خودكفا مشهور گردد.
به روز خداحافظی برگردیم، نوبت به سخنرانی صفایی رسید، معلوم بود كه بر سر موضوعی به جنگ و جدال پرداخته و چون زورش نرسیده و نتوانسته حرفش را به كرسی بنشاند استعفا را ترجیح داده است، جملهای گفت كه تا به پایان همیشه در اذهان خواهد ماند، شاید شب قبلش خیلی فكر كرده بود تا چنین جمله پر اثر و پر معنایی را بیابد،«فوتبال را به نامادریش سپردم» و همین یك جمله بسیاری از اهل فن و متخصصان را آگاه نمود كه روزهای سختی برای فوتبال ایران در انتظار است.
از آن روز همه دنبال «نامادری»های فوتبال گشتند تا پیدایش كنند، عدهای دادكان را «نامادری» میدانستند و عدهای دیگر موضوع را سیاسی كرده بودند و قضایا را با هم آمیخته بودند تا به هدفشان برسند.
صفایی فراهانی، مرد كم حرف و گزیدهگوی فوتبال ایران، تنها مدیری كه نظم و انضباط و شخصیت را به فوتبال ایران بازگرداند، تنها رئیس فدراسیونی كه برنامه را در دستوركار قرار داد و در مقابل انتقادات سكوت كرد و با فعالیتهایش سخن گفت، به همین راحتی رفت و به پشت سرش هم نگاهی نینداخت.
امروز زمان بسیار زیادی از استعفای او میگذرد و شاید بحث كهنه «نامادری» تا امروز بسیاری از زوایای تاریك را آشكار كرده است، حالا میتوان دلایل استعفایش را فهمید كه چرا اینگونه رفت، همه میدانستیم او مرد جنگ است و تلاش، او از متن بحرانها آمده بود، كار اقتصادی و اقتصاددانی یعنی هر لحظه به بحرانی گرفتار آیی و از آن برهی.
او حتی توان تحمل بیشترین فشارهای نامحسوس را هم داشت اما به یكباره رفت، چون نخواست در تصمیمی كه گرفته شد و برایش غیر قابل هضم بود شریك یا حتی سهیم باشد.مهندس صفایی فراهانی در سرمقاله روزنامه اقتصادی سرمایه آورده است: حدود 6 سال قبل، دولت هفتم برای استحكام هر چه بیشتر فضای نظام مردمسالاری و محقق ساختن این باور كه كارها به مردم واگذار شود، تصمیم به تقویت علمی نهادهای مردمی گرفت كه از جمله اصلاح اساسنامه فدراسیونها بود...
ولی متاسفانه، در دروه قبلی ریاست سازمان تربیت بدنی، هیات دولت پیشین، بار دیگر، بندی را كه اساس تعیین رئیس فدراسیونها را انتخاب قرار داده بود، حذف و اختیار تعیین روِسای فدراسیونها به رئیس تربیت بدنی واگذار شد و امید به تداوم اصلاح، بعد از دو سال به خاموشی گرایید.آری، اینگونه بود كه نقش «نامادری» در فوتبال ایران پررنگ شد و این میراث به جا مانده از رئیس تربیت بدنی پیشین، راه را برای « تعلیق » فوتبال بازگذاشت.
امروز میتوان به جرات گفت كه رئیس تربیت بدنی فعلی هیچ كار خلاف قانونی انجام نداده است اما از وی انتظار میرفت كه به «مدیریت» این مساله بپردازد و با آگاهی كامل سخن بگوید و عمل كند. وضع آنجا بدتر شد كه لجبازیهای دو مرد كار را به جاهای باریكتر كشاند و در این میان فرزند خردسالی به نام «فوتبال» از خانه فراری شد تا سرنوشتی نامعلوم در انتظارش باشد.
نامادری هیچگاه همانند «مادر» دلش برای فوتبال نمیسوزد، اهل فوتبال و كارشناسان این رشته جذاب باید برای فوتبال تصمیم بگیرند و اختلافاتشان در داخل حل شود، مطمئناً با اساسنامه كامل فیفا- كه اساسنامه ایران یك سوم مواد آن را هم ندارد- موجب راهگشایی بسیاری باشد و دغدغههای علی آبادی را هم كاهش دهد، در آن مطمئناً نسبت به تخلفات اعضا و نحوه رسیدگی، پیشبینیهایی صورت گرفته و منتظریم تا هرچه زودتر این معضل بزرگ و البته تحقیركننده حل گردد.
معتقدم ریشهیابی این مساله بیشتر از آنكه به «فوتبال» ایران كمك كند، میتواند موجب حل بسیاری از مشكلات ورزش ما گردد.
منبع: جهان فوتبال