او میخواهد هميشه بهترين باشد!
به گزارش آفتاب نیوز، 
شاید به همین دلیل او چندان بههای و هوی ژورنالیستی ما توجه نمیكند. این مطالب را مینویسم شاید یادمان بیاید گوشهای از افتخاراتی را كه برایمان كسب كرده البته نه به این بهانه كه دوباره به تیمملی دعوتش كنیم، به این دلخوشی كه بنشینیم و از افتخارات یك قهرمان ایرانی بگوییم و به ایرانی بودنش افتخار كنیم. پردههایی از موفقیت كه هر پردهاش برای در خاطرهها ماندن بهانهای كافی به نظر میرسد.
پرده اول
نام: علی، نام خانوادگی: دایی، متولد: 1348/1/1، محل تولد: شهرستان اردبیل. او فوتبال را در تیم استقلال اردبیل آغاز میكند اما با قبولی در دانشگاه شریف به تهران میآید، مهندس جوان به تیم فوتبال تاكسیرانی میپیوندد و بهترین گلزن دسته دوم فوتبال باشگاههای تهران میشود.
پرده دوم علی جوان به تیم تجارت میپیوندد و 2 سال پی در پی بهترین گلزن باشگاههای تهران لقب میگیرد. پس از این موفقیت به پرسپولیس تهران میپیوندد و در جام آزادگان سال 1373 با 15 گل پس از فرشاد پیوس 19 گله دومین گلزن برتر لیگ آزادگان لقب میگیرد. او در این دوران در 44 بازی، 25 گل برای پرسپولیس به ثمر میرساند و سپس به عضویت تیم السد قطر در میآید.
پرده سوم پدیده جوان و نوظهور تیمملی در رقابتهای مقدماتی جام جهانی 1994 آمریكا به عنوان بهترین بازیكن و بهترین گلزن این رقابتها شناخته میشود. مهاجم جوان تیمملی در 25 بازی ملی اولش 19 گل به ثمر میرساند، این در حالی است كه او در 5 بازی اول ملیاش به عنوان بازیكن جانشین وارد زمین شده و در ششمین بازی ملی كه اولین حضور ثابتش درتركیب تیمملی است موفق میشود اولین گل ملیاش را به ثمر برساند. 19 گل در 25 بازی طعنهای تلخ است برای مهاجمان كنونی تیمملی. نزدیك به 20 بازی و فقط یك گل برای رسول خطیبی كه از مهاجمان اصلی تیمملی محسوب میشود. آماری ناامید كننده كه در مورد جواد كاظمیان نیز صدق میكند. شاید از این میان تنها بتوان به وحیدهاشمیان و تا حدودی غلامرضا عنایتی و سیاوش اكبرپور دل بست.
پرده چهارم
این بازه زمانی مربوط به جام ملتهای آسیا 1996 است. دورهای كه با باخت به عراق با تكگل دایی آغاز میشود و با نتایج درخشانی همچون پیروزی تاریخی شش بر دو مقابل كره جنوبی (با 4 گل علی دایی كه دو گل از این 4 گل به نظر نویسنده جزو بهترین گلهای ملی محسوب میشوند) و پیروزی سه به صفر مقابل عربستان همراه میشود. دورهای كه شاید بیش از هر زمان دیگری در طی سالیان اخیر تیمملی ایران بهترین تیم آسیا بود. آقای گل این مسابقات ارمغان دیگری است كه علی دایی برای كشورمان به همراه میآورد. یادآوری گل زیبای او به كویت در دیدار ردهبندی خالی از لطف نیست.
پرده پنجم علی دایی به همراه كریم باقری به تیم آرمینیابیلهفلد میپیوندند. آنها اولین بازیكنان ایرانی هستند كه به لیگهای اروپایی میپیوندند. سنتی كه با حضور علی دایی در بوندس لیگا شكل گرفت، هماكنون با حضور بازیكنانمان در لیگهای آلمان، ایتالیا، اسپانیا و انگلیس ادامه پیدا كرده است. هر چند ناصر صادقی به عنوان اولین بازیكن ایرانی لیگهای اروپایی (تیمهای فوتبال قونیه اسپور و گالاتاسرایتركیه) معرفی میشود اما حضور علی دایی و كریم باقری در آرمینیا سرآغاز تحولی عظیم برای فوتبال كشورمان محسوب میشود، حالا دیگر جهانی شدهایم. یادش بخیر روزهایی كه با هر گل علی دایی در بوندس لیگا، غرور ملیمان تازه میشد، حسی كه این روزها، با حسین رضازاده تجربهاش میكنیم.
پرده ششم گلهای علی دایی به بایرن مونیخ كار خودش را میكند. كارلهاینس رومینیگه او را به خاطر قدرت فراوان در بازی هوایی جذب میكند. رویایی دیگر كه به حقیقت پیوست. حضور یك ایرانی در تیم طراز اولی چون بایرن مونیخ، اتفاقی است كه سالیان دراز رویای دست نیافتنی هر فوتبالیست ایرانی بود. او با بایرن قهرمان بوندس لیگا و جام حذفی آلمان میشود و به عنوان اولین آسیایی فینال جام باشگاههای اروپایی را در سال 1999 میلادی تجربه میكند (اگرچه كه او در این بازی به كار گرفته نشد اما مدال نقره جام باشگاههای اروپا برای هر بازیكنی، افتخاری بس بزرگ محسوب میشود.)این افتخارات سبب میشود علی دایی به عنوان بهترین بازیكن آسیا در سال 1999 میلادی برگزیده شود، افتخاری كه بعد از انتخاب خداداد عزیزی به عنوان بهترین بازیكن آسیا در سال 1996 دومین عنوان ارزشمند (عنوان بهترین بازیكن سال آسیا) برای كشورمان محسوب میشود. جایزهای كه اگر در سال 1993 میلادی برگزار میشد مطمئنا دایی بار دیگر این عنوان را كسب میكرد.
پرده هفتم پس از یك فصل حضور در بایرن مونیخ او به هرتابرلین میپیوندد، شماره 9 هرتابرلین با 4 گل كه در جام باشگاههای اروپا به ثمر میرساند خود را جاودانه میكند تساوی یك بر یك هرتا با آ. ث. میلان در سن سیرو با گل زیبای او (كه با پای چپ و با شوتی فوقالعاده به ثمر رساند)، دو گلی كه در پیروزی هرتا برابر چلسی و در برابر فرانك لبوف و مارسل دسایی دو تن از بهترین مدافعان تیم قهرمان جهان (فرانسه) با درایت هر چه تمامتر به ثمر رساند در كنار گلش به بارسلونا در نیوكمپ (در بازی دوستانه آغاز فصل) افتخاراتی است كه از آن دوره در ذهن طرفداران فوتبال ثبت شده است. او در 5 فصل حضور در بوندس لیگا در 107 بازی حاضر میشود، 19 گل زده و 5 پاس گل حاصل كارش در این دوره به حساب میآید. پس از بازگشت از اروپا دایی به الشباب امارات میپیوندد.
پرده هشتم بازگشت او به پرسپولیس شاید مهمترین خبر برای لیگ فوتبال ایران محسوب میشد. در اولین بازی، پرسپولیس 8 بر 2 پگاه گیلان را درهم میكوبد و علی دایی به تنهایی 4 گل به ثمر میرساند. روزنامههای ورزشی از حضور او با عنوان بازگشت امپراتور استقبال میكنند، در پایان فصل او با 16 گل زده آقای گل لیگ ایران میشود، گرچه در این دوره لیگ برتر (لیگ )82 به دلیل فشارهای بسیار سنگین عدهای از ناطرفداران، پرسپولیس از فرم عالی اول فصلش خارج میشود و در انتهای فصل به مقام پنجم بسنده میكند اما او به درستی امپراتور فوتبال ایران محسوب میشود. پس از یك فصل پرتنش او به صباباتری میپیوندد و با این تیم قهرمان جام حذفی ایران میشود.
پرده نهم علی دایی 2 سال از سوی كمیته بینالمللی آمار فیفا به عنوان بهترین گلزن جهان معرفی میشود، تداوم گلزنیهای او سبب میشود تا در 147 بازی ملی، 109 گل به ثمر برساند (تعداد كل گلهای ملی فوتبال ایران نزدیك به 800 گل ملی است، بنابراین علی دایی به تنهایی یك هشتم تمام گلهای ملی تاریخ فوتبال ایران را به ثمر رسانده است) او از این حیث با پوشكاش فقید 25 گل فاصله دارد، بعد از این كه این ركود او توسط علی دایی شكسته شد از سوی خانواده پوشكاش مورد تقدیر قرار گرفت، چرا كه پس از مدتها دوباره نام او را زنده كرده بود.
او تنها عضو باشگاه صدتاییها در زمینه گل ملی است كه به نظر میرسد تا مدتهای زیادی تنها عضو این باشگاه باشد. 74 صدم گل در هر بازی آماری بسیار درخشان برای یك مهاجم است، بد نیست به آمار بعضی از بهترین گلزنان جهان توجه كنیم: میروسلاو كلوزه 53 بازی و 22 گل ( 41درصد)، هرنان كرسپو 55 بازی و 28 گل ( 51درصد)، رود فان نیستلروی 38 بازی و 18 گل ( 47درصد)، رونالدو 93 بازی و 60 گل ( 64درصد)، رونالدینیو 65 بازی و 30 گل ( 46درصد)، مایكل اوون 75 بازی و 39 گل ( 52درصد)، زلاتان ابراهیموویچ 37 بازی و 18 گل( 49درصد) و هنریك لارسن 88 بازی و 34 گل ( 39درصد.)این آمار متعلق به زمان برگزاری جام جهانی 2006 آلمان است، اما مسلما درصد كلی متعلق به هر بازیكن چندان بهبود نیافته است.
نزدیكترین بازیكن از لحاظ درصد به ثمر رساندن گل به علی دایی، رونالدو است كه ده درصد با او اختلاف دارد یعنی این كه رونالدو برای این كه فقط به ركورد علی دایی در درصد به ثمر رساندن گل دست یابد باید در 7 بازی ملی 14 گل بزند كه با وضعیت كنونی رونالدو بعید به نظر میآید. كسانی كه میخواهند این موفقیت منحصربه فرد را زیر سوال ببرند از ضعیف بودن رقبای ایران میگویند و این كه دایی با گل زدن به تیمهای ضعیف به این آمار رسیده است، اگر در آسیا كشورهای ضعیف در زمینه فوتبال زیاد است در اروپا و آمریكا نیز این تیمها كم نیستند، لیختن اشتاین، آندورا، مالت، جزایر فارو، لوكزامبورگ، سن مارینو جزو تیمهای بسیار ضعیف اروپایی هستند كه همواره بدون برد و تساوی با گلهای خورده فراوان در رده آخر گروهشان قرار میگیرند، در مرحله بعد میتوان به تیمهایی مثل قبرس، آذربایجان، لیتوانی، ارمنستان، مولداوی و آلبانی اشاره كرد كه آنها هم بهجز بعضی بازیهای خاص همواره بازنده هستند، این تیمها در آمریكای شمالی بسیار فراوانترند، در آمریكای جنوبی نیز بولیوی و ونزوئلا همواره كیسه گل تیمهای برزیل، آرژانتین، اروگوئه و پاراگوئه میشوند.
اصلاًً مقایسه با قارههای دیگر را فراموش كنیم، لااقل در همین آسیا كه وضع برای تمام تیمها یكسان است، پس چرا هیچ بازیكن دیگری از آسیا جز علی دایی جزو ده بازیكن برتر دنیا از نظر گل ملی نیست. اگر آن فرض صحیح باشد پس باید حداقل پنجاه درصد نفرات اول این لیست آسیایی باشند كه البته نیستند. شاید در فرصتی مناسبتر بتوان این افتخار را بهتر تشریح كرد.
پرده دهم
علی دایی بر اساس نظر فدراسیون فوتبال بهترین بازیكن فوتبال تاریخ ایران و هفتمین بازیكن برتر آسیا در طول تاریخ است. در این فهرست خداداد عزیزی هشتم، كریم باقری دهم، علی پروین چهاردهم و حسن روشن نوزدهم هستند.نویسنده این موقعیتها را مرهون سه فاكتور میداند: اول انگیزه، دوم پشتكار و سوم هوش. او جزو معدود فوتبالیستهای تحصیل كرده ایران محسوب میشود. شاید علی دایی در ابتدا تنها به لطف سرزنیاش، قادر به باز كردن دروازه حریفان بود اما در طی این سالها، او به طور مشهود تواناییهای خود را در شوت زدن با هر دو پا و زدن ضربات ایستگاهی ارتقا بخشید.
پاس گل او به خداداد در بازی تاریخی و شكوهمند ایران-استرالیا یك بخش مهم از آن سهگانه جادویی است (ضربه سر كریم باقری، پاس علی دایی وضربه خداداد عزیزی.) این پاس به نظر نویسنده یكی از بهترین پاس گلهای تاریخ فوتبال ایران است كه شاید نتوانستیم خوب به آن بپردازیم. انگیزه و پشتكار بالای او در كنار آمار فوقالعاده گلزنیهایش به هیچ مربیای اجازه نداد او را كنار بگذارد. مربیان بزرگی با او كار كردند و هیچ كدام حاضر نشدند از او استفاده نكنند چون علی خودش را به آنها تحمیل میكرد (البته نه با فشار پول و پارتی) . او تشنه جلوتر رفتن بود و این برای هر بازیكنی كیمیاست. چه بسیارند بازیكنان فوقالعادهای كه به سرعت چهره شدند و به سرعت هم ناپدید گشتند.
زود ارضا نشدن میل بیمانند علی دایی است كه در كمتر بازیكنی سراغ داریم.و حالا او خودش را در سایپا نشان میدهد، مربی-بازیكنی كه به نظرم برای مربی شدن هم نقشههای بزرگی در سر دارد. البته او خود بهتر میداند كه دیگر تیمملی جای او نیست، اما هیچ كس نمیتواند از او بخواهد كه دیگر فوتبال بازی نكند. فوتبال حرفه اوست و او به عنوان یك حرفهای تا وقتی كه تلاشش نتیجه داشته باشد میتواند ادامه دهد.
نمیدانم چند سال دیگر باید بگذرد تا مهاجمی پیدا شود و برای تیمملیمان در هر چهار بازی، سه گل بزند (این یعنی همان 75 درصد گل در هر بازی)، اما میدانم كه با مردی كه فقط میخواست حداكثر تلاشش را كرده باشد خوب رفتار نكردیم، اگر او در جام جهانی خوب بازی نكرد، آیا به نظر نمیرسد كه مربی میبایست او را دعوت نمیكرد یا به بازی نمیگرفت.
موقع كارزار كدام جنگاور را دیدهاید كه از مبارزه شانه خالی كند كه از او انتظار داشتیم خودش، خودش را تعویض كند. این نوشتار فقط سپاسنامهای بود برای یك قهرمان تكرارناشدنی به این بهانه كه به او بگویم قضاوت تاریخ فراتر از تمام قضاوتها و هیاهوهای زودگذر است. موفق باشی شهریار.
منبع: جهان فوتبال