به گزارش آفتاب نیوز، 
از زمان بر سرکار آمدن محمود احمدینژاد در سال گذشته این دومین بار است که رئیس جمهوری ایران نامهای سرگشاده به مقصد آمریکا ارسال میکند. احمدینژاد نخستین بار در نامهای که از سوی جرج بوش بی پاسخ ماند همتای آمریکایی خود را مستقیما مورد خطاب قرار داده بود.
این بار نیز هرچند مخاطب اصلی نامه مردم آمریکا هستند اما رئیس جمهوری اسلامی ایران بخشی از دستنوشته خود را به توصیههایی خطاب به دولتمردان آمریکایی ـ به ویژه سران حزب دموکرات که به تازگی کنترل کنگره و سنای آمریکا را به دست گرفته اند ـ اختصاص داده است. متن کامل نامه محمود احمدینژاد خطاب به مردم آمریکا به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
مردم شریف آمریکا اگر فعالیتهای دولت آمریکا در این منطقه از جهان و تاثیرات منفی آن در زندگی ملتهای ما و نابسامانیها و جنگهایی که دولت آمریکا مسبب آن است و نتایج تاسف بار مداخله آمریکا در سایر کشورهای جهان نبود، همچنین اگر یکتاپرستی، حقجویی و عدالتخواهی مردم آمریکا از یک طرف و پنهان کاری و جلوگیری دولت آمریکا از نشر حقایق و واقعیتهای موجود وجود نداشت، و اگر همه ما در قبال آزادی، حرمت و کرامت انسانی مسئولیت مشترک نداشتیم ضرورتی برای گفتگو با شما وجود نمیداشت.
باید اذعان کرد که هر چند تقدیر الهی دو کشور ایران و آمریکا را در فاصله دوری از یکدیگر قرار داده است، اما ارزشها و روح کلی انسانی که از برتری کرامت و فضیلت همه انسانها سخن میگوید دو ملت بزرگ را به یکدیگر نزدیک کرده است.
هر دو ملت خداپرست، حقیقتجو و عدالتطلب و خواهان شرافت و عزت و کمال هستند. همه از ترویج ارزشها و خصلتهای انسانی نظیر محبت، وحدت و همدلی، احترام به حقوق انسانها و پشتیبانی از حق و انصاف و دفاع از انسانهای مظلوم در برابر زورگویان خرسند میشوند و لذت میبرند.
همه در خوبیها، در خدمت به یکدیگر به خصوص در خدمت به محرومان و مظلومان میل مشترک داریم و از بیعدالتیها، پایمال شدن حقوق انسانها و تحقیرها ناراحت میشویم. همه از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزاریم و دوستدار هدایت و نور، یکرنگی و اخلاص هستیم.
فطرت انسانی دو ملت بزرگ ایران و آمریکا بر حقیقت آنچه گفتم گواهی میدهد.
مردم شریف آمریکا
ملت ما همواره دست دوستی و مودت را به سوی همه ملتهای جهان دراز کرده است. صدها هزار نفر از هموطنان ایرانی من با صلح و صفا در کنار شما زندگی میکنند و عموما منشاء خدمات شایستهای در جامعه شما هستند. مردم ما سالها با شما در ارتباط بوده اند و علیرغم سختگیری بلا وجه مقامات آمریکایی رفت و آمدها و دوستیها ادامه یافته است.
همچنانکه گفتم ما دغدغههای مشترک داریم و از ناهنجاریها و نابسامانیها در جهان امروز رنج میبریم. ما و شما از درد و غم روزافزون مردم مظلوم فلسطین ناراحتیم. تجاوزات مستمر حکومت صهیونیستی زندگی را بر صاحبان اصلی سرزمین فلسطین هر روز سختتر میکند. حکومت صهیونیستی در جلوی دوربینها و چشمان ناظران جهانی مردم بیدفاع را بمباران و خانهها را با بلدوزر تخریب میکند، دانشآموزان را در خیابان و کوچه به رگبار میبندد و خانواده ها را چشم براه و فرزندانشان را عزادار میکند. روزی نیست که آنان به جنایتی تازه دست نزنند.
مادران فلسطینی نظیر مادران ایرانی و آمریکایی فرزندان خود را دوست دارند و از زخمی شدن و زندانی شدن و کشته شدن آنان به شدت اندوهناک میشوند. کدام مادر است که در سوگ فرزند خود ناراحت نشود؟
60 سال است رژیم صهیونیستی میلیونها نفر از ساکنان سرزمین فلسطین را آواره کرده است. بسیاری از آوارگان در غربت و در اردوگاهها از دنیا رفتهاند و فرزندان آنان جوانی را پشت سر گذاشتهاند و در آرزوی بازگشت به وطن به پیری میرسند.
شما خود بهتر میدانید که دولت آمریکا با حمایت بیدریغ و دائمی خود از رژیم صهیونیستی او را در انجام این جنایات تشویق کرده است. دولت آمریکا اجازه نداده است شورای امنیت سازمان ملل حکومت غاصب صهیونیستی را محکوم نماید. چه کسی میتواند این عهدشکنی و جفای دولت آمریکا را نسبت به بشریت انکار کند؟
دولتها برای خدمت به ملتهای خود سرکار میآیند. هیچ ملتی به دولت خود اجازه نمی دهد از ستمگران حمایت کند. اما متاسفانه دولت آمریکا به افکار عمومی مردم خود نیز توجه نداشته و پرچمدار حمایت از متجاوزان به حقوق مردم فلسطین بوده است.
عراق را ببینید. از زمان حضور دولت آمریکا در عراق تا کنون بیش از 150 هزار نفر از مردم عراق کشته و صدها هزار نفر آواره گشتهاند و تروریسم در عراق به شدت توسعه یافته است. با حضور دولت آمریکا در عراق هیچ قدمی در ترمیم ویرانیها ، ساخت زیربناها و رفع فقر برداشته نشده است. آنان وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق را بهانه کردند اما بعدا معلوم شد این ادعا دروغ و فریب بوده است. گرچه صدام ساقط شد و مردم از سقوط صدام خوشحال شدند اما درد و رنج مردم عراق گستردهتر ادامه یافت.
در عراق حدود یکصد و پنجاه هزار نفر از سربازان آمریکایی دور از خانواده خود و تحت فرماندهی دولت آمریکا عمل میکنند. عده قابل توجهی از آنان کشته و زخمی شدهاند و حضور آنان در عراق ضربهای به حیثیت دولت و ملت آمریکا وارد آورده است. بارها مادران و خانوادههای آمریکایی نارضایتی خود را از حضور فرزندانشان در عراق در سرزمینی که هزاران کیلومتر با آمریکا فاصله دارد اعلام کرده اند و سربازان آمریکایی میپرسند ما را برای چه به اینجا آوردهاید ؟
بعید میدانم شما راضی باشید سالانه دهها میلیارد دلار از خزانه شما صرف این لشکرکشی شود.
ملت شریف آمریکا شما خود شنیدهاید که دولت آمریکا مخالفان خود را از نقاط مختلف جهان شکار و بدون محاکمه و بدون نظارت بینالمللی در زندانهای مخوفی که در اقصی نقاط جهان ایجاد کرده است نگهداری میکند. خدا میداند این زندانیان چه کسانی هستند و به چه سرنوشت تلخی گرفتار شدهاند. داستان غم انگیز زندان ابوغریب در عراق و گوانتانامو را شنیدهاید. البته دولت آمریکا همه این اقدامات را با ادعای مبارزه با تروریسم توجیه میکند ولی همه میدانند اینگونه اقدامات احساسات مردم جهان را جریحهدار میکند، تروریسم را توسعه میدهد و حیثیت دولت آمریکا را در نزد ملتها مخدوش میکند.
اقدامات خلاف قانون و اخلاق دولت آمریکا محدود به خارج از مرزها نمیشود. شما خود شاهد هستید هر روز به بهانه مبارزه با تروریسم، آزادیهای مدنی در آمریکا محدود میشود. حتی حریم شخصی افراد معنای خود را از دست میدهد . قوانین قضایی و حقوق اساسی زیر پا گذاشته میشود. تلفنها شنود و هر فرد مشکوک دستگیر و یا حتی در خیابانها مورد ضرب و شتم واقع و یا با گلوله کشته میشود. من مطمئن هستم ملت آمریکا این نوع برخوردها را نمیپسندد و از این نوع رفتارها بیزار و خشمگین است.
دولت آمریکا به هیچ سازمان و شورایی پاسخگو نیست. دولت آمریکا اعتبار سازمانهای بین المللی به خصوص سازمان ملل و شورای امنیت را نیز مخدوش کرده است. اینجانب قصد ندارم در این نامه به همه نابسامانیها و مشکلات اشاره کنم.
منشاء اقتدار و آبروی یک دولت، تانكها و هواپیماها، موشكها و بمبهای اتمی نیست بلکه منطق استوار، حقطلبی و خیرخواهی برای همه بشریت است.
این ظن وجود دارد كه دولتمردان و صاحب منصبان آمریكایی با ادامه اعمال زور و با پنهان كاری و دور نگه داشتن مردم از اقدامات و برنامههای خود، آمریكا را در وضعیت نامناسبتری قرار دهند. بدون تردید ملت آمریكا از اینگونه رفتارها ناراضی است و با نحوه حضور در انتخابات اخیر این نارضایتی را نشان داد. امیدوارم به دنبال انتخابات اخیر دولت آقای بوش پیام ملت آمریكا را دریافت كرده باشد.
سئوال اینجانب این است كه آیا واقعاً نمیتوان با شیوه بهتری حكومت كرد و با التزام به عدالت و به رسمیت شناختن حقوق ملتها، ثروت و قدرت را به جای تجاوز و جنگافروزی در خدمت صلح و ثبات و رفاه و آسایش مردم قرار داد؟
همه ما تروریسم را محكوم میكنیم چرا که قربانیان اصلی تروریسم مردم بیگناه هستند ولی آیا با جنگ و ویرانی و كشتن صدها هزار انسان بیگناه میتوان تروریسم را مهار كرد؟
اگر چنین امری میسر بود، پس چرا مشكل حل نشده است؟
تجربه حمله به عراق جلوی روی ماست.
حمایت از صهیونیستها چه ارمغانی برای ملت آمریكا داشته است؟
تأسفبار است که در نزد دولت آمریكا منافع صهیونیستهای اشغالگر بر منافع ملت آمریكا و سایر ملتهای جهان مقدم باشد.
صهیونیستها چه خدمتی به ملت آمریكا كردهاند که دولت آمریكا خود را به صهیونیستهای بدنام و متجاوز متعهد میداند؟ و آیا تردیدی وجود دارد كه شبكه صهیونیستی خود را بر بخش وسیعی از سیستمهای بانكی و مالی و اقتصادی و فرهنگی و رسانهای تحمیل كرده است!
توصیه اینجانب این است كه به احترام بشریت و به احترام مردم آمریكا حقوق فلسطینیان برای زندگی در سرزمین و خانه خود به رسمیت شناخته شود تا میلیونها آواره فلسطینی به خانه و كاشانه خود برگردند و در یك همهپرسی تكلیف تمام سرزمین فلسطین و حكومت آینده آن معلوم گردد. این به نفع همه است.
اینک که عراق دارای قانون اساسی، دولت و مجلس مستقل است آیا بازگشت افسران و سربازان آمریكایی به كشورشان و اختصاص بودجههای سرسامآور نظامی، در جهت رفاه و آسایش مردم آمریكا سودمندتر نیست؟
شما بهتر میدانید که هنوز عدهای از آسیب دیدگان طوفان کاترینا در رنج هستند و فقرا و بیخانمانهای زیادی وجود دارند.
و سخنی نیز با برندگان انتخابات در آمریكا دارم؛ دولتهای زیادی تا كنون در آمریكا حكومت كردهاند، دولتهایی كه خوشنام بودهاند و دولتهایی كه مردم آمریكا و سایر ملتها از آنان به نیكی یاد نمیكنند.
شما نیز كه در بخش مهمی از حكومت آمریکا حضور یافتهاید، در معرض قضاوت مردم و تاریخ خواهید بود.
اگر حکومت آمریكا با چالشهای امروز در داخل و خارج آمریكا با نگاه مبتنی بر حق و عدالت مواجه شود خواهد توانست تا حدودی گذشتههای نابسامان را جبران نماید و انزجار جهانی را كاهش دهد و اگر مسیر همان باشد كه تاكنون طی شده است دور از انتظار نیست که ملت آمریکا گروه جدید را نیز نفی کند و به سرنوشت قبلیها دچار شوند، اگر چه انتخابات آمریکا در واقع شکست سیاستهای دولت آمریکاست و نه پیروزی شما. گرچه این موضوعات در نامه به آقای بوش مفصلا تشریح شده بود.
و خلاصه كلام اینكه:
ـ میتوان با ادبیات دیگری متفاوت از ادبیات زور و بیعدالتی حكومت راند.
ـ میتوان خالصانه در خدمت ارزشهای مشترك انسانی، صداقت و محبت بود و بدون ایجاد تنش، تهدید، تحمیل و جنگ، رفاه و آسایش را به ارمغان آورد.
ـ میتوان با توحید و خداپرستی و با اخلاق و معنویت و با درسهایی که پیامبران الهی دادهاند، جهان را به سمت كمال مطلوب خویش پیش برد.
در آن صورت مردم آمریكا که مردمی خداپرست و پیرو ادیان الهی هستند بر همه مشكلات غلبه خواهند كرد.
آنچه گفتم بخشی از دغدغههای اینجانب بود. مطمئنم شما مردم آمریكا نقش مهمی در استواری عدالت و معنویت در جهان ایفا خواهید كرد. وعده های خداوند و پیامبران الهی محقق خواهد شد و عدل و راستی در جهان مستقر خواهد گردید و همه ملتها در فضایی آكنده از عشق و برادری به زندگی حقیقی دست خواهند یافت.
هیات حاکمه و صاحب منصبان و قدرتمندان آمریکا راههای بیبازگشت را انتخاب نكنند. طبق تعلیمات انبیاء الهی سرانجام ظلم، سقوط و نابودی است. اینک راه بازگشت به ایمان و معنویت هموار است.
به كلام آسمانی قرآن كریم توجه كنیم كه میفرماید: «و اما كسی كه توبه كند و ایمان آورد و به كار شایسته پردازد، امید است كه در گروه نجاتیافتگان قرار گیرد».
و پروردگار تو هر چه بخواهد میآفریند و برمیگزیند و آنان اختیاری ندارند. منزه است خدا و از آنچه با او شریك قرار میدهند.
سربلندی همه ملتهای جهان، ملت ایران و آمریكا را از خداوند متعال مسئلت میکنم.