به گزارش آفتاب نیوز، 
آمريكاييان در دنيايي كه با بسياري ديگر شريك هستند آنچنان خود را از تاريخ و سرنوشت ديگر ملت ها پرت احساس مي كنند كه گويي آمريكا همان سرزمين دور افتاده اي است كه تازه كشف شده است.
جرج سانتايان مي گويد: «كسي كه گذشته را فراموش مي كند محكوم به تكرار آن است» اين اصل اخطاري است براي آنان كه فراموش مي كنند و آناني كه اصلا ياد نمي گيرند.
متعاقبا در طول كشمكشي تحت عنوان جنگ عراق اين واقعيت مجددا نمود عيني پيدا مي كند هر چند سرنوشت و روابط متقابل خاورميانه و غرب، شمشير دو لبه اي به نظر مي رسد كه سوي ديگر آن دنياي عرب است به اين مفهوم كه دنياي عرب نيز بايد از سقوط امپراطور عرب در قرن يازده و تبعات آن كه سرنوشت آنان را پيوسته خارج از دستان اين قوم رقم زده درس بگيرد. پيامي كه امروز نيز به صورت گسترده اي به چشم مي آيد.
مصر به عنوان بزرگترين ملت عرب، كانال سوئز شاهرگ ارتباطي درياي سرخ و درياي عرب و درگيري ها و جنبش هاي ملي گرايانه اي كه به منظور خارج كردن اين كانال از دست فرانسويان و انگليسي ها امروزه به اين نتيجه منجر شده است كه چنين رگه ارتباطي تحت اختيار دسته هاي پنجم و ششم و هفتم آمريكا است . همچنين سرنوشت مشابه خليج فارس و ناوگان هاي آمريكايي است كه دلايل كاملي براي خشم و غضب مردم اين منطقه ايجاد مي كند.
در عربستان كه به نظر يكي از مستقل ترين كشورهاي منطقه از نظر درگيري هاي بين المللي مي رسد نيز آنچه به چشم مي آيد چندان متفاوت از بقيه كشورهاي منطقه نيست. آمريكا در اين كشور به ظاهر مستقل در مهران، جده، رياض و چهار نقطه محرمانه ديگر پايگاه دارد.
از سوي ديگر خاورميانه بزرگترين ذخاير غني و سهل الوصول نفتي را در اختيار دارد كه عربستان در رده اول و عراق در مقام دوم قرار دارند .
اما با اين حال صرف نظر از ظهور قدرت هايي در شرق كشورهاي مذكور به شدت تحت سلطه و نفوذ صنايع غرب هستند چرا كه اگر غرب نفت اين منطقه را براي منابع خود نخرد چنين منابع سرشاري عملا بهايي نخواهد داشت.
با اين همه رسوايي بزرگ غرب از ديد مردمان اين منطقه به تأسيس كشوري همچون اسرائيل و حمايت بي دريغ از آن برمي گردد. در 14 مي 1948 كه اسرائيل شكل گرفت و اتفاقاتي كه به دنبال آن رخ داد در واقع دنياي عرب نياز به دليل ديگري براي ستيزه جويي با غرب نداشته است.
هيچ گاه در طول تاريخ بشر حكومت مردم بر مردم يا به تعبير ديگر دموكراسي با جنگ به وجود نيامده است. امروزه با موج جنگ افروزي با شائبه انگيزه هاي اقتصادي، ناديده انگاشتن مذاهب و فرهنگ ها و پايمال كردن حقوق ملت ها زبانه كشيدن شعله هاي خشم و غضب چندان عجيب نيست.