تحلیل زیباکلام از چند دستگی اصولگرایان
احمدینژاد باعث شکاف راست شد
به گزارش آفتاب نیوز،
- در انتخابات گذشته شاهد تفرقه در میان اصلاحطلبان بودیم به طوری که با چندین فهرست در انتخابات حاضر میشدند، اما در انتخابات شوراها اصلاحطلبان به ائتلاف رسیدند و با فهرست واحد در انتخابات شوراها حضور دارند، این در حالی است که هم اکنون قضیه برعکس شده و این تفرقه و چنددستگی را ما در جریان راست شاهدیم. چرا این چند دستگی و تفرقه در میان جریان راست به وجود آمده و چه دلایلی به لحاظ تحلیل سیاسی و ترکیب نیروهای سیاسی دارد؟ جریان راست به طور کلی به سه بخش قابل تقسیم هستند: دو جریان در اصولگرایان (طرفداران احمدینژاد و طرفداران قالیباف) و جریان سوم یعنی طیف سنتی جناح راست (روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و مؤتلفه).
پس از اتخابات ریاست جمهوری نهم در تیر 84 و پیروزی احمدینژاد، او تلاش کرده که رهبری مجموعه جریانات راست را به دست بگیرد. احمدی نژاد چون هم از قدرت و هم از امکانات برخوردار است چندان پذیرای گروههای دیگر جریان راست نیست و نمیخواهد آنها را در قدرت شریک کند ولو اینکه اصولگرا باشند. بنابراین، پیام احمدینژاد به تمامی اصولگرایان این است که فرماندهی اصولگرایان در دست جریان طرفداران من است و هر کس که این را میپذیرد، در گروه اصولگرایان قرار دارد وگرنه از اصولگرایی خارج است.
- جدا از مسأله تلاش احمدینژاد برای تسلط بر جریان راست چه مسائل دیگری باعث شکاف در میان اصولگرایان شده است؟ جدا از رقابتهای سیاسی و موضوع «تلاش احمدینژاد برای رهبری جناح راست»، مسأله دیگری که باعث شکاف در میان اصولگرایان میشود این است که اصولگرایان با یک مشکل بنیادین روبرو هستند.
واقعیت این است که بخش عمدهای از اصولگرایان با سیاستهای احمدینژاد موافق نیستند و چندان آن را صحیح و اصولی نمیبینند، به خصوص از منظر اقتصاد. این عده معتقدند که دولت احمدینژاد، سیاستهای اصولی برای حل و فصل مشکلات اقتصادی تدارک ندیده است. این افراد اساساً با بسیاری از سیاستهای احمدینژاد در حوزه اقتصاد مخالف هستند و آنها را به خیر و صلاح اقتصاد کشور در بلندمدت نمیدانند. افرادی مانند دکتر خوشچهره، دکتر توکلی و ... از این دست هستند.
- آیا جناح راست سنتی از سیاستهای احمدینژاد پیروی خواهد کرد؟
جریانهای اصلی جناح راست به دلیل برخی سیاستهای اجرایی و برخی نگرشهای احمدینژاد با او احساس نزدیکی نمیکنند و نگران شدهاند. بنابراین، حاضر نیستند صددرصد از احمدینژاد پیروی کنند. مسأله کیش شخصیت و رهبری احمدینژاد بر جریان راست و سیاستهایی که در پیش گرفته، باعث شکاف در جریان راست شده است.
- آیا احمدینژاد در انتخابات شوراها حاضر به مشارکت با سایر جریانات اصولگرا و محافظهکار خواهد بود؟ ممکن است انتخابات شوراها باعث شود مجموعه جناح راست به خود بیایند و تلاش کنند که شکافهای درونی خود را ترمیم کنند و احتمال دارد که این اختلافات ادامه پیدا کند اما شخصا معتقدم که احمدینژاد حاضر به مشارکت و همدلی با سایر جریانات اصولگرا و محافظهکار نیست و بر سیاستهای خود اصرار دارد. بنابراین بعید به نظر میرسد که در آینده جناح راست بتواند یک استراتژی واحد را اتخاذ کند. این اختلاف و شکافی که در انتخابات شوراها شاهدیم در آینده ادامه خواهد یافت و بیشتر هم خواهد شد.
- به نظر شما عملکرد دولت در 15 ماه گذشته چه اندازه در آرای جناح راست تأثیرگذار خواهد بود؟ آرای جناح راست تا چه حد تحت تأثیر یکدست شدن حاکمیت است؟
مشکل این طیف از اصولگرایان این است که در زمان دولت هاشمی همیشه یک مفری برای اینکه ناکامیها را به گردن یک نفر بیندازد داشت و میتوانست بگوید هاشمی و سیاستهای او باعث نابسامانی اوضاع به ویژه فقر، شکاف طبقاتی و ... شده است. در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی هم جناح راست همین استراتژی را برگزید. منتها مدعی بود که بی توجهی اصلاحطلبان به مسائل اقتصادی و حل و فصل آن باعث مشکلات است و اصلاحطلبان فقط به دنبال توسعه سیاسی، جامعه مدنی و ... هستند و به همین دلیل وضعیت محرومان بهبود پیدا نکرده است.
اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم و یکدست شدن حاکمیت که قوای مقننه، مجریه، قضائیه و شوراها تحت تسلط یک طیف قرار گرفتند، دیگر محافظهکاران نمیتوانند بگویند مقصر هاشمی و خاتمی و اصلاحطلبان بودند زیرا همه چیز و هر چیز در دست محافظهکاران است و هیچ بهانهای ندارند که مطرح کنند. به همین دلیل جناح راست اگر موفق نشود حرفی برای گفتن ندارد و نمیتواند بگوید چه کسی مقصر است.
- به نظر شما مشکل اصلی اصولگرایان در وضعیت کنونی چیست؟
مشکل اصلی آن است که نه به لحاظ استراتژی اقتصادی برنامه مشخصی دارند و نه از نظر سیاسی. میبینیم که دولت نهم هم از خصوصیسازی صحبت میکند و هم در عین حال نهادهایی که خصوصی هستند را بر نمیتابد؛ مانند بانک پارسیان و دانشگاه آزاد. یعنی با دست بخش خصوصی را پس میزند و با پا پیش میکشد.
در سایر بخشهای اقتصادی دیگر هم این بلاتکلیفی وجود دارد. به همین دلیل است که طی 15 ماه گذشته یک حالت رکود بر اقتصاد ایران در بخشهای مختلف مثل مسکن، صنعت، توزیع، صادرات و واردات حاکم شده است. این موضوع را اکثر اقتصاددانان تأیید میکنند.
شعار آوردن نفت سر سفرههای مردم تا اندازه مشخصی برد دارد و به تدریج وقتی مردم که نگاهشان به دولت بوده احساس کنند تحولی به وجود نیامده و تورم، بیکاری، فساد مالی و مفاسد اقتصادی همچنان وجود دارد و مهمتر از آن شکاف طبقاتی افزایش یافته، دیگر به شعارهای احمدینژاد توجه نخواهند کرد.
بنابراین اگر دولت احمدینژاد در سیاستهای خود تجدیدنظر نکند این عوامل ادامه پیدا میکند و بخشی از جناح راست به صورت عملی از سیاستهای دولت انتقاد خواهند کرد.
از طرف دیگر، بخشی از مردم که در انتخابات ریاست جمهوری به ایشان رأی دادند به امید بهبود وضعیت معیشتی خود به او رأی دادند و وقتی احساس کنند در وضعیت معیشتیشان تغییری حاصل نشده دلیلی ندارد به طرفداران احمدینژاد رأی دهند.
- به نظر شما در انتخابات شوراها شاهد دو قطبی بودن خاتمی – احمدینژاد خواهیم بود؟
نه، هنوز زود است بگوییم دوقطبی اصلاحطلبان و اصولگرایان. چون هنوز بخش وسیعی از 17 میلیون نفری که احمدینژاد رأی دادند، به طرفداران احمدینژاد رأی خواهند داد. از طرف دیگر کسانی که از اصلاحطلبان سرخورده شدهاند و در دور دوم شوراها و مجلس هفتم با رأی ندادن نارضایتی خود را از اصلاحطلبان اعلام کردند، به گمان من آن سرخوردگی و ناامیدی از اصلاحطلبان همچنان ادامه دارد و بعید به نظر میرسد آن استقبالی که از خاتمی در خرداد 76 و همچنین در انتخابات مجلس ششم تکرار شد و برای آخرین بار در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی اتفاق افتاد، تکرار شود. چون احساس یأس بین طرفداران خاتمی و رأیدهندگان به اصلاحطلبان به طور کامل رفع نشده است.
- برخی کارشناسان میگویند ارایه لیست حامیان دولت به معنای رفراندوم گذاشتن دولت احمدینژاد است. تحلیل شما چیست؟ من با این نظر موافق نیستم. ممکن است دولت احمدینژاد تلاش کند یک لیست واحد ارائه کند و لیست او هم برنده شود اما فکر نمیکنم مؤید چیزی باشد چون مشکلات عمیق اقتصادی هنوز حل نشده و در راه است. حتی اگر طرفداران احمدینژاد برنده شوند هیچ چیزی را نمیرساند و تنها مؤید کاریزمای احمدینژاد است که همچنان وجود دارد. اگر احمدینژاد وعدههایی که داده را تحقق نبخشد، مطمئنا این کاریزما فروکش خواهد کرد.