
این درحالی است كه چندین كشور دیگر عضو فیفا نیز به علت عدم هماهنگی با الگوهای ارائه شده از سوی فیفا مورد بازخواست این سازمان قرار گرفتهاند اما با هیچكدام چنین برخوردی صورت نگرفته است. به طور مثال میتوان به مشكلات مشابه فوتبال یونان و برخورد نرم فیفا با این کشور اشاره كرد.
آیا واقعاً شخصیت، مرتبه و جایگاه فوتبال ایران برابر با موقعیت فوتبال كنیا و كامبوج است؟ آیا چنین برخوردی از سوی فیفا با معتبرترین سطح فوتبال آسیا صحیح است؟قطعا جواب این دو سؤال منفی است، پس چرا رویدادهای دو هفته اخیر گریبان فوتبال ما را گرفت؟
شاید مهمترین دلیل این اتفاق را بتوان به عدم حضور نمایندگان رسمی و قانونی فوتبال ایران در مجامع بینالمللی نسبت داد. فوتبال نیز به مانند دیگر رشتههای ورزشی نیازمند مدیریت در سطح بینالمللی است و حضور چهرههای مدیریتی از كشورمان در كنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا قطعاً در تصمیمگیریها برای فوتبال ایران بیتأثیر نخواهد بود.
كما اینكه پیش از این نیز شاهد آن بودیم كه حضور نمایندگان ایرانی در فیلا چقدر موجب رشد و اعتبار ورزش كشتی در مجامع بینالمللی شد و اكنون به همه ثابت شد كه فوتبال ایران نیز با وجود داشتن جایگاه فنی در سطح آسیا باز هم نیازمند حضور در مجامعی همچون فیفا است.
كسب كرسی در فیفا پروژهای است كه مسؤولان ورزش كشور به خصوص مدیران فدراسیون فوتبال باید با ارائه طرحهای مختلف به دنبال كسب آن باشند. این كرسی در كنار اینكه همواره نام ایران را در برابر چشمان اعضای كمیتههای مختلف فیفا قرار میدهد، امتیازات فراوانی را نیز برای كشور به همراه خواهد داشت.
كسب یك كرسی در فیفا نه تنها میتواند برای فوتبال ایران مفید و مؤثر باشد، بلكه امتیازهای بیشماری را برای فوتبال آسیا به همراه خواهد داشت.
ضعف حضور آسیاییها در فیفا طی هفته گذشته موجب شد كه فیفا در تصمیمگیری نهایی خود درباره سهمیه قارهها در جامجهانی 2010 آفریقای جنوبی، هیچ تغییری در سهم آسیاییها به وجود نیاورد و همان 4 و نیم سهمیه باقی بماند.
اما بزرگترین ضربهای كه از عدم وجود یك نماینده از ایران در فیفا طی ماههای اخیر به فوتبال ایران وارد شد، به مراسم اهدا جوایز بهترینهای فوتبال آسیا باز میگردد. جایی كه در عین ناباوری نمایندگان شایسته فوتبال ایران از میان كاندیداهای این دوره از مراسم اهدای جوایز بهترینهای فوتبال آسیا حذف شدند و جوایز بهترینهای فوتبال آسیا به نامهایی باورنكردنی رسید.
اینجا بود كه معلوم شد ایجاد ارتباط و حضور در مجامع بینالمللی فوتبال مانند AFC و فیفا چقدر میتواند در روند حركت فوتبال یك كشور مؤثر باشد.
درست در زمانی كه فوتبال ایران از انتخاب بهترینهای فوتبال آسیا متعجب بود باز هم نبود ارتباط مناسب با سازمانهای بینالمللی فوتبال جهان موجبات تعلیق – هرچند كوتاه مدت – فوتبال ایران را فراهم كرد و چنان شوكی بر پیكره فوتبال ایران وارد ساخت كه اثرات آن تا بازی نیمهنهایی مسابقات فوتبال بازیهای آسیایی دوحه نیز پابرجا مانده بود.
اكنون فوتبال چیزی فراتر از توپ گرد و مستطیل سبز است. فراز و فرودهای فوتبال را شاید بتوان با پیچیدهترین معادلات سیاسی و یا اقتصادی برابر دانست. در چنین شرایطی متولیان و مسؤولان فوتبال كشورمان باید با وسعت بخشیدن به دایره نگاه خود در پی كسب جایگاههای جدیدی در فوتبال جهان باشند.
این ضرورتی است كه روز به روز بر اهمیت آن افزوده میشود و قدرت گرفتن در این زمینه شخصیتی جهانی به فوتبال ما خواهد بخشید.