به گزارش آفتاب نیوز، 
بسیج چگونه جایی بود و بسیجیان آن زمان این منزلت را از كجا یافته بودند؟ چرا بسیاری از فرماندهان و رزمندگان مؤثر دفاع مقدس تا آخر كار- شهادت یا پایان جنگ- حاضر نشدند كسوت بسیجی را رها كنند و به عضویت سازمانهای رسمی نظامی درآیند؟ چرا بسیاری از بسیجیان ایثارگر آن روزها٬ اكنون به صورت كاملاً گمنام به كار و زندگی عادی خود بازگشتهاند و حاضر به مشاركت فعال در سازماندهیهای موجود نیستند؟ و چه بسا حتی اگر خودشان هم بخواهند٬ اجازه فعالیت در سازمان جدید به آنها داده نمیشود؟
آن روزی كه امام فرمودند: «كشوری كه بیست میلیون جوان دارد٬ باید بیست میلیون تفنگچی داشته باشد»٬ و با این سخن اولین سنگ بنای بسیج را بنیان نهادند٬ چه ایدهای در ذهن داشتند و چه چشماندازی را برای آینده بسیج تصور میكردند؟
نمیدانم چرا از بسیج با عنوان «ارتش بیست میلیونی» و نه «پلیس بیست میلیونی»٬ «سپاه بیست میلیونی»، «نیروی بیست میلیونی» یا ... نام بردند؟ برای این سازمان جدید چه مأموریتی قائل بودند كه از آن با عنوان «ارتش» یاد كردند؟
چرا مكرراً بر صفت «بیست میلیونی» این ارتش تأكید میكردند و به عمد در توصیف این نهاد به صفتهای عام مثل «مردمی»٬ «اسلامی»٬ یا حتی «ملی» اكتفا نكردند؟
شاید «بیست میلیون»٬ ظرفیت بالقوه سازمانی را كه او طرح آنرا در ذهن داشت٬ بازنمایی میكرد٬ ولی چه سازمانی میتوانست بیست میلیون جوان٬ در واقع تمام جوانان آن روز ایران٬ آنهم بیست میلیون جوان تفنگچی را در خود جای دهد؟ هدف آن سازمان چه میتوانست باشد٬ و مرزهای هویتی آن سازمان در كجا میتوانست بسته شود؟ آیا اساساً چنین سازمانی میتوانست به عنوان یك سازمان ایدئولوژیك، با ساختار تعریف شده به صورت حرفهای و با مأموریت مستمر شكل بگیرد؟
نمیدانم بسیج زمان او چه خصوصیتی داشت كه افراد جذب شده به آن افرادی بودند كه فارغ از گرایشهای سیاسی٬ و حتی بعضاً عقیدتی و دینی٬ به صورت گمنام و بدون هیچ چشمداشتی همه داشتههای خود را كه جانشان بود٬ در روزگار سختی و بلا به عرصه آوردند و حاضر شدند آن را بیتوقع در راه دفاع از دین٬ استقلال میهن و آزادی مردم تقدیم كنند؟
روزهای آغازین آذر ماه خاطره بسیجیان و امام بسیجیان را در ذهنها زنده میكند. این روزها بهانهای است تا اهداف اولیه تشكیل بسیج مورد بازخوانی قرار گیرد. به خاطر داشته باشیم كه علت بقا و استمرار هر پدیدهای همان علت تأسیس و حدوث آن است٬ و پدیده بسیج نیز از این قاعده مستثنی نیست.
علاوه بر این٬ این روزها برای بسیجیان عصر بلا روزهای حسرت و احساس فراق نیز هست٬ دلم برای برادرم كه لباس بسیجیاش كفن او شد٬ و همه دوستان همسنگرم كه پیكرشان را بر دوش حمل كردهام٬ تنگ شده است. آیا كسی از بسیجیان دوران عافیت میتواند التیامی بر این زخم كهنه باشد؟
برگرفته از وبلاگ شخصی نویسنده