پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۵۴۹۱۴
۱۴:۳۱
۱۳۸۵/۰۹/۲۵
بررسی عملكرد تيم اميد ايران

نفر به نفر با تیم نا امید!

۱۴:۳۱
۱۳۸۵/۰۹/۲۵
به گزارش آفتاب نیوز، نكته‌اى كه در اين بازيها به وضوح مشاهده شد و جاى تأمل بيشترى دارد اينكه در تيم پراميد ايران هيچ بازيكنى فراتر از انتظار نشان نداد و مى شود اين طور عنوان كرد كه تيم ايران يك تيم بى ستاره بود. 

دروازه‌بان ۲۸ ساله پاس در تمام بازيهاى اين دوره با شماره ۲۱ براى تيم ايران به ميدان رفت و از اركان ثابت تيم به شمار مى‌رفت. رودباريان در اين بازيها بر خلاف انتظار نمايش خيره كننده اى ارايه نكرد و با اشتباهات متعدد در بازى مقابل مالديو و چين نشان داد كه معدل يك گل در هر بازى نمى تواند براى هيچ گلر ملى پوشى آمار جالبى باشد، آن هم وقتى بدانيم حريفان ما مالديو، هنگ كنگ و هند بوده اند. 

مدافع راست سايپا در طول بازی‌هاى اين دوره جزو اركان اصلى خط دفاعى بود و مثل رودباريان در تمام بازيها به طور ثابت و كامل بازى كرد. ارزانى در كارهاى دفاعى چهره موفقى از خود نشان داد. هر چند كه بازى يكنواختى ارايه كرد و خلاقيتى در حركاتش ديده نمى شد. ارزانى از جمله بازيكنان كم نوسان تيم ايران در اين بازيها بود، هر چند مقابل قطر در مرحله نيمه نهايى به شدت كم آورده و از آن ناحيه معبرى براى حريف ايجاد كرده بود تا قطرى ها از آن جناح حملات گسترده اى روى دروازه ما تدارك ببينند. ارزانى در مواقعى كه خط دفاعى ۳ نفره مى شد يكى از مدافعان ياركوب تيم ايران بود. 

مدافع چپ سپاهانى‌ها يكى از مردان اصلى خط دفاعى و در بعضى مواقع ميانى تيم ايران بود. او هم مثل ارزانى در طول بازيها، فوتبال كم نوسان و يكنواختى ارايه كرد كه البته از لحاظ كارهاى تهاجمى بهتر از بازيكنان سايپا بود.
اكبرى در ارسال ها و ضربات ايستگاهى بد عمل نكرد و اوج كار او ضربه زيبايى بود كه به طاق دروازه هند چسباند. نكته منفى بازى اكبرى هم كمبود تكنيك در حركات تهاجمى او بود. اكبرى در بسيارى از مواقع نمى توانست مدافع پيش روى خود را از مقابل بردارد و مجبور بود پاس به عقب بدهد. 

مدافع ۲۴ ساله تيم ملى هم از آن دست بازيكنانى بود كه درباره انتخاب او به عنوان يكى از ۳ سهميه بزرگسال صحبت زياد شد. سيدجلال حسينى در اين بازيها ۲ چهره متفاوت داشت؛ يك روز مثل بازى با هنگ كنگ يا قطر خيلى ضعيف و يك روز مثل بازى با كره عالى. جلال حسينى با وجود فيزيك مناسب و اقتدار در كارهاى تدافعى، در بعضى اوقات اشتباهات عجيبى مى كرد كه از او بعيد به نظر مى رسيد. هر چند گل جلال در وقت هاى اضافى بازى با چين كه باعث كشيده شدن كار به ضربات پنالتى و در نهايت صعود ايران شد را هم نبايد ناديده گرفت. 

از بازى سوم و مقابل هند بود كه به يكى از مدافعان ميانى تيم ما تبديل شد و انصافاً در طول ۳ بازى كه به ميدان رفت بد كار نكرد. منتظرى در طول بازيهاى خود فوتبال بى نقص و بدون كارهاى اضافى و چهره قابل قبولى ارايه كرد. پژمان بازى مقابل كره جنوبى در مرحله رده بندى را به دليل ۲ اخطاره بودن از دست داد و حضورش در اين تورنمنت به ۲ بازى ۹۰ دقيقه اى مقابل هند و قطر و همچنين جدال نفسگير با چين محدود شد. 

مدافع مازنى پرسپوليس و تيم اميد وقتى اشتباه كشنده اى را در همان دقايق اوليه مقابل هنگ كنگ داشت، سيموئز را مجاب كرد تا از او در مركز خط دفاعى بازى نگيرد. شيث در بازى مقابل هنگ كنگ يكى از ضعيف ترين بازيهاى خود را ارايه كرد، هر چند در مقابل مالديو نيز كار شاخصى انجام نداد. شيث در بازيهاى بعدى به عنوان پيستون راست به كار گرفته شد كه در امور تهاجمى بد عمل نكرد و نشان داد اگر از او در خط هافبك استفاده شود شايد بهتر باشد. شيث بازى مقابل چين را نيز به علت ۲ اخطاره شدن از دست داد. 

هافبك جنگنده پاسى ها از روزهاى اوج خود فاصله زيادى داشت و وقتى مقابل مالديو عدم كارايى خود را نشان داد تبديل به يك نيمكت نشين شد و هرازگاهى به عنوان يار تعويضى وارد ميدان مى شد. خسرو در طول بازيهايى كه به ميدان رفت، حركت ويژه اى نداشت و بازيهاى جالبى ارايه نكرد تا روز بازى مقابل كره.
حيدرى در تقابل با كره اى ها شمايى از آن بازيكن آماده يكى دو فصل پيش را نشان داد و تحرك ويژه اى به سمت راست خط ميانى ما بخشيد. 

بهشاد هم مثل خسرو حيدرى آن چيزى نبود كه انتظارش مى رفت. پيستون چپ بلند قامت آبى ها بر خلاف بازيهاى باشگاهى در اين بازيها كم فروغ ظاهر شد و خيلى زود به نيمكت ذخيره ها پيوست. بهشاد كند و سنگين نشان داد و فقط در مواقعى ارسال هاى خطرناكى روى دروازه رقيبان داشت كه البته مهاجم سرزنى نبود تا از آنها استفاده كند. 

بهشاد فقط مقابل مالديو به طور كامل بازى كرد و در بقيه بازيها يك يار تعويضى بود. 

در ۲ بازى نخست وقتى آن گل هاى زيبا و وحشتناك را به ثمر رساند خيلى ها گفتند پا جاى پاى قايقران گذاشته و فوتبال ملى ما در ميانه ميدان بيمه شده اما زارع هم در مواقعى متزلزل ظاهر شد و عملاً خط ميانى ما چهره مقبولى نداشت. 

خيلى‌ها مى‌گفتند بازى گرفتن از او در كنار نورى درست نيست و در كنار اين دو بايد يك هافبك توپ پخش كن نزديك مهاجمان به كار گرفته شود و در اين صورت كارايى اين دو (زارع و نورى) بيشتر ديده مى شود. زارع در تمام بازيها جزو مردان اصلى سيموئز بود. در كل خيلى ها معتقد بودند كه زارع كم نوسان ترين و بهترين بازيكن تيم ايران بود كه به اين ديدگاه نمى توان خرده گرفت.
محمد نورى هافبك خلاق و باتكنيك سپاهان بر خلاف آنچه از او در باشگاهش ديده بوديم چهره شاخصى از خود ارايه نكرد و فوتبالى ساده و بدون خلاقيت ارايه كرد. 

در واقع او و اكثر هافبك هاى تيم ايران آنقدر خود را اسير بازى تكضرب و بدون اضافه كارى كرده بودند كه خلاقيت و تكنيك يادشان رفته بود. 

نورى در اين بازيها سايه اى از نورى سپاهان را به همراه داشت و هرگز خيالمان را از بابت داشتن يك هافبك توپ پخش كن راحت نكرد. نورى بازى مقابل كره را نيز از روى نيمكت ديد. 

هافبك ميانى تيم اميد ما هرگاه از سوى سيموئز به بازى گرفته شد، نمايش جالب توجهى ارايه كرد و نظر منتقدان را به سوى خود چرخاند. كلاه كج در بازيسازى فوق العاده بود اما توان بدنى پايين اش مانع از انجام كامل حركات تيمى مى شد. 

كلاه كج در اين بازيها در امر گلزنى نيز بسيار موفق بود و ۳ گل به تنهايى به ثمر رساند تا نشان دهد گلزن ترين هافبك ايران به شمار مى رود. عادل از بازى با هند به تركيب اصلى راه يافت و با بازيهاى خوبش سيموئز را متقاعد كرد تا از او در ميانه زمين استفاده كند. شاهكار كلاه كج هم گلى بود كه مقابل كره و با يك حركت انفرادى به ثمر رساند.

درباره بازيهايى كه آرش برهانى در اين رقابت ها ارايه كرد صحبت زياد شد. خيلى ها مى گفتند انتخاب او به عنوان يكى از ۳ سهميه بزرگسال درست نبود و مى شد از مهاجمان گلزن ترى براى اين بازيها استفاده كرد. برهانى در اين بازيها ۴ گل زد و شايد به تعداد ۲ برابر آن موقعيت مسلم گلزنى را هدر داد.
در مورد عدم همكارى متقابل بين او و اولادى هم كه همه چيز توضيح داده شد و خيلى ها به مشكلات بين اين ۲ مهاجم پى بردند. 

برهانى در اين بازيها نشان داد بايد روى مهمترين وظيفه يك مهاجم كه همانا گلزنى است بيشتر از اينها كار كند و اگر ادعا دارد كه بايد در تيم ملى حضور داشته باشد، بايد اين نقص بزرگ را از بين ببرد. 

يكى از ۲ مهاجم اصلى تيم اميد در بازيهاى دوحه مهرداد اولادى بود كه شايد بتوان از او به عنوان ضعيف ترين بازيكن تيم ايران ياد كرد. اولادى در امر گلزنى حتى مقابل مالديو و هنگ كنگ نيز يك ناكام محض بود و در طول بازيها و با اصرار فراوان سيموئز بر بازى كردنش حتى نتوانست يك بار گلزنى كند. 

اولادى در بيشتر بازيها اسير حركات انفرادى خود بود و در طول اين چند بازى بدون گذشت و فداكارى در پى اين بود كه نام خود را در فهرست گلزنان تيم ثبت كند كه هرگز موفق نبود.

در طول اين ۶ بازى نيز بازيكنان ديگرى از قبيل حسين ماهينى، محمد غلامين، سعيد چاه جويى، احسان خرسندى و ميلاد ميرترابى نيز به ميدان رفتند كه البته ماهينى مدافع - هافبك راست آبى هاى اهواز سهم بيشترى از بقيه داشت و عملكرد نسبتاً راضى كننده اى از خود بر جاى گذاشت. 

ميلاد نورى و عليرضا حقيقى هم ۲ بازيكنى بودند كه هرگز از سوى سيموئز به بازى گرفته نشدند.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha