به گزارش آفتاب نیوز،
سازمان دولتی ورزش ایران همچنین اساسنامه و ساختار انتخابات فدراسیون فوتبال را تغییر داد و گرچه هنوز آرای نیمی از مجمع را میتواند به نفع كاندیدای مورد نظر خود سازماندهی كند اما اكثریت مجمع را از دست داد تا انتخاب كاندیدای سازمان ورزش در یك ماراتن نفسگیر و سخت صورت گیرد.
صفایی فراهانی گزینه محبوب بن همام مهمترین دستاورد تعلیق فوتبال ایران نظارت فدراسیونی جهانی بر روند عادیسازی شرایط كنونی است. فیفا میتواند با بهانه اینكه هنوز مكانیزم انتخابات متأثر از دولت است خود را وارد جریان تصمیمگیری فدراسیون فوتبال كند و نهاد دولت – ورزش را به چالش بكشاند.
به همین دلیل بود كه علیآبادی به تیم مذاكرهكننده خود در فیفا گفت كه به هیچوجه تن به خواسته فیفا در مورد حضور یك ناظر بینالمللی در انتخابات فدراسیون فوتبال ایران ندهند و حداقلیترین خواستههای آنها را در مفاد توافقنامه با فیفا بگنجانند. تیم مذاكرهكننده ایران موفق شد فیفا را قانع كند اما سپ بلاتر و بنهمام كه از نزدیك تحولات تعلیق فوتبال ایران را پیگیری میكردند یك برگ برنده رو كردند؛ محسن صفایی فراهانی سیاستمدار تكنوكرات مخالف دولت نهم و رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران.
به گزارش خبرگزاری فوتبال بنهمام حتی پا را فراتر از وظایف نهادهای بینالمللی فوتبال گذاشت و در افتتاحیه رقابتهای المپیك آسیایی دوحه به محسن صفایی فراهانی گفت: «از شما برای ریاست فوتبال ایران حمایت میكنم.» علاقمندی رئیس قطری AFC به این دلیل بود كه با تلاش محسن صفایی فراهانی آرای سازماندهیشدهای در انتخابات ریاست AFC به سبد رأی شیخ قطری فوتبال آسیا ریخته شده بود. پاسخ صفایی فراهانی اما هیچگاه در نقلوقولهای منتشر شده در این روایت نیامد. بلاتر نیز در دیدار خود با عضو ایرانی كمیته برنامهریزی AFC از وی خواست ریاست هیأت رئیسه موقت فدراسیون فوتبال ایران را بپذیرد. موضوعی كه نارضایتی سازمان ورزش ایران را به همراه داشت. اما آنها در چانهزنی با فیفا از تمام دارایی خود استفاده كرده بودند و دیگر برای برداشت از حساب خود، سپردهای نداشتند.
حضور صفایی فراهانی در كمیته تعدیل یا عادیسازی شرایط فوتبال ایران، نقش وی را به دلیل آنچه مرجع اطلاعرسانی تغییرات فدراسیون فوتبال به فیفا است، بسیار مهم كرده. اگرچه تغییرات موجود در رأیگیری مشخص میشود كه اكثریت آن نیز از سازمان ورزش متأثر است اما امضای محسن صفایی فراهانی ترخیص فوتبال ایران از بخش مراقبتهای ویژه را به همراه دارد.
صفایی اما ناظر فیفا در انتخابات آتی فدراسیون فوتبال ایران است. با توجه به چراغ سبز به FIFA و AFC به او در مورد حمایت از كاندیداتوری احتمالیاش در انتخابات فدراسیون فوتبال،شرایط بدی برای مدیران ورزش در خیابان سئول شمالی به وجود آمده است. اما گفته میشود او هیچ علاقهای برای حضور دوباره در فدراسیون فوتبال ندارد، مخصوصاً ورود به ساختمانی كه محمد دادكان پس از فروش ساختمان خریداری شده توسط وی در كنار سازمان ورزش خریده است.
صفایی فراهانی اما در گفتوگو با خبرگزاری فوتبال هرگونه رایزنی در مورد انتخابات آتی فدراسیون فوتبال را رد میكند و حتی حضور در كمیته تعدیل را نیز در صورتی میپذیرد كه توسط سازمان ورزش رسماً به وی ابلاغ شود:«ببینید، من دوستدار كشورم هستم. شرایط به سمتی بود كه باید با مسئولان FIFA و AFC مذاكره میكردیم، به دلیل ارتباطات خوبی كه دارم این كار را انجام دادم. آقایان بلاتر و بنهمام هم بعد از رفع تعلیق به من گفتند كه شما نماینده ما در هیأت رئیسه موقت هستید. حالا آقایان باید رسماً به من اطلاع دهند. در مورد انتخابات هم باید بگویم؛ من گوشهای نشستهام و كاری ندارم. در این مورد هم تا از طرف وزارت امور خارجه با من تماس نگرفتند اقدامی نكردم. دوستان میگفتند شما بروید مذاكره كنید تا مسائل حل شود الان هم زیاد علاقهای به ورود به ماجرا ندارم. مگر اینكه سازمان ورزش قبول كنند. آنها هم مختار هستند،بپذیرند یا نه...»
در مورد صفایی فراهانی گفته میشود كه وی ارتباطات ویژهای با نهادهای بینالمللی فوتبال دارد به صورتی كه در زمان تصدی فدراسیون فوتبال ایران در نامههای رسمی از وی با عنوان عالیجناب محسن صفایی فراهانی نام برده میشد. باید دید صفایی در هیأت رئیسه موقت به نقش بالاتری از نشستن بر روی صندلی ریاست فدراسیون فوتبال میاندیشد یا اینكه حامیان خود را برای ورود به عرصه انتخاباتی كه نظارت آن را بر عهده دارد سازماندهی میكند.
گزینههای سازمان ورزش علیآبادی پس از وقت استراحت كوتاهی به بازی فوتبال با فیفا بازگشت. داستان تعلیق فوتبال ایران در حالی به وقت اضافه كشیده شده است كه سازمان 2 رویداد مهم را پیش رو دارد. اصلاح اساسنامه در كمیته تعدیل و برگزاری انتخابات. سازمان گرچه در اوراق توافقنامه با فیفا از علاقهمندی خود - در دخالت در عرصه تعیین مدیریت فوتبال -گذشت اما از هماكنون برای فدراسیون فوتبال مشغول گزینهیابی است.
1
- داریوش مصطفوی حداقلیتیرن گزینه سازمان برای مذاكره با فیفا محسوب میشود.
وی اما انتخاب درستی نبود چه او از طرف فیفا به دلیل مواضع ضدبلاتریاش به زوریخ راه داده نمیشود. پس مجبور شدند او را تحمل كنند تا اینكه تاریخ انقضایش برسد.
مصطفوی اما در انتخابات فدراسیون فوتبال خود را نماینده سازمان ورزش معرفی میكرد. زمانی كه هنوز سایه تعلیق فضای فوتبال كشور را سیاه نكرده بود وی با گزینهیابی احتمالیاش به سراغ مدیران فوتبالی میرفت و ابتدا از آنها دعوت میكرد وارد رقابت انتخاباتی شوند و پس از آن اگر آن فرد قانع میشد قول هرگونه همكاری را میداد و اگرنه نظرش را در مورد حضور خود و اینكه از وی حمایت خواهد كرد یا نه، جویا میشد.
دبیرموقت و منصوب علیآبادی در فدراسیون فوتبال پس از تعلیق موضعی انفعالی اتخاذ كرد و به گفته مسئولان سازمان هیچگاه در مركز تصمیمگیریهای مربوط به تعلیق قرار نگرفت. فقط برای یك بار آن هم به دلیل ارتباطات گذشتهاش، روسای هیأتهای فوتبال استانی را به دفتر خود فرا خواند تا امضای آنها را پای برگه استشهاد بركناری دادكان پیش از جام جهانی بگیرد. مصطفوی تا انتخابات فدراسیون فوتبال در دفتر دبیركل در خیابان سئول جنوبی باقی خواهد ماند و مقدمات برگزاری مجمع را مهیا میكند.
او مورد حمایت برخی روزنامهنگاران سنتی مطبوعات ورزشی است كه به نظر میرسد تا روز برگزاری مجمع انتخابات از وی حمایت میكنند. او تنها در یك صورت كاندیدای انتخابات میشود و آن در حالی است كه از حمایت سازمان از حضورش در عرصه انتخابات ناامید شود و اینكه بعد از برگزاری مجمع دیگر در فدراسیون فوتبال نخواهد بود. در این حال سیدداریوش مصطفوی اپوزیسیون سازمان ورزش میشود و در حالت دوم در سكوت هرازچندگاهی برای اینكه نشان دهد هنوز هم هست، در گفتوگو با روزنامه مورد علاقهاش تحولات فوتبال را كارشناسی میكند.
2 - محمدحسن انصاریفرد عباس، محمدحسین و محمدحسن ، 3 برادر كه یكی مدیرعامل سابق پرسپولیس و دیگری مدیر مسئول ارگان هواداران پرسپولیس و دیگری مدیرعامل كنونی، بازیكن سالهای نهچندان دور و مربی اسبق تیم ملی فوتسال.
برادر كوچكتر محمدحسن در حالی مدیریت باشگاه را در دست گرفت که پیش از این برادر بزرگتر همین خانواده ، حاج عباس به دلیل مشکلات مالی از مدیریت پرسپولیس كنار رفته بود و این مشکلات، بدهكاری خانوادگی را به جا گذاشت به صورتی که هر سه برادر گرفتار این بدهی ها بودهاند.
پس از پوستاندازی در ساختار ورزش كشور انصاری فرد کوچک تر وارد هیأتمدیره پرسپولیس شد تا پس از پیروزی در ماراتن رقابت با محمد مایلیكهن بر صندلی قرمزرنگ مدیریت باشگاه تكیه كند.
انصاریفرد در پرسپولیس با همان مشكلاتی مواجه شد كه برادر بزرگتر را به حاشیه برد. تیپ مدیریتی او بسیار سازمان را خرسند كرده است. وی كه گفته میشود در هر موضوعی با مسئولان سازمان مشورت میكند و بسیار متأثر از علی سعیدلو معاون اجرایی رئیسجمهور و رئیس هیأتمدیره پرسپولیس است، به دلیل نوع هماهنگیاش یكی از گزینههای قابل بررسی توسط سازمان ورزش است.
یكی از منابع نزدیك به سازمان ورزش با اشاره به ادبیات و روش مدیریتی انصاریفرد میگوید: «اگر سازمان در مورد انصاریفرد هم به اجماع نرسد، تیپ مدیریتی او مدل مورد برای مدیران سازمان ورزش برای ریاست فدراسیون فوتبال خواهد بود.»
3- كیومرث هاشمی تجربه مناقشه با دادكان، علیآبادی را در گزینهیابی برای فدراسیون فوتبال محتاط كرده است؛ كیومرث هاشمی نفر اول تیم مذاكرهكننده سازمان ورزش با كارشناسان دفتر حقوقی فیفا در بروكسل و معاون دبیركل FIFA شاید گزینه سازمانی مناسبی برای رئیس ورزش است. چه او در كریدورهای تصمیمگیری ورزش كشور جایگاهی مناسب دارد و اگر به عنوان سرپرست فدراسیون فوتبال در دوران گزار از تعلیق برگزیده شد، تنها به این دلیل بود كه وی معاون مورد اعتماد علیآبادی و مشاور او در گزینهیابی سازمان برای جانشینی محمد دادكان بود.
حضور هاشمی در مذاكره با فیفا شاید كلید رمز صندوق انتخابات فدراسیون فوتبال است. اصرار سازمان ورزش بر ریاست او در كمیته تعدیل یا عادیسازی شرایط فوتبال ایران نیز از نقش برجسته وی حكایت دارد.
معاونت علیآبادی در مهمترین بخش ساختار سازمان تربیتبدنی، كیومرث هاشمی را به عنوان یك سوپاپ اطمینان و تعدیلكننده فشارهای جانبی مطرح كرده است. باید دید رئیس ورزش در ارزیابی اهمیت فدراسیون فوتبال با معاونت ورزش قهرمانی سازمان كدام یك را برمیگزیند.
حضور وی در انتخابات فدراسیون فوتبال شاید چالش دوباره دخالت نهاد دولت در فوتبال را افزایش دهد چراكه فیفا با در نظر گرفتن اكثریت هیأتهای فوتبال استانها (یكی از زیرمجموعههای معاونت ورزش قهرمانی سازمان ورزش) نتیجه انتخابات را باطل اعلام كند.
این بستگی به گزارش محسن صفایی فراهانی ناظر انتخابات فوتبال به فیفا دارد.
4 - امیر قلعهنویی
شاید از شنیدن این نام متعجب شوید. نه قرار نیست امیر قلعهنویی كاندیدای فدراسیون فوتبال شود. حضور او پس از قهرمانی استقلال در مسابقات لیگ برتر در تیم ملی كه در جام جهانی نتیجه نگرفته بود، به قدری چالشبرانگیز بود كه مطرح شدنش برای ریاست فدراسیون فوتبال.
گفته میشود امیر قلعهنویی در آشفته بازار تعلیق فوتبال ایران گرچه در ظاهر مسئول فنی تیم ملی ایران است اما بسیاری از اركان فدراسیون فوتبال را متأثر از خود كرده به صورتی كه ظن فدراسیون طرفدار استقلال و امیر قلعهنویی با تصمیمات اتخاذ شده توسط كمیته انضباطی و شورای استیناف، دعوت یا عدم دعوت استقلالیها به تیم ملی و ... بیشتر شده است.
برخی منابع آگاه از رایزنیهای گسترده وی با مقامات سازمان و اهالی فوتبال برای اجماع به روی گزینه مورد تأیید او خبر میدهند. در این میان نام محمدحسین قریب به عنوان كاندیدای امیر قلعهنویی مطرح شده است و البته اگر قریب در طبقه آخر ساختمان فدراسیون در سئول مستقر شود اتاق سرمربی تیم ملی نیز برای امیر قلعهنویی خالی میشود. مثل باشگاه استقلال كه امیر اتاقی همردیف اتاق مدیرعامل داشت.
5- حمید آصفی
دیپلمات كاركشته وزارت امور خارجه و علاقمند به فوتبال، به دلایل بسیار زیاد او كاندیدای سازمان ورزش در انتخابات فدراسیون فوتبال نیست گرچه به صورت فعال برای رفع تعلیق فوتبال ایران تلاش كرد اما او نمیتواند تمام مشخصات كاندیدای سازمان ورزش مثل هماهنگی محض و مشورتپذیری از رئیس ورزش را داشته باشد. آصفی خود را مستقلتر از این مسائل میداند گرچه در ورزش مشی محافظهكار را برگزیده است به صورتی كه هم عضو هیأترئیسه محمد دادكان بود و هم همكار كیومرث هاشمی برای رفع تعلیق فوتبال ایران.
او در گفتوگوهای متعدد خود با رسانهها با رد حضور در انتخابات فدراسیون فوتبال میگوید: «به فوتبال علاقه بسیاری دارم اما ریاست فدراسیون فوتبال نه. ضمن این كه من در آینده به یكی از كشورهای همجوار مأمور میشوم.» البته در «سایه حركت كردن» شیوه سیاستمداران كار كشته است.
شاید در پس محافظهكاری سخنگوی سابق، معاون كنونی پارلمانی و حقوقی وزارت امور خارجه و عضو هیأترئیسه باشگاه استقلال و فدراسیون فوتبال یك اتفاق نهفته باشد؛ ریاست فدراسیون فوتبال. برای تحلیل این موضوع باید با چراغقوه بسیار قوی به زوایای تاریك سیاست رسوخ كنید!
احتمال حضور محمد دادكان طرفداران دادكان سكوت اختیار كردهاند، همانند او. پس از رفع تعلیق فوتبال ایران و برخلاف اعتقاد نزدیكان دادكان كه فیفا از هرچه بگذرد از بازگشت دادكان به فدراسیون فوتبال نمیگذرد، فیفا قبول كرد تا تشكیل مجمع كمیته تعدیل یا عادیسازی شرایط فوتبال، مسئول فوتبال شود. دادكان اما هنوز از شوك دور خوردن خود بیرون نیامده است.
پس استراتژی دقیقی برای حضور در فوتبال ندارد؛ حتی اگر آن انتخابات، انتخاب ریاست فدراسیون فوتبال باشد. البته برخی از نزدیكان وی از رایزنی او با همراهان همیشگیاش برای حضور در انتخابات خبر میدهند. با توجه به احتمال رد صلاحیت كاندیدای مورد تأیید رئیس معزول فوتبال توسط سازمان ورزش، دادكان گزینهیابی را در میان كاندیداهای مستقل و غیرجنجالی آغاز كرده است.
به گفته یكی از دوستان او، وی برای انتخابات حتماً برنامه دارد اما این كه به روی چه كاندیدایی اجماع كند هنوز معلوم نیست.
البته این احتمال وجود دارد كه دادكان برای بر هم زدن فضا وارد انتخابات شود تا با رد صلاحیت خود، هم انتخابات دمكراتیك و هم دخالت دولت در فوتبال را به چالش بكشاند.
این موضوع با توجه به توطئه دانستن بركناریاش توسط علیآبادی و خصوصیات اخلاقی او بعید به نظر نمیرسد. مگر این كه همانند استعفایش برخی نهادهای خاص وی را وادار به سكوت كنند.
دادكان اما برای ادامه حیات فوتبالی خود هفتهنامه بانگ را در اختیار دارد. شاید این نشریه ارگان اپوزیسیون علیآبادی و رئیس منتخب مجمع باشد.
شمارش معكوس برای برگزاری انتخابات
انتخابات میانه زمستان 85 فوتبال كشور را چندقطبی میكند به صورتی كه نتیجه آن در آرایش گروههای مختلف فوتبال با هر سلیقه و تفكری تأثیر خواهد گذاشت. سازمان ورزش در هروله میان كاندیدای اصلح خود و شائبه دخالت در فوتبال توسط فیفا، سرگردان است. اتحادیه فوتبال به عنوان نهادی غیردولتی سهم خود را از كمیته تعدیل و یا مجمع عمومی فدراسیون فوتبال میخواهد و اگر نظر آنها مورد توجه سازمان قرار نگیرد برای فشار به فدراسیون فوتبال و سازمان ورزش جام حذفی را تحریم میكنند، طرفداران محمد دادكان در بازسازی پس از بركناری، خود را تا قامت یك اپوزیسیون بالا میكشند و با رسانهای كه در اختیار گرفتهاند سیاستهای سازمان را مورد نقد قرار میدهند.
در این میان نقش و محدوده عمل سازمان ورزش نیز به شدت در خطر افتاده است. سازمان پس از تعلیق در چالش عدم دخالت در فوتبال گرفتار شده و برگزاری انتخابات در كمترین زمان، خواست فیفا، به ضرر آنها تمام میشود. ضمن این كه ناظر فیفا، عضو جریان مخالف آنها در سیاست است و فیفا دیگر به نهاد دولت ورزش ایران اعتماد ندارد.
انتخابات پس از تعلیق، شاید خود یك بحران دیگر برای فوتبال ایران باشد.