به گزارش آفتاب نیوز، 
اینکه سیموئز چگونه به ایران آمد، سوالی است که مسؤولان سابق فدراسیون فوتبال باید جواب قانعکنندهای به آن بدهند. صرف اینکه وی مربی جامائیکا در جام جهانی بوده، دلیل خوبی برای جذب او نبود. اما از آنجایی که فیلتر مناسبی برای حضور مربیان خارجی در ایران وجود ندارد هر مربی که نام «خارجی» را یدک میکشد میتواند در فوتبال کشورمان مشغول فعالیت شود. سیموئز بالاخره برزیلی بود و از کشوری میآمد که سابقه قهرمانی فراوانی دارد.
همین عامل سبب شد تا وی دیگر هموطنش یعنی اولیویرا را به عنوان سرمربی تیم جوانان به ایران بیاورد. مردی که همچون سیموئز بدون اینکه کارنامه موفقی از خود بجا بگذارد ایران را ترک کرد تا پروژه استفاده از مربیان برزیلی به بن بست بینجامد، پروژهای که بدون مطالعه آغاز شده بود و بالطبع نتیجه مثبتی هم در بر نداشت.
از این دست مربیان که بدون بررسی به ایران آمدهاند، نمونههای زیادی میتوان یافت کرد. کمی که به عقبتر برویم امثال کوروسی، اشمیت، سوبل، یشیچ، فرانچیچ و... در مقاطع مختلف در تیمهای باشگاهی و ملی ما مشغول کار شدند و البته پولی هم به جیب زدند و بعد از مدتی از کشورمان رفتند.
مربیان معروفتر از افراد فوق همچون دنیزلی هم چنگی بهدل نزدند و برانکو که جای خودش را دارد. مجموعه این عوامل نشان میدهد در فوتبال ما مربیانی حضور یافتند که نه کسی آنها را میشناخت و نه کارنامه قابل دفاعی داشتند.
آنها اما به واسطه نفوذ دلالان و واسطهها و کسانی که فقط به منافع خود فکر میکردند به ایران آمدند و به همان میزان که جیبشان را پر از پول کردند، فوتبال ایران را عقب انداختند و زمینه تضعیف آن را فراهم آوردند. به محض اینکه قرارداد این مربیان تمام میشد، مدیران باشگاهها یا فدراسیون فوتبال با بیان اینکه «دیگر نیازی به آنها نداریم»، عنوان میکردند که چنین افرادی به درد فوتبال ایران نمیخورند.
نمیدانیم چرا این مطالب که پس از ناکامی مطرح میشود پیش از حضور این مربیان مورد بررسی قرار نمیگیرد. اگر این موضوع عملی شود، آن وقت هر مربی خارجی وارد فوتبالمان نمیشود و نمیتواند فوتبال ایران را سکوی پرتاب خود قرار دهد.
سیموئز با آرزوهای بزرگی گام به ایران گذاشت. او میخواست پس از 3 دهه فوتبال ما را در المپیک صاحب نماینده کند. او از فوتبال تهاجمی سخن میگفت، از آوردن فوتبال برزیلی به کشورمان حرف میزد، اما زمان زیادی لازم نبود تا ادعاهای این مرد برزیلی رنگ ببازد.
سیموئز بدون اینکه در کارش موفق باشد به کشورش بازگشت و این نتیجه اقدام بدون مطالعه مسؤولان ورزش ایران است. سیموئز برای اینکه ناکامیاش را توجیه کند، بهانههای زیادی آورد، اما هیچ کدام مانع از قطع همکاریاش نشد.
او از فوتبال ایران رفت، همچون بسیاری از مربیان خارجی که آمدند و بدون اینکه تأثیرگذار باشند، کشورمان را ترک کردند.
نمیتوانیم اظهار امیدواری کنیم که سیموئز آخرین نمونه از این قبیل مربیان است، چرا که با وضعیتی که وجود دارد، باز هم باید شاهد حضور مربیانی از این دست باشیم. در صورتی میتوانیم به بهبود این وضعیت امیدوار باشیم که فیلتر مشخصی برای حضور مربیان خارجی وجود داشته باشد.
امثال سیموئز میآیند و میروند، اما آنچه بجا میماند ناکامی و آبروریزی برای ما است. تا دیر نشده باید فکری به حال این موضوع کرد، وگرنه باز باید خودمان را برای شنیدن این جمله که «فلان مربی را نمیخواهیم» و «فلان مربی خارجی به کار فوتبال ایران نمیآید» آماده کنیم.
منبع: پاس جوان