به گزارش آفتاب نیوز، 
این موضوع پرسپوليس را به تیمی بیآزار تبدیل کرده است. پیشبینی اینکه پرسپوليس در خارج از تهران چه نتیجهای کسب میکند، چندان دشوار نیست.
حتی خوشبینترین هواداران این تیم نیز نهایتاً امیدوارند تیمشان با حداکثر یک امتیاز به تهران بازگردد و البته از گلزدن پرسپوليس هم کاملاً ناامید هستند. پرسپوليس مقابل ابومسلم، مس، فولاد، سپاهان و ملوان چهار بازی غیرخانگی خود را برگزار کرده است. چهار تساوی صفر- صفر و شکست 3 بر 2 برابر ابومسلم تمام آن چیزی است که این تیم مدعی قهرمانی از خود نشان داده است.
پرسپوليس در این 5 مسابقه حتی به تعداد انگشتان دو دست هم شانس گل نداشته و البته شانس هم آورده که برابر مس و سپاهان بازنده نبوده است. سرخپوشان ظاهراً فرمول پیروزی را از یاد بردهاند. این تیم در چند مسابقه در ورزشگاه آزادی خودنمایی کرد، اما این موضوع چندان پایدار نبود. سریال تساویهای پرسپوليس به تهران هم کشیده شد تا این تیم با حمایت تماشاگرانش هم نتواند از پس تیمی همچون فجرسپاسی برآید.
7 تساوی برای تیمی که داعیه قهرمانی دارد، قطعاً اتفاق مثبتی نخواهد بود. دنیزلی که همچنان ادعا میکند، پرسپوليس قهرمان لیگ میشود چگونه میخواهد با این وضعیت فاصله 8 امتیازیاش با صدر جدول را کاهش دهد؟ پرسپوليس با این روند مسلماً راه به جایی نخواهد برد و نه تنها نمیتواند به صدر جدول برسد، بلکه جایگاه فعلیاش را هم از دست خواهد داد.
البته دنیزلی میتواند ادعا کند پرسپوليس قهرمان است، همچنان که پاس را قهرمان سال گذشته لیگ میداند. او قهرمانی را به استقلال باخت، اما خود را قهرمان میداند و بنابراین میتواند درباره پرسپوليس هم چنین قضاوتی داشته باشد.
پرسپوليس مدتهاست که رنگ و بوی قهرمانی ندارد. این تیم نه در آزادی و نه در خارج از خانه تیمی نیست که بتواند برای حریفان دردسرساز باشد. در این میان نمیتوان از نقش دنیزلی غافل شد. او تیمی را تحویل گرفت که در آستانه قهرمانی جامحذفي قرار داشت، اما این مهم بهدست نیامد. لیگ که آغاز شد، وعدهها هم شروع شد. پرسپوليس چند بازی خوب انجام داد، اما سبک بازیاش پایدار نبود.
مشخص بود که پرسپوليس با این نوع بازی راه به جایی نخواهد برد. آنها تماشاگران را به وجد میآوردند، اما مؤلفههای خوب و صحیح بازی کردن را رعایت نمیکردند. بازی دور و بازی مستقیم در دستور کار پرسپوليس قرار داشت. پیبردن به این موضوع برای حریفان کار دشواری نیست، فقط کافی است یکی از مسابقات پرسپوليس مورد آنالیز قرار گیرد.
پرسپوليس دنیزلی قابلیت تغییر تاکتیک ندارد و این همان چیزی است که این تیم را دچار مشکل کرده است. این موضوع ما را به یاد روزهایی میاندازد که از این مربی انتقاد میکردیم و معتقد بودیم وی مربی بزرگی نیست؛ آن روزها خیلی دور نیست.
بازیهای اخیر پرسپوليس مؤید این نکته است که دنیزلی در بنبستی گرفتار شده که ممکن است عاقبت خوبی به همراه نداشته باشد. دنیزلی نیک میداند پس از اینکه چند جام را در ایران از دست داد، حالا باید همراه پرسپوليس حداقل یک قهرمانی بهدست آورد تا بلکه بتواند خودش را ثابت کند، اما با روندی که این تیم در پیش گرفته، بعید به نظر میرسد که در پایان فصل به جایگاه مناسبی دست یابد.
هرچند اگر هم این اتفاق رخ دهد، دنیزلی کار چندان بزرگی انجام نداده است. در هر حال پرسپوليس این روزها طرفداران دوآتشه خود را نیز ناامید کرده است.
این پرسپوليس رنگ و بوی قهرمانی نمیدهد، در این میان سهم دنیزلی چقدر است؟ این سؤالی است که پاسخ به آن چندان دشوار نیست. پرسپوليس بد نتیجه میگیرد و نفر اول کادرفنی این تیم که دنیزلی است همچنان در رؤیای قهرمانی بسر میبرد، همانطور که سال گذشته با رؤیای قهرمانی پاس به کشورش بازگشت.