ترس از شكست ، نابودگر ابهت سرخابی
به گزارش آفتاب نیوز، 
كار به جایی میرسد كه آبیها مقابل تیمهای دسته اولی میبازند و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی، مقابل تیمهای شهرستانی 4تایی میشود و این اصلاً برای هواداران پرشمار این دو تیم خوشایند نیست.
تغییرات پیدرپی در سطوح مدیریتی و فنی سبب شده است كه هیچ شخصی(چه مدیر و چه مسوِول فنی) حاشیه امنیتی نداشته باشد. دیگر مثل گذشته نیست كه شخصی چون <پروین> چندین سال مربی پرسپولیس باشد و یا پورحیدری و حجازی، سرمربی چندساله استقلال باشند. به همین دلیل است كه اضطراب بزرگی بر مسوِولان این دو تیم وارد میشود تا مبادا جایگاه خود را از دست بدهند.
اضطرابی كه از سوی آنها به بازیكنان نیز منتقل میشود و در سرتاسر بازی و تاكتیكهای تیمی (البته اگر باشد)! این دو تیم كاملاً نمایان میشود اما مقابل تیمهایی كه برابر سرخابی قرار میگیرند از انگیزهای سود میبرند كه شاید بر خیلی از تواناییهای فنی استقلال و پرسپولیس بچربد. پس نباید شكست مقابل تیمهایی چون شاهین بوشهر و یا باختهایی با 4 گل دور از انتظار باشد.
در واقع استقلال و پرسپولیس(و به ویژه استقلال) در چند سال اخیر ثباتی نداشتهاند. ناپایداری در مجموعه مدیریتی و فنی این دو تیم به داخل بازیكنان نیز سرایت كرده است. همچنین بیش از 8 بازیكن ثابت پرسپولیس و 6 یار فیكس استقلال در این دو، سه ساله به عضویت این دو تیم درآمدند. پس نباید چندان بر روی تجارب اینگونه بازیكنان (كه غالب بازیكنان را تشكیل میدهند) حساب باز كرد. چون بازیكنان جوان و تازه وارد نه تنها نمیتوانند از نظر روحی بر سایر بازیكنان تاثیرگذار باشند، بلكه نیازمند بزرگترهایی هستند كه آنها را راهنمایی كرده و آنها را از نظر روانی آماده سازند و این یعنی از كوره در رفتن و از دست دادن كنترل خود، در شرایط حساس و تعیینكننده.
به همه این موارد، تماشاگرانی را نیز اضافه كنید كه منتظر یك جرقه هستند. كسانی كه به امید برد تیمشان به ورزشگاه میآیند و خیلی از آنها به سادگی به جوش میآیند و شعارهایی سر میدهند كه تمام مجموعه باشگاه را زیر سوِال میبرد! البته نباید چندان آنها را سرزنش كرد چرا كه آنها سرما و گرما را تحمل كرده و در مقابل، انتظار پیروزی دارند.
در گذشته تفكری كه در بسیاری از مربیان حاكم بود فلسفه نباختن است. در آن زمان تیمهایی كه برابر استقلال و پرسپولیس صفآرایی میكردند با این طرز تفكر به میدان میآمدند كه اگر نتوانستند بازی را برند چندان مهم نیست و تمام سعی خود را برای نباختن به كار میگرفتند و به همین دلیل بود كه بعضاً بازیهایی را در دهه 60 و 70 میدیدیم كه تیمها حتی گاهی به دنبال كم گل خوردن از این دو تیم بودند اما مثل این كه وضعیت فوتبال ما به گونهای عوض شده است كه اكنون دو تیم مطرح تهرانی در پی نباختن هستند تا مبادا اعتبار دیرینه آنها به دلیل شكست، خدشهدار شود. از سوی دیگر آنها به دلیل زوم كردن نگاههای جامعه فوتبال به این دو تیم نمیتوانند همچون بعضی از تیمها خود را به زمین بیندازند یا 10 نفره دفاع كنند!
و به اصل مطلب میرسیم؛ سرخابیها- به دلایلی كه ذكر شد- به جای این كه علناً به صورت بسته و دفاعی كارهای خود را برنامهریزی كنند به گونهای تركیب خود را میچینند كه ساختار دفاعی در تار و پود سیستم آنها نهفته است به گونهای كه شاید این مساله در نگاه اول به ذهن كسی نیاید ولی با كمی تامل میتوان متوجه شد كه دیگر نه از آن كارهای هجومی خبری است و نه از حركات تاكتیكی و تیمی كه هر حریفی را زمینگیر میكرد.
اما متاسفانه یا خوشبختانه این روش تاكنون در فوتبال ما جواب نداده است، تیمهای شهرستانی زمانی كه عقبنشینی این دو تیم را میبینند دچار انگیزهای چند برابر میشوند و به همین دلیل است كه قادر خواهند بود باختهای سنگین و غیرمنتظرهای را برای این دو تیم رقم بزنند. یعنی به جای این كه تفكر دفاعی سرخابی، سبب حفظ نتیجه و بعضاً فرار از شكست شود نیرو و انگیزه تیم مقابل را چند برابر میكنند.
چه در پرسپولیس و چه در استقلال میبینیم كه هر وقت بازیكنان دست به كارهای تهاجمی میزنند، هم فوتبالی دلنشین رقم میخورد و هم بعضاً سبب كاهش نتیجه نیز میشود اما چه فایده كه ترس و اضطراب میان بازیكنان- همان استرس باختی كه به آن اشاره شد- مانع از این كار میشود و تا زمانی كه این دو نتوانند این استرس را از مجموعه تیم دور كنند، همچنان اتفاقاتی خواهد افتاد كه نتیجهای جز قهر مجدد مردم با فوتبال و از رونق افتادن آن نخواهد داشت.
منبع: جهانفوتبال