به گزارش آفتاب نیوز، 
پایه تیم فعلی سایپا حدود چهار سال پیش توسط محمد مایلی کهن ساخته شد که این مربی جوانگرا با گردآوری عدهای بازیکن ناشناس و کم سن و سال در لیگ برتر حاضر شد. حاجی فوتبال ایران میخواست با همان جوانها شگفتی بیافریند و در کنار تیم امید برای حضور در المپیک، بار دیگر خود را بر سر زبانها بیندازد و البته هیچگاه در ایندو کار موفق نبود. سرنوشت او نتیجهای جز برکناری همانند تجربه امسال فولاد نداشت و در اواسط فصل بدلیل عدم نتیجه گیری از سایپا رفت و پشت سرش را هم نگاهی نینداخت اما گویی سیاست باشگاه حفظ بازیکنان و تثبیت بازی با آنها بود تا طی یک برنامه ریزی بلندمدت به اهداف تعیین شده برسند.
در سال دوم مجتبی تقوی استخوان بندی این تیم را محکم کرد و با نظم و سازماندهی قابل توجهی توانست سایپا را بعنوان مدعی مطرح کند و نشان دهد حاجی در معرفی نسل تازه اشتباهات بزرگی را مرتکب نشده و البته در این بین تقوی هم خود را در حد مربی «خوب» به فوتبال ما شناساند.
مدیران باشگاه سایپا در سال سوم برنامههایشان، تیم را به بیژن ذوالفقارنسب سپردند و این مربی با توجه به امکانات مناسب و شرایط مهیا در همان ابتدا از آن تیمی در حد قهرمانی ساخت تا پروژه صدرنشینی سایپا ادامه یابد اما در آخرین لحظات و در عین برتری و مدعی قهرمانی بودن، ذوالفقارنسب اخراج شد، موضوعی که هیچگاه در رسانهها پرده برداری نشد و زوایای تاریکش برای علاقمندان روشن نگردید؛ ولی به هرحال سایپا و بازیکنانش به تیمی حرفهای و با برنامه تبدیل شدند که توانایی انجام هر بازی و اجرای هر تاکتیکی را داشتند و با بجا گذاشتن رکورد 23 بازی بدون شکست و با 52 امتیاز به مقام سوم رسیدند.
سه سال حضور بازیکنان در کنار هم موجب شد که سایپا به تیمی شکل گرفته و هماهنگ تبدیل شود و حضور هر مربی آگاه بر سر این تیم موجب میشد که به موفقیت برسد و حداقل نیمی از شرایط مهیا باشد، موفقیت ورنر لورانت در حضور کوتاهش را نمیتوان مرهون علم، آگاهی و بزرگی وی دانست چرا که این مربی نتوانست در ترکیه موفق باشد اما او با چهار پیروزی و دو تساوی توانست کارنامه روشنی را از خود در سایپا به جای گذارد. موفقیتهای سایپا را باید به پای مدیرانی نوشت که با «برنامه» و «هدف» مشخص به تیمداری پرداختند و سعی نمودند تصمیماتشان زودگذر و مقطعی نباشد. حضور علی دایی بعنوان سرمربی این تیم، ادامه روند صعودی سایپا را موجب شد و در حال حاضر هم صدرنشینی لیگ ششم را یدک میکشد و با بازی حساب شده و شناور و همچنین برنامه ریزی صحیح به قطب جدیدی در فوتبال ایران تبدیل شده است. سایپا از زمانیکه به دایی سپرده شده با هشت پیروزی، سه تساوی و تنها یک شکست مقابل استقلال اهواز به بالانشینی جدول لیگ برتر رسیده است و امید فراوانی برای قهرمانی دارد.
با همه این تفاصیل میزان تاثیرگذاری علی دایی را در فصل کنونی چگونه باید تفسیر نمود؟ چهار سال در کنار هم بودن بازیکنان، رسیدن به درک متقابل، هماهنگی بینظیر، امکانات مناسب، سرپرستی آگاه و اعتماد به نفس بدست آمده را میتوان از دلایل موفقیت دانست، مدیران سایپا در همه این سالها به چنین نتیجهای فکر میکردند و با هدایت و درایت مناسبشان توانستند که این تیم را به چنین مرحلهای برسانند. از یکسو میتوان علی دایی را خوشه چین همه زحمتهای محمد مایلی کهن، مجتبی تقوی و بیژن ذوالفقارنسب بدانیم، حتی ادعای اینکه سایپا با لورانت هم به چنین نتیجهای میرسید زیاد دور از ذهن نیست. دایی به سرمربیگری تیمی رسیده است که نظم حرف اول و آخر آنست، سازماندهی و رهبری بدرستی صورت می گیرد و از همه مهمتر «جایگاه» ها مشخص است و کسی در کار دیگری دخالت نمیکند. آیا میتوان همه موفقیتهای سایپا را مرهون برنامه ریزی گروهی از مدیران بدانیم که میخواهند در فوتبال آسیا مطرح گردند؟ آیا میتوانیم تواناییها ومیزان تاثیرگذاری سرمربی- بازیکن سایپا را نادیده بگیریم و سهمی کوچک برایش قائل شویم؟
سایپا در مقابل پرسپولیس پرقدرت ظاهر میشود، برغم عقب افتادن از استقلال، این تیم را با سه گل شکست میدهد، سپاهان را براحتی از پیش رو بر میدارد(در نیم فصل اول)، فجر را در دقایق پایانی به زانو در میآورد و در مقابل فولاد قعرنشین، با یک یار کمتر و دو گل عقب مانده، جبران میکند و بازی را به تساوی میکشد در حالیکه با روزهای خوبش فاصلهای آشکار دارد. در همین بازی آخر با صباباتری، یاران دایی ابتدا از حریف عقب میافتند و سپس بازی را میبرند.
مطمئناً چنین شخصیت و تلاش چشمگیر و روحیه برتری خواهی را بازیکنان سایپا از سرمربیشان به ارث بردهاند، علی دایی در همه حال گریزان از شکست بوده، حتی حاضر نیست بازی «منچ» را به حریف واگذار کند و چنین روحیهای یقیناً در تک تک اعضا تاثیر خواهد داشت. ملی پوش و کاپیتان سابق تیم ملی نشان داده که در عرصه مربیگری حرفهای بسیاری در آینده خواهد داشت، تعویضهای طلایی او نشان میدهد تا چه حد به قابلیتهای تیمش اشراف دارد و در حین بازی حتی حریف و نقاط قوتش را «بدرستی» میبیند. با اینکه همه شرایط برای نتیجه گرایی مهیاست، هر چند بازیکنان از جان برای موفقیت تیم مایه میگذارند و سایپا طی برنامهای بلندمدت به این مرحله رسیده اما هیچگاه نباید نقش «علی دایی» را کوچک شمرد. او با اینکه در زمین حضور دارد اما حتی در مواقع بسیاری بعنوان یار دوازدهم و قدرتمندتر از هر یازده نفر – بله، حتی بهتر از خودش- ظاهر میشود و به شگفتی آفرینی در لیگ ادامه میدهد. دایی قهرمانی میخواهد، همچون همیشه با انگیزه در میدان حاضر میشود، بهترین گلزن تیمش لقب میگیرد و برای هر توپ نهایت تلاشش را میکند. هیچکس بهتر از خودش نتوانست از «دایی» بازی بگیرد و امروز او تولدی تازه یافته است.
با همه اینها آرزو میکنیم «علی دایی» با سایپا موفق نباشد! نه به این جهت که مخالفش باشیم اما چون خصوصیات او ثابت کرده که حداقل در ظاهر «غرور» او را میگیرد و تمامی رقیبان را به هیچ میانگارد. دیدگاه از بالا به مسائل موجب میشود حصاری ضخیم به دور خودش بتند و از همه فاصله بگیرد. هرچند این از ویژگیهای اصلی اوست و با همین مسائل انگیزه میگیرد ولی معتقدیم دایی قابلیتهای فراوانتری برای بهتر شدن و بالا رفتن دارد، میترسیم که قهرمانی این فصل او را از جاده موفقیت دور کند و به وادی خود برتربینی مفرط بکشاند و از آموختن، یاد گرفتن و کلاس رفتن باز دارد. بهترین گلزن جهان برای ما باید اسطورهای دیگر جهت مربیگری باشد، حضور در کشورهای مختلف و بازی در بالاترین سطح، تجربیات ذی قیمتی را نصیبش کرده است که باید درکنار علم روز و تاکتیکهای جدید قرار داده شود و معجون «گیرا» تری برای فوتبال ایران باشد.
علی دایی را نه برای باشگاههای ایرانی بلکه برای تیم ملی میخواهیم، جوان تحصیلکرده دیروز تبدیل به چهره شهیری در امروز شده است و مطمئناً باید دوران زیادی را بگذراند و سردی و گرمی بسیاری را بجشد. عدم قهرمانی در لیگ امسال فقط مرغوبیت مدالش را کمتر میکند اما در عوض انگیزه مضاعف و شوری تازهتر را برای موفقیت به او میدهد تا بیشتر تلاش کند و بهتر نتیجه بگیرد. میدانید که او با اینکه ثابت شده است اما باز هم میخواهد به همه ثابت کند بهترین است، عجیب است اما برای فوتبال ما چنین مصیبتهایی هر چه بیشتر باشد، شیرینتر خواهد بود.
نویسنده: علی عالی کردکلایی