کد خبر: ۵۹۸۳۱۴
تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۸ - ۰۲:۴۸
علی بعد از سفری پرمخاطره که بیش از یک سال طول کشید به انگلستان رسید و آنجا در خانه یکی از اقوام دور خود ماند. او از همان زمان که در افغانستان بود به کریکت علاقه زیادی داشت و ساعت‎‎ها با یک دسته جارو کریکت بازی می‎کرد. اما او در انگلستان این فرصت را پیدا کرد تا به یک بازیکن کریکت واقعی تبدیل شود.
آفتاب‌‌نیوز :

مرتضی علی وقتی ۱۴ساله بود، بعد از این که کل خانواده‎اش به دست طالبان کشته شدند، از افغانستان فرار کرد. او در نهایت از انگستان سر در آورد و با مردی ملاقات کرد که پدر دومش شد.

راجر میتی که در آن زمان رئیس هیأت مدیره باشگاه کریکت دهکده کامنر در حومه شهر آکسفورد بود، با لباس و لوازم کریکت از علی در باشگاه استقبال کرد.

آقای میتی می‎گوید: "طوری به من نگاه می‎کرد که انگار بلیت برنده بخت‌آزمایی یا چیزی شبیه آن به او داده‌ام. احساس فوق‎العاده‎ای بود. خوب نمی‎توانست انگلیسی حرف بزند اما می‎شد فهمید که از بودن در آنجا بسیار خوشحال است."

علی بعد از سفری پرمخاطره که بیش از یک سال طول کشید به انگلستان رسید و آنجا در خانه یکی از اقوام دور خود ماند. او از همان زمان که در افغانستان بود به کریکت علاقه زیادی داشت و ساعت‎‎ها با یک دسته جارو کریکت بازی می‎کرد. اما او در انگلستان این فرصت را پیدا کرد تا به یک بازیکن کریکت واقعی تبدیل شود.

آقای میتی می‎گوید اولین تصویری که از علی به خاطر دارد را هرگز فراموش نخواهد کرد: "پسری بسیارخجالتی که معلوم بود دیوانه کریکت است."

با گذشت زمان رابطه بین راجر و علی قوی‎تر شد. آقای میتی که خودش سه فرزند داشت با علی مثل فرزند چهارم خود رفتار می‎کرد؛ برایش جشن تولد ترتیب می‎داد، در درس‎ها به او کمک می‎کرد و سال نو را در کنار او جشن می‎گرفت. خانواده میتی و اعضای باشگاه کامنر کم کم فهمیدند این مرد جوان با آن خنده جذاب چطور توانسته خودش را به آکسفورد برساند.

علی که از سوی طالبان به مرگ تهدید شده بود، به شکل قاچاقی از افغانستان خارج شد و با پای پیاده از اروپا گذر کرد. در طول مسیر یک بار حالش به شدت بد شد؛ وقتی داشت همراه عده دیگری پناهجو از کوهی در اوکراین سینه‌خیز بالا می‎رفت، شروع به استفراغ کرد که بند نمی‌آمد.

خودش در این باره می‎گوید: "آرزوی مرگ می‎کردم چون نمی‎توانستم راه بروم. اما به نحوی دوباره انرژی می‎گرفتم و به سینه‎خیر رفتن ادامه می‎دادم. با یک تیشرت و یک شلوار جین خودم را روی برف می‎کشیدم. فک می‎کردم کارم دیگر تمام است."

او در نهایت توانست خودش را به اردوگاه پناهندگان در کاله برساند و از آنجا سوار بر پشت یک کامیون به انگستان رساند: "نمی‎دانستم این سفر من را به کجا خواهد رساند. الان که به آن زمان فکر می‎کنم از خودم می‎پرسم در آن هوای سرد با یک تیشرت و شلوار جین چطور این کار را انجام دادم؟ تجربه فوق‎العاده‎ای بود. خیلی چیزها درباره آدم‎ها یاد گرفتم."

آقای میتی می‎گوید: "سفری غیرعادی را پشت سرگذاشته بود و من فقط دلم می‎خواست به او کمی عشق، محبت، حمایت و دلگرمی بدهم. او توانست دل ما را به دست آورد."

علی یک دهه در باشگاه کامنر بازی کرد: "هیچ جای دنیا زمینی مثل این پیدا نمی‎شود. این زمین در قلبم جای دارد."

توپ‎زنی فوق‎العاده و توپ‎اندازی‎های قدرتمند علی، این بازیکن "آل‎راوندر" (بازیکنی که هم در توپ‎اندازی مهارت دارد و هم در توپ‎زنی) را به یکی از بزرگ‎ترین استعدادهای تاریخ باشگاه کامنر تبدیل کرد. بازیکنی که عملکردش در زمین بازی شباهت زیادی با روش زندگی‎‎اش در خارج از آن داشت ؛ او همیشه برای جنگیدن آماده بود.

وقتی وزرات کشور بریتانیا نامه تهدید به اخراج از کشور برای علی فرستاد، او باید یک بار دیگر از نیروی درون خود کمک می‎گرفت.

سال ۲۰۰۲ وقتی علی وارد بریتانیا شد به او یک ویزای فوری دو ساله دادند، اما با نزدیک شدن به ۱۸ سالگی، به او گفتند باید به افغانستان برگردد. در پی این اتفاق آقای میتی به همراه ساکنان دهکده کامنر یک کمپین به راه انداختند. آن‎ها از نمایندگان مجلس بریتانیا درخواست کمک کردند و از رهبران افغانستان مدرکی دریافت کردند که نشان می‎داد جان علی در خطر است.

آقای میتی می‎گوید: "هیچ شکی نداشتم که بازگشت او به معنای پایان زندگی‎اش است. یادم می‎آید وقتی اوضاع نگران‎کننده بود و چندان خوب به نظر نمی‎آمد به همسرم گفتم اگر نتوانم نجانش بدهم هرگز خودم را نخواهم بخشید."

آن‎ها در نهایت یک فکس سرنوشت‎ساز از کابل دریافت کردند: "یک اظهارنامه بود که همه بزرگان روستای زادگاه علی امضایش کرده بودند. آن‎ها شهادت داده بودند که اگر به آنجا برگردد قطعا کشته خواهد شد. این بهترین مدرک بود که از منابع موثق به دست ما رسید."

در نهایت علی از دولت بریتانیا یک نامه دریافت کرد که به همراه آن پاسپورت‌اش هم فرستاده شده بود.

در دوره‎ای که آینده علی در بریتانیا در هاله‎ای از ابهام قرار داشت، او توانست انگلیسی یاد بگیرد، آزمون‎های پایان دبیرستان را پشت سر بگذارد و در رشته حسابداری در دانشگاه آکسفورد بروکس پذیرفته شود.

آقای میتی که حالا ریئس باشگاه کریکت کامنر شده می‎گوید چیزی که در مورد علی نظرش را جلب کرد این بود که او هیچوقت خودش را "قربانی" جلوه نداد". بیشتر اوقات به من می‎گفت: 'با این که فرهنگ، نژاد و مذهبی متفاوت دارم، آدم‎هایی مثل تو و ساکنین کامنر هیچوقت حمایت، عشق و محبت‎شان را از من دریغ نکردند و این واقعا فوق‎العاده است.'"

آقای میتی معتقد است که کریکت علی را به جلو رانده و او استعداد و نبوغی ذاتی برای این ورزش دارد، هر چند از نظر او تکنیک استثنایی علی تا حدی نتیجه کریکت بازی‎ کردن او در کودکی با دسته جارو است.

درخشش علی باعث شد نظر مدرسه عالی باشگاه کریکت مارلوبون در آکسفورد به او جلب شود و او را برای بازی مقابل ورسترشر کانتی در سال ۲۰۰۹ انتخاب کند. به این ترتیب او بعد از محمد نبی (۲۰۰۷) و ممتاز حبیب‎الله (۲۰۰۶)، سومین بازیکن کریکت افغان است که تواسته در سطح بالای کریکت در انگلستان بازی کند.

سال ۲۰۱۳، علی به ملبورن استرالیا رفت و همانجا از یک باشگاه پیشنهاد دریافت کرد. این پیشنهاد به قدری خوب بود که او نمی‎توانست رد کند.

علی بعد از ۱۱ سال زندگی در انگلستان از کامنر و خانواده‌‎ای که او را به فرزندی پذیرفته بود خداحافظی کرد و به استرالیا رفت و با دختر که هموطنش بود ازدواج کرد. او کتاب "چشم در چشم مرگ" (Staring at Death) را بر اساس اتفاقات زندگی خود نوشته است، مدرکی که همیشه برای دو فرزندش باقی خواهد ماند.

علی که در حال حاضر ۳۲ ساله است، بیشتر عمر خود را در خارج از افغانستان گذرانده اما همچنان امیدوار است بتواند به روستایش در ولایت غزنی بازگردد، هر چند به او گفته شده بازگشت به آنجا هنوز هم برایش خطرناک است.

او در استرالیا برای خودش یک زندگی ساخته اما هنوز کامنر را خانه خود می‎داند: "راجر پدر من است. همیشه او و کارهایی که برایم کرد را به خاطر خواهم داشت."

منبع: بی بی سی
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین