كسي كه مثل هيچ كس نيست
تحليل روانشناختي – سياسي معين و قالیباف
به گزارش آفتاب نیوز، 
نامزد چشمآبي اين دوره انتخابات رياست جمهوري، با صداي بلند ميخندد و مستقيما به جوانياش ميبالد. قالیباف در فيلم انتخاباتياش نيز از تكنيكهاي مدرن و جوانپسند استفاده ميكند و بدون لبخند، حتي يك جمله بر زبان نميآورد. در عين حال، او ساده حرف ميزند و بر نكاتي متمركز شده است كه براي فهميدن آنها، نيازي به تحصيلات دانشگاهي و سواد بالا نيست.
قالیباف براي راهيابي به دل رايدهندگان از تز روانشناس بزرگ معاصر، "تامس آ.هريس" استفاده ميكند و در شعار انتخاباتي، ژستهاي آميخته با لبخند و چشمان زيبايش ميتوان به سهولت اين ايده را ديد كه: "من خوبم، تو خوبي". نكتهاي كه از ديدگاه هريس، نشاندهنده بهداشت رواني و لازمه برقراري يك ارتباط سالم و همراه با عشق است.
در سوي ديگر، معين كه جوان اميدوار ديگر اين دوره از انتخابات است، چندان علاقهاي به لبخند ندارد و ترجيح ميدهد جدي و عبوس باشد. او تا جايي كه ميشود قلمبه سلمبه و غيرقابل فهم براي عامه مردم حرف ميزند و در شرايطي كه از بسياري جهات به همتاي اصولگراي خود شبيه است، تفاوتهاي جالب توجه ديگري نيز دارد.
معين شايد بدون آنكه متوجه باشد به حالت رواني ديگري كه تامس آ.هريس شرح ميدهد، متوسل شده است: "من بدم، تو بدي". چهره، سخنرانيها و منش معين در چند سال گذشته نشان از نوعي نارضايتي دائم دارد. استعفاي وي نشان داد كه در شرايط آن زمان، به شدت از عملكرد خود ناراضي است، تا جايي كه حاضر شد، جايگاه وسوسهآميز وزارت را رها كند.
انتقادات معين محدود به خود نميشود. او همچون جناح حامي و حتي طرفداران مردمياش از همه چيز ناراضي است و مثل بسياري از طيف اپوزيسيون نظام، تغييرات بنيادين مهمي را براي ادامه مسير جمهوري اسلامي ضروري ميداند. در واقع، تفاوت اساسي معين با ديگر چهرههاي سياسي اصلاحطلب، تواضع سياسي – روانشناختي اوست. به گونهاي كه سبب ميشود به جاي قرارگيري در جايگاه عمومي سياستمداران، يعني "من خوبم، تو بدي"، "من بدم، تو بدي" را برگزيند.
شايد نزديكي دو ديدگاه معين و قالیباف ، كه بر مبناي همراهي رواني با ديگران استوار است، سبب شده است اين دو به ميزان تقريبا يكساني مورد توجه مردم قرار گيرند. اما آنچه منجر به شكست هر دو آنها (با وجود برخورداري از امتيازات غيرقابل انكاري نظير جواني نسبي، مقبوليت در قشرهاي خاصي از جامعه، سابقه مديريتي قابل قبول و ...) ميشود، غفلت كامل از جايگاه سياسي – رواني رقيب است. قالیباف به علت تاكيد بيش از حد بر خوبي، قشر روشنفكر و تحصيلكرده را كه در جست و جوي تغيير و انتقاد است از دست داده و دقيقا در تصويري آينهاي، معين به سبب تمركز فراوان بر زبان و خواستههاي اعضاي دانشگاهي جامعه، عامه مردم كه لبخند و خوبي را ميپسندند، از ياد برده است.
به اين ترتيب، حلقه گمشده نامزدهاي دوره نهم رياست جمهوري كه ميتوانست حتي چهرههاي سرشناس رقيب را از ميدان به در كند، در تركيبي از قالیباف و معين به دست ميآيد. كسي كه مثل هيچكس نيست و مردم ايران، سالهاست به انتظارش نشستهاند.