اصولگرایی عجیب دولت نهم از نگاه جمهوری اسلامی
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: روزنامه «جمهوری اسلامی» که اخیراً به دلیل یک انتقاد ساده از احمدینژاد، توسط حامیان دولت «روزنامه اسرائیل» خوانده شده و مورد شدیدترین حملات قرار گرفته است؛ روز دوشنبه در سرمقاله خود به اظهارات احمدینژاد درباره رابطه با مصر پرداخت و از اظهارات «از سر ضعف» مقامات دولت نهم و تناقض عملکرد آنان با ادعای اصولگرایی آنان شدیداً انتقاد کرد.
جمهوری اسلامی در این سرمقاله با اشاره به این که مخالف رابطه با مصر نیست، به مقامات دولت نهم تاکید کرده است: «این چه اصولگرائی عجیب و غریبی است كه شما مدعی آن هستید اصولگرائی را در چنین تضادهائی محبوس كردن و خود را انحصارا متولی آن دانستن و دیگران را به خارج از چارچوب اصولگرائی راندن پدیده نوظهوری است كه البته راه به جائی نخواهد برد».
متن کامل این مقاله در پی میآید: وزیرخارجه مصر در واكنش به اصرار مسئولان ایرانی برای از سرگیری رابطه با رژیم قاهره گفته است: «بخش اعظم موانع رابطه میان ایران و مصر مربوط به نام خالد اسلامبولی در یكی از خیابان های تهران است». احمد ابوالغیظ در گفتگو با شبكه العربیه گفت: «اگر ایران نشانههای خالد اسلامبولی را حذف كند 90 درصد مشكل حل خواهد شد».
هرچند این خبر درباره 10 درصد باقیمانده ساكت است لكن با توجه به اظهارات بعضی از دیپلماتهای مصری مشخص است كه علاوه بر حذف نام و عكس شهید خالد اسلامبولی رژیم قاهره چه مطالبات دیگری از تهران دارد. ضمن اینكه همه این مطالبات از اهمیت زیادی برخوردارند نكته مهمتر اینست كه وزیرخارجه مصر در همین گفتگو اعلام كرده بعد از آنكه ایران نام و عكس خالد اسلامبولی را حذف كند دولت مصر برای گفتگو درباره از سرگیری رابطه تصمیم گیری خواهد كرد.
این برخورد كه از موضع بالا و نوعی تظاهر به بینیازی نسبت به رابطه با جمهوری اسلامی ایران است باید برای مسئولان كشورمان پندآموز باشد و به آنها بفهماند كه نباید در برابر دولتهای وابسته ای همچون دولت قاهره و عناصر دست نشاندهای مانند حسنی مبارك با دستپاچگی و لحن ملتمسانه سخن بگویند و برای برقراری رابطه با آنها عجله نشان دهند. این روزها از رئیس جمهور گرفته تا وزیر خارجه و تا تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بگونهای كه گوئی اگر نشتابیم این نعمت عظمی را از دست خواهیم داد و از این واقعه مولمه پشیمان خواهیم شد و پشیمانی سودی ندارد اندر فضائل برقراری رابطه با رژیم حسنی مبارك داد سخن میدهند. گوئی این حضرات جایگاه ویژه جمهوری اسلامی ایران را از یاد برده اند و از ماهیت حسنی مبارك و عملكرد رژیم قاهره خبری ندارند!
ژنرال حسنی مبارك كه اكنون 26 سال است بر كرسی ریاست جمهوری مصر تكیه زده و حاضر نیست به هیچ قیمتی آنرا رها كند و حتی مقدمات ابقا این سمت را در خانواده خود فراهم ساخته در سال 1360 بعد از اعدام انقلابی انورالسادات توسط افسر رشید مصری «خالد اسلامبولی» در 14 مهر 1360 بدون انتخابات رئیس جمهور مصر شد. در همان زمان امام خمینی در سخنرانی مهم 17 مهر 1360 فرمودند آمریكا حسنی مبارك را برای جانشینی سادات در نظر گرفته بود. خود حسنی مبارك نیز بلافاصله بعد از انتصاب به ریاست جمهوری طی سخنانی در مجلس مصر اعلام كرد به راه سادات وفادار خواهد ماند و صلح با رژیم اشغالگر قدس را یك گام استراتژیك كه مصر میخواهد با آن میان صهیونیست ها و اعراب آشتی برقرار كند میداند و با آمریكا هماهنگ خواهد بود.
حسنی مبارك به این تعهدات پای بند ماند و تا امروز به مثابه دلال صهیونیسم و مهره آمریكا عمل كرد . او در طول 26 سال گذشته تلاش زیادی برای به سازش كشاندن اعراب با رژیم صهیونیستی و اجرای طرح های استعماری آمریكا در منطقه خاورمیانه بعمل آورد و ابقا وی توسط همه دولتهای آمریكا در ربع قرن گذشته نیز به دلیل همین خوش خدمتی ها بود.
داشتن رابطه با چنین دولتی كه در میان ملت خود كمترین جایگاهی ندارد و در میان ملت های عرب نیز بشدت منفور است افتخاری نیست . این سخن ساده لوحانه كه این روزها از بعضی ها شنیده می شود كه ما با ملت مصر میخواهیم رابطه داشته باشیم نیز بقدری فاقد واقعبینی است كه ارزش پاسخگوئی ندارد زیرا مجرای رابطه دولت مصر است و رژیم قاهره سخت گیرتر از آنست كه به شما اجازه بدهد خارج از چارچوب های مورد نظر دولت با مردم مصر رابطه برقرار نمائید. سالهاست كه روابط فرهنگی و تجاری با مصر داریم و آنچه شما حرفش را می زنید حاصل نشده است.
با اینهمه ما هرگز مخالف برقراری رابطه با مصر نبودهایم و نیستیم. سخن ما همیشه این بوده و اكنون نیز اینست كه چه با مصر و چه با آمریكا اگر میخواهید رابطه برقرار كنید عزت ملت ایران و منافع جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید و بدون آنكه امتیاز بدهید وارد عمل شوید.
نظام ما از ابتدا شرطهائی برای از سرگیری رابطه با آمریكا داشت كه امروز نیز دارد. اول آنكه دولت آمریكا اموال بلوكه شده ما را بدهد دوم آنكه بابت دخالتهای قبل از انقلاب و توطئه های بعد از انقلاب عذرخواهی كتبی كند و سوم آنكه كتبا تعهد بسپارد از این پس نیز در امور داخلی ایران دخالت نخواهد كرد.
درباره مصر نیز شرط هائی داریم. اول آنكه رژیم قاهره قرارداد ننگین كمپ دیوید را محكوم كند و از آن فاصله بگیرد (همان قراردادی كه بخاطر امضای آن توسط سادات رابطه جمهوری اسلامی ایران با مصر به فرمان امام خمینی قطع شد (11 اردیبهشت 1358 ) دوم آنكه كلیه آثار مربوط به رژیم فاسد پهلوی و خود شاه را در قاهره محو كند و سوم آنكه بجای دلالی برای صهیونیست ها و نوكری آمریكا و دخالت در امور ملت های منطقه بویژه عراق به دامن ملت مصر برگردد و در چارچوب قانون عمل نماید.
روشن است كه رژیم پهلوی و شاه كه خائن بود با شهید خالد اسلامبولی بهیچوجه قابل مقایسه نیست. زیرا خالد اسلامبولی به وظیفه اسلامی و ملی خود عمل كرد و فردی را كه به ملت مصر و امت اسلامی خیانت میكرد و مهره صهیونیستها و آمریكا بود اعدام نمود درحالیكه شاه نوكر آمریكا و صهیونیستها بود و به دستور آنها به مردم ایران خیانت می كرد و دستان او به خون ملت آلوده بود. در بقیه موارد نیز همین تفاوت فاحش وجود دارد.
بنابر این اگر مسئولان ما هنری دارند با رعایت این شرط ها با مصر و حتی آمریكا رابطه برقرار كنند. اینكه به موجود مفلوكی همچون حسنی مبارك التماس پذیرش برقراری رابطه با ایران كنیم و با دستپاچگی خود را آماده در آغوش گرفتن مهره های آمریكا نشان بدهیم این نه تنها هنری نیست بلكه زیر پا گذاشتن اصولی است كه منافع ملی و مصالح كشور با آنها گره خورده است. چنین عجله و شتابی را حتی از دولت اصلاحات هم كه شعار اصولگرائی نمیداد سراغ نداریم. چگونه می توان از یكسو شعار «ضرورت نابودی اسرائیل» سرداد و از سوی دیگر برای از سرگیری رابطه با شناخته شده ترین پادوی صهیونیسم در منطقه لحظه شماری كرد !
لابد خبر دارید كه آن 10 درصد باقیمانده شرط های مورد نظر وزیرخارجه مصر برای پذیرفتن درخواست مسئولان ایرانی یكی اینست كه ایران را به دخالت در عراق متهم می كنند و میگویند تعهد بدهد كه در امور عراق دخالت نكند و دیگر اینكه مبارزان مصری حق نداشته باشند در ایران زندگی كنند و دولت ایران تعهد بدهند كه این مورد را نیز رعایت نماید. تازه آقای احمدابوالغیظ فرموده اند كه اگر ایرانی ها نام و عكس شهید خالد اسلامبولی را حذف كنند و این دو تعهد را هم بدهند دولتمردان مصری موضوع رابطه با ایران را بررسی خواهند كرد.
راستی این كدام اصولگرائی است كه به ما اجازه میدهد اینگونه از موضع ضعف با پادوهای صهیونیسم سخن بگوئیم و آنها را آنقدر گستاخ كنیم كه از این ملت انقلابی احساس طلبكاری كنند. مگر فراموش كرده اید كه حسنی مبارك در جنگ 33 روزه لبنان چگونه از رژیم صهیونیستی حمایت كرد و برای حزب الله خط و نشان كشید مگر فراموش كرده اید كه همین ژنرال حسنی مبارك تمام ژنرالها و تجربیات جنگی ارتش مصر را به كمك صدام فرستاد تا در جنگ تحمیلی نظام جمهوری اسلامی را از پا در آورد مگر هشدارهای امام خمینی درباره حسنی مبارك مصری و حسین اردنی و حسن مراكشی را كه میفرمود این دوره گردها پادوهای آمریكا و صهیونیسم در منطقه هستند فراموش كردهاید.
این چه اصولگرائی عجیب و غریبی است كه شما مدعی آن هستید اصولگرائی را در چنین تضادهائی محبوس كردن و خود را انحصارا متولی آن دانستن و دیگران را به خارج از چارچوب اصولگرائی راندن پدیده نوظهوری است كه البته راه به جائی نخواهد برد حتی اگر قلمهائی كه سفارش می پذیرند این انحصارطلبی خلاف اصول را «نوگرائی و نواندیشی» بنامند.