پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۶۱۶۶۰
۱۸:۱۰
۱۳۸۶/۰۳/۱۱
کارزار ضد تحریم و دخالت نظامی در ایران منتشر کرد:

20دلیل علیه حمله و تحریم ایران

۱۸:۱۰
۱۳۸۶/۰۳/۱۱
به گزارش آفتاب نیوز، آفتاب: چهارسال از تهاجم آمریکا و به عراق و فاجعه‌ای که متعاقب آن گریبانگیر مردمان این کشور شد، می گذرد و سیر حوادث نشان از شکست سیاستمداران تندرویی دارد که روزگاری علیرغم تمامی مخالفت‌های جامعه جهانی، سازمان‌های ضد جنگ و شهروندان صلح طلب به برنامه‌ریزی حمله به این کشور پرداختند. امروز هم علیرغم شکست این پروسه، بازهم محافظه‌کاران تندروی آمریکایی به رهبری دیک چنی، معاون رییس جمهوری این کشور به گزافه گویی در مورد حمله به ایران پرداخته و از مقابله نظامی با این کشور سخن می‌گویند. این بار هم آمریکایی‌ها همان استراتژی متکی بر فریب خود را از سر گرفته‌اند و با فشار فراتر از حد باور خود بر اعضای شورای امنیت، آن‌ها را به صدور قطعنامه‌هایی که می‌توانند راه را برای برخورد میان طرفین هموار کنند، واداشته‌اند. 

برخلاف افسانه‌ای که آمریکایی‌ها و همراهان غربی‌شان از طریق رسانه‌ها به ذهن شهروندان جهان می‌ریزند، این ایران نیست که با مقاومت در برابر مذاکره جامعه جهانی یا حداقل بخش گسترده‌ای از ان را به بازی گرفته است. ایرانی‌ها خواستار مذاکره مستقیم و بدون پیش شرط هستند اما در نقطه مقابل ایالات متحده و همراهان اروپایی‌اش با اصرار بر تقاضای خود، تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی ایران که به استناد معاهده عدم تکثیر حق قانونی و مشروع این کشور است، نشان داده‌اند که نه به مذاکره پای‌بندی دارند و نه حتی حسن نیتی برای نشستن بر سر میز گفت‌و‌گو. 

در شرایطی که نام ایران در رسانه‌های جهانی با انواع و اقسام اتهامات مترادف شده است، اتهاماتی که بخش عمده‌ای از آنها تنها افسانه‌ای بیش نیستند، مجموعه زیر که شامل بیست دلیل مخالفت با تحریم و مقابله نظامی با ایران است، می‌تواند در روشن شدن اوضاع نقش قابل توجهی داشته باشد. «کارزار مخالفت با تحریم و دخالت نظامی در ایران» یا CASMII همزمان خواهان مذاکره مستقیم ایران و آمریکا، بدون هیچ پیش‌شرطی و با هدف ممانعت از وقوع فاجعه‌ای هولناک در خاورمیانه است.

«آفتاب» استدلال‌های CASMII (کارزار مخالفت با تحریم و دخالت نظامی در ایران) را جهت اطلاع کاربران ایرانی از رویکرد مخالفان حمله به ایران عیناً منتشر می‌کند:

1-هیچ نشانه‌ای از وجود برنامه‌ای هسته‌ای با جهت‌گیری نظامی در ایران وجود ندارد. ایالات متحده و اسراییل با اعمال فشار خود از ایران می‌خواهند ثابت کند که دارای یک برنامه‌ مخفی نیست. امکان ارضای این خواسته، از لحاظ منطقی و عقلانی وجود ندارد. هدف از تمسک به چنین شروطی تنها به شکست کشاندن روش‌های دیپلماتیک و کشاندن طرفین به ورطه تقابل است. در انبوه بازدیدها و بازرسی‌های آژانس ‌بین‌المللی انرژی اتمی (که به بیش از 2700نفر- ساعت رسیده است) هم هیچ نشانه و سندی دال بر وجود برنامه‌ای مخفی در این کشور یافت نشده است. آژانس همزمان تایید کرده است نشانه‌هایی از وجود اورانیوم با غنای بالا هم که در سال 2004 در نطنز یافت شد، ناشی از واردات سانتریفیوژ‌های آلوده بوده است. جک استراو در 4 سپتامبر 2006 به صراحت به این موضوع اشاره کرده و می گوید: تا زمانی که دلیلی متقن بر تهدید سایرین از سوی ایران یافت نشده، برخورد نظامی با این کشور توجیه پذیر نیست. این استدلال منطقی وزیر خارجه سابق بریتانیا ظاهرا با آنچه بوش و همراهانش باور دارند، متفاوت است. از نگاه محافظه‌کاران نوین فقدان دلیل، دلیل فقدان نیست! 

2- نیاز ایران به تولید برق هسته‌ای واقعی است. حتی زمانی که جمعیت ایران تنها یک سوم جمعیت کنونی بود، دیک چنی، دانالد رامسفلد و پاول ولفویتس، که در آن زمان به نمایندگی از جرالد فورد، رییس‌جمهوری آمریکا، بر سر میز مذاکره با شاه وقت ایران حاضر شده‌ بودند تمام تلاش خود را به کار می‌بستند تا سیاستمدار ایرانی را متقاعد کنند که کشورش نه تنها به انرژی هسته‌ای نیاز دارد بلکه باید در یک بازه زمانی کوتاه حداقل 20 نیروگاه هسته‌ای هم بسازد. ایران امروز چنان محتاج انرژی برق است که حتی دل‌نگرانی‌های تاریخی هم مانع آن نشده است که در مجاورت یکی از مراکز تاریخی و باستانی خود در پاسارگاد سدی احداث کند. افزایش جمعیت در حال حاضر 70 میلیونی ایران و کاهش ذخایر نفتی، انرژی هسته‌ای را تبدیل به تنها راه واقعی و قابل اتکا برای تامین انرژی مورد نیاز کشور در آینده نزدیک کرده است. بدون انرژی هسته‌ای ایران در طی یک دهه تبدیل به وارد کننده نفت خواهد شد! 

3- برنامه‌های هسته‌ای ایران، آن گونه که واشنگتن ادعا می‌کند پیشرفته و بحران‌ساز نیست. حتی اگر بر خلاف تمامی شواهد و اسناد موجود ایران بخواهد برنامه‌های هسته‌ای خود را به سمت و سوی اهداف نظامی منحرف کند، بازهم زمانی طولانی برای رسیدن به اهداف خود در پیش خواهد داشت. دستیابی به فنآوری لازم و رفع نگرانی‌های موجود جهانی، تولید اورانیوم با غنای حداقل 85 درصد برای ساخت بمب و ... از جمله مواردی هستند که در مطول شدن این بازه زمانی موثرند. گزارش سال 2005 سیا هم می‌گوید ایران تا ده سال آینده نخواهد توانست اورانیوم را تا این میزان غنی کند. بسیاری از کارشناسان هسته‌ای جهان هم می‌گویند ایران دارای توانایی غنی سازی اورانیوم به میزانی بیش از 5/3 درصد لازم جهت تولید برق، نیست. دکتر فرانک بارنابی از گروه تحقیقاتی آکسفورد هم می‌گوید: به علت آلودگی اورانیوم ایران به فلزات سنگین، این کشور بدون کمک مستمر چین و روسیه نمی‌تواند اورانیوم خود را تحت هیچ شرایطی بیش از 20 درصد غنی کند. شاید بر اساس همین محدویت‌های فنی است که البرادعی هم خواهان پایین کشیدن فتیله دعوا بر سر برنامه هسته‌ای ایران شده است. 

4- ایران به الزامات خود تحت معاهده عدم تکثیر پایبند مانده است. ایران در سه سال گذشته به صورت داوطلبانه با آژانس همکاری داشته و حتی دامنه همکاری‌های خود و رعایت پادمان‌را به بیش از حد لازم هم افزایش داده است. این همکاری‌ها تا زمانی که پرونده این کشور در فوریه 2006 تحت فشار آمریکا به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شد هم ادامه داشت.
دلایل ایران برای آن‌چه که آمریکایی‌ها پنهان‌کاری برنامه‌های هسته‌ای می‌نامند، کاملا مشخص است. ایران در شرایطی برنامه‌های هسته‌ای خود را پنهان کرده بود که عراق با حمایت آمریکا و البته با برخورداری از تسلیحات شیمیایی که شرکت‌های آمریکایی، آلمانی و بریتانیایی با تایید دولت‌های خود در اختیارش قرار می‌دادند، سربازان و شهروندان ایرانی را قتل عام می‌کرد. در این میانه اسراییل هم در سال 1981 راکتور اوزیراک عراق را بدون هراس از عواقب آن یا حتی اعتراض جهانی بمباران کرده بود. رهبران ایران در آن زمان با توجه به این شرایط معتقد بودند که «قوانین بین‌المللی تنها جوهری بر روی کاغذ هستند» این تعبیر هاشمی رفسنجانی نشان می‌دهد که چرا ایرانی‌ها حاضر نبودند سرنوشت پرونده هسته‌ای خود را به دست قوانین بین‌المللی بسپارند.
پس از آن‌هم تحریم‌های آمریکا و فشاری که این کشور برای ممانعت از دستیابی ایران به هر نوع فنآوری هسته‌ای صلح‌امیز اعمال می‌کرد، عامل اصلی تداوم پنهان‌کاری‌های ایران بودند. لغو انبوه قراردادهای هسته‌ای منعقد شده با ایران نشانی از میزان فشار وارد شده از سوی آمریکاست. بدین ترتیب اگر ایران در برنامه هسته‌ای خود به پنهان کاری روی آورده است در نقطه مقابل هم ایالات متحده با فراغ بال بند چهارم معاهده عدم تکثیر را که تمامی اعضا حق دستیابی به فنآوری صلح‌امیز هسته‌ای را به صورتی کامل دارند، نقض کرده است.
در نهایت ایران با تصمیم خود مبنی بر عدم اعلام تاسیسات هسته ای خود از هیچ قانون و قاعده‌ای تخطی نکرده است. دیوید آلبرایت هم در این باره می‌گوید: ایران طبق قوانین تا شش ماه قبل از ورود مواد هسته‌ای به مراکز احداث شده، الزامی نداشت که آن‌ها را به مقامات بین‌المللی گزارش دهد. بدین ترتیب ایران در عمل هیچ قانون و قاعده‌ای و یا حتی تعهدات خود را نقض نکرده است. 

5- ایران هیچ هدف پنهانی در برنامه‌های هسته‌ای خود ندارد. بر خلاف کره شمالی ایران نه تنها در برابر وسوسه خروج از معاهده عدم تکثیر، با توجه به فشارهای آمریکا و اروپا، مقاومت کرده بلکه تا فوریه 2006 که پرونده این کشور به شورای امنیت فرستاده شد، با پذیرش پروتکل الحاقی در عمل، به بازرسی‌های متعدد و سرزده آژانس تن داده بود. ایران همزمان از شرکت‌های خارجی و حتی آمریکایی دعوت کرده است تا در کنسرسیومی به مشارکت در برنامه‌های هسته‌ای صلح آمیز این کشور بپردازند. مجموعه این شرایط در عمل می‌توانست باعث شود جامعه جهانی از عدم انحراف برنامه‌های هسته‌ای ایران مطمئن شود. در شرایطی که ایران شرایط بی‌نظیری را برای همکاری ارائه کرده بود، آمریکا و اروپا آن را رد کردند. 

6- غنی سازی اورانیوم برای مصارف شهروندی، حق غیرقابل انکار ایران است. تمامی اعضای معاهده عدم تکثیر دارای حق مشروع و غیر قابل انکار غنی سازی اورانیوم برای مصارف صلح آمیز هستند. علیرغم صراحت معاهده بر این حق، سه کشور اروپایی و آمریکایی‌ها، که خود را در پس پرده پنهان کرده بودند، در تمام دوران مذاکرات خواهان آن بودند که ایران در ازای بسته تشویقی کم‌ارزش اروپایی‌ها از حق مسلم خود دست بکشد. در 7 سپتامبر 2005، دیپلمات‌های اروپایی به آسیا تایمز می‌گویند: ما یک جعبه شکلات خالی را به ایرانی‌ها پیشکش کردیم. اما کار دیگری هم نمی‌توانستیم بکنیم. آمریکایی‌ها به ما اجازه نمی‌دادند در داخل جعبه چیزی بگذاریم. 

7- غربی‌ها به دیپلماسی واقعی روی نیاورده‌اند. واشنگتن از مذاکره مستقیم با تهران سرباز زده و در عوض اروپاییان را به میدان فرستاد. دولت بوش اما همزمان هر نوع نرمش در مذاکرات را غیر مجاز شمرده و حتی حاضر نبود به خواست همراهان اروپایی‌اش، تضمینی امنیتی دال بر عدم حمله به ایران ارائه کند. در چنین شرایطی بود که ایران به دو سال تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی پایان داد.

8-قطعنامه‌های صادره شورای امنیت در قبال ایران، در مقایسه با رفتاری که در مورد اسراییل، پاکستان، هندوستان و ... روا داشته شده، نشانی واضح از استانداردهای دوگانه هستند. در شرایطی که همراهان و دوستان آمریکا در عمل معاهده عدم تکثیر را زیر پا می‌گذارند این تحریم‌ها نشانی واضح از سیاست‌های دو گانه جامعه جهانی و به طور خاص آمریکا و غرب هستند. برای نمونه در سال 2000 کره جنوبی 200 میلی‌گرم اورانیوم را تا حد 77 درصد ( نزدیک به حد غنی سازی تسلیحاتی) غنی کرده اما پرونده این کشور هرگز به شورای امنیت ارجاع نشد. آمریکا در اقدامی بر خلاف تعهدات خود در معاهده عدم تکثیر با هندوستان -که حاضر به امضای معاهده و پذیرش بازرسی‌ها نیست- همکاری هسته‌ای گسترده‌ای را آغاز کرده است. اسراییل هم به عنوان دوست آمریکا دارای صدها سلاح هسته‌ای است. آمریکا خود هم تنها ناقض بزرگ معاهده عدم تکثیر است؛ فراموش نکرده‌اید که تنها کشوری که در طول جنگ از سلاح هسته‌ای استفاده کرده و بر خلاف بند 6 معاهده حاضر به کاهش ذخایر زرادخانه‌ای خود نبیستع کدام کشور است؟ آمریکا با نقض بندهای یک و دو معاهده، صدها «سلاح هسته‌ای تاکتیکی» را در سرتاسر جهان پراکنده و مستقر کرده است و بر خلاف تعهدات خود در حال تولید نسل جدیدی از کلاهک‌های هسته‌ای است. 

9- ایران نه اسراییل را تهدید کرده و نه به کشوری دیگر حمله کرده است. تاریخچه آمریکا، اسراییل، بریتانیا و فرانسه کاملا متفاوت است. این به اصطلاح دموکراسی‌ها سابقه‌ای خونبار از حمله به کشورهای دیگر برای تسلط بر منابع آن‌ها دارند. رهبری ایران بارها اعلام کرده است که ایران به هیچ کشوری حمله نکرده و هیچ کشوری را تهدید نمی‌کند. آیت‌الله خامنه‌ای همچنین فتوایی در حرمت تولید، نگاه‌داری و استفاده از تسلیحات هسته‌ای صادر کرده و تسلیحات هسته‌ای را غیر شرعی خوانده است. ایران نه تنها از حامیان همیشگی معاهده عدم تکثیر بوده بلکه همواره خواستار خاورمیانه‌ای عاری از تسلیحات هسته‌ای شده است.
سخنان احمدی نژاد هم در این میان عاملی برای توجیه برخورد با ایران شده است. این سخنان از سال 1979 تکرار شده و هیچ نشانه‌ای از تهدید در آن‌ها وجود ندارد. در شرایطی که مطبوعات غربی عبارت «اسراییل باید از نقشه محو شود» را به رییس جمهوری ایران منتسب می‌کنند اما پروفسور جوان کول و جاناتان استیل، خبرنگار گاردین در کنار انبوهی از کارشناسان زبان فارسی این عبارت را ترجمه‌ای ناقص از سخنان سیاستمدار ایرانی می‌دانند. احمدی نژاد گفته بود «رژیم اشغالگر قدس باید از صحنه روزگار محو شود.». این عبارت نشان دهنده پیش‌بینی احمدی نژاد از تغییر حکومت اسراییل به دنبال متلاش شدن آن از داخل است، همان‌گونه که اتحاد جماهیر شوروی متلاش شد. رهبران ایران دو دهه است که می‌گویند در صورت رضایت مردمان فلسطین آن‌ها هم با راه حل دو کشور موافقند. رفتار رهبران ایران در نقطه مقابل تهدیدات شدید و صریح آمریکا و اسراییل قرار دارد. تهدید به حمله، عملیات ناآرام کردن ایران و دامن زدن به شورش‌های قومی و حرکت‌های جدایی طلبانه تنها بخش هایی از برنامه‌ای هستند که هدفش واقعا «پاک کردن ایران از نقشه جهان» است.
ایران در دو قرن و نیم گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده و هیچ سرزمینی را اشغال نکرده است. این کشور در دوران معاصر تنها درگیر جنگی تحمیلی شد که صدام با حمایت آمریکا و غرب به راه انداخته بود. تهران حتی در قبال استفاده صدام از تسلیحات شیمیایی هم دست به مقابله به مثل نزد. هنگام که رژیم طالبان دیپلمات‌های ایرانی را در سال 1996 قتل‌عام کرد، ایران بازهم واکنشی نظامی از خود نشان نداد. 

10- برنامه‌ دموکراتیزه کردن ایران، تنها یک فریب است. در شرایطی که قطعا بر رفتار سیاستمداران ایرانی در حوزه حقوق بشر و آزادی‌های دموکراتیک می‌توان خرده گرفت اما این کشور بازهم از نوعی نظام متکثر در قیاس با کشورهای منطقه که رهبرانشان در واقع نمایندگان آمریکا هستند، برخوردار است. چشم بستن بر نقض آشکار . گسترده حقوق بشر در این کشورها، از ترکمنستان گرفته تا پاکستان، عربستان، مصر، اسراییل و لیبی، و اعمال فشار بر ایران تنها دلیلی غیر قابل انکار بر ریاکاری آمریکایی‌هاست. لازم به یادآوری نیست که یکی از دموکرات‌ترین دولت های ایران به رهبری محمد مصدق در سال 1953 با توطئه و کودتای طراحی شده از سوی ساواک سرنگون شده و دیکتاتوری منفور نظامی تنها به دلیل ارضای منافع نفتی آمریکا بار دیگر در کشور برقرار گردید.

11-هیچ توجیهی برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت قابل پذیرش نیست. با توجه به فقدان شواهد و مدارکی دال بر انحراف برنامه‌های هسته‌ای ایران و یا حتی تمایل این کشور به چنین اقدامی، ارجاع پرونده به شورای امنیت فاقد وجاهت قانونی است.
مایکا اسپایز از کمیته وکلای سیاست‌های هسته‌ای، مستقر در نیویورک می‌گوید: شورای حکام تنها در شرایطی حق داشت پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع کند که دبیرکل در گزارش خود به صراحت به انحراف برنامه‌های هسته‌ای ایران و یا اسنادی در این باره اشاره می‌کرد. در گزارش دبیرکل تنها به «عدم اطمینان از استفاده ایران از مواد هسته‌ای برای مصارف صلح آمیز» اشاره شده است. چنین تعبیری پیش از این تنها در مواردی به کار گرفته می‌شد که کشوری مدت‌های مدید با آژانس همکاری نکرده و از رعایت پادمان‌ها سرباز می‌زد. در مورد ایران ، در شرایطی که این کشور از حق مشروع خود برای غنی سازی، با رعایت تمامی الزامات و تعهدات خود، استفاده می‌کند، از لحاظ منطقی و قانونی نمی‌توان شرایط را مترادف با «ابهام منتهی به انحراف» تلقی کرد. 
البرادعی بارها اعلام کرده است که هیچ موردی از نقض معاهده در ایران و یا انحراف از برنامه‌های صلح آمیز مشاهده نشده است. از سوی دیگر به موجب گزارش سال 2005 (منتشر شده در 15 ژوئن 2006) 45 کشور دیگر، از جمله 14 کشور اروپایی از لحاظ رعایت الزامات ایمنی و پادمانی، وضعیتی مشابه ایران دارند.
در شرایطی که حتی نگرانی‌های موجود هم باید تحت مقررات آژانس و در صلاحیت این نهاد، مورد بررسی قرار گیرند، آمریکا و اروپا با اعمال فشار برای ارجاع پرونده ایران به شواری امنیت، آن‌هم بدون وجود دلایل و توجیهات قانونی مستدل، و در نهایت تهدید و ارعاب کشورها به همراهی با آمریکا در صدور قطعنامه‌های شورای امنیت علیه این کشور، عملا روند رسیدگی به پرونده هسته‌ای تهران را مختل کرده و لذا تمامی تصمیماتی که در این راستا و با اعمال فشار و تهدید و یا تمطیع سایرین صورت می‌گیرد، فاقد وجاهت قانونی است. نگاهی به اظهارات دیوید مالفورد، سفیر آمریکا در هندوستان که تداوم همکاری هسته‌ای میان دو کشور را مشروط به رای علیه ایران می دانست نشان می‌دهد ارجاع پرونده به شورای امنیت و در نهایت صدور قطعنامه‌ها چگونه صورت گرفته است.

12-البرادعی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گوید تحریم روش خوبی نیست و به نتایج معکوس می انجامد. تحریم‌های اقتصادی به مردم ایران صدمه می‌زند همان گونه که شهروندان عراقی را متاثر از خود کرده و حداقل جان 500 هزار تن را گرفت. تحریم‌ها قطعا هیچ دولتی را به زانو در نیاورده و لذا عملا تاثیر مورد نظر غرب را، فارغ از ارزش‌گذاری این هدف، دربر نخواهد داشت. در نقطه مقابل مردمان ایران هر نوع تحریمی را ، ولو تحریم‌های موسوم به هوشمند و هدفمند، به عنوان تنبیه خود و واکنش غرب در برابر پیشرفت علمی این کشور تلقی می‌کنند. طبیعی است با تشدید تحریم‌ها تب و تاب ملی گرایی هم در این افزایش یافته و تمایل ایرانی‌ها به حمایت از برنامه‌های هسته‌ای خود فزونی می‌گیرد. 

13- تحریم بهتر از جنگ نیست! تحریم در واقع مقدمه و زمینه‌ساز بمباران هستند. تحریم‌ها منطقه را دچار بحران کرده و طرفین را به سمت وسوی نقطه‌ای بدون بازگشت سوق می‌دهد. با توجه به ناکارآمدی تحریم‌ها در تغییر رفتار و یا سرنگونی حکومت‌ها، تنها کاربرد قابل تعریف آن‌ها گشودن راهی برای تجاوز به کشوری خاص است. کشورهایی که امروز از تحریم‌های آمریکا علیه ایران حمایت می‌کنند، باید بیاندیشند که آیا در آینده حاضر خواهند بود از حمله امریکا به این کشور و تبعات آن هم حمایت کنند؟ مورد عراق هنوز فراموش نشده است.

14-دخالت کشوری خارجی در امور ایران نقض منشور سازمان ملل است. ایالات متحده به عملیات مخفی در نقاط مرزی ایران و تلاش برای برهم زدن آرامش کشور و برانگیختن اختلافات قومی و فرقه‌ای با هدف تغییر حکومت متهم شده است. گفته می‌شود هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی هم بر فراز تاسیسات نظامی ایران به جاسوسی پرداخته‌اند . این اقدامات نقض صریح منشور سازمان ملل است. در این میان هر نوع حمله پیشگیرانه و یا حتی ضربتی به تاسیسات هسته‌ای ایران و یا آغاز تهاجم به این کشور هم برخلاف اصول منشور سازمان ملل است. بدیهی است هر نوع تایید چنین عملی از سوی شورای امنیت، در شرایطی که هیچ یک از پیش شرط‌های لازم برای دخالت نظامی در امور یک کشور محقق نشده‌اند،هم فاقد وجاهت قانونی خواهد بود.

15-حمله نظامی به ایران بهای نفت را به آسمان می‌ رساند! رهبران ایران اعلام کرده‌اند که در برابر هر حمله‌ای واکنش نشان داده و انتقام خواهند گرفت. بستن خلیج فارس و ممانعت از جریان نفت می‌تواند بازار انرژی جهان را به هم ریخته و قیمت‌ها در بازار جهانی را حداقل دو برابر کند. رکود اقتصادی متعاقب این وضعیت هم غیر قابل اجتناب خواهد بود. 

16-بمباران نمی‌تواند به برنامه‌های هسته‌ای ایران پایان دهد. ایران در حال حاضر دانش غنی سازی اورانیوم تا حد 5/3 درصد را بدست آورده است. هیچ نوع بمبارانی، با هر درجه از شدت نمی‌تواند به توقف برنامه‌های هسته‌ای ایران بیانجامد. تنها نتیجه این بمباران‌ها تلفات گسترده غیر نظامی و تخریب وسیعی است که به تقویت اردوگاه تندرویانی منجر می‌شود که معتقدند ایران برای امنیت خود باید در همان مسیر کره شمالی حرکت کند. 

17-با حمله هسته‌ای به ایران، مسابقه‌ای تسلیحاتی آغاز شده و معاهده عدم تکثیر در عمل نابود می‌شود. واشنگتن در سالیان اخیر تفاوت و تمایز میان تسلیحات متعارف و هسته‌ای خود را به صورتی آگاهانه از بین برده یا کمرنگ کرده است. نکته نگران کننده به دکترین « عملیات مشترک هسته‌ای» باز می گردد که به موجب آن آمریکا به خود اجازه استفاده از زرادخانه هسته‌ای اش ر ا در برخورد با کشورهای که مطابق معاهده عدم تکثیر عمل نکنند، می‌دهد. بوش هم در این میان استفاده از تسلیحات هسته‌ای و تکرار نسل کشی مشابه هیروشیما و ناکازاکی در مقابله با کشورهای دیگر و به ویژه با هدف انهدام تاسیسات هسته‌ای ایران، را امری بعید خوانده اما به صراحت منکر آن نشده است. 

18-هر نوع حمله‌ای، ایرانیان را علیه آمریکا و متحدینش یکدست می‌کند. بخش عمده‌ای از شهروندان ایران حامی برنامه‌های هسته‌ای کشور و حق خود در دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای و غنی سازی هستند. هر نوع حمله به ایران نه تنها باعث برانگیختن خشم داخلی علیه دولت و یا شکل‌گیری شورشی علیه حکومت نخواهد شد بلکه احساسات ضد آمریکایی و غربی را شعله‌ور کرده و با ایجاد انسجام میان شهروندان آنان را به عنوان حامیان دولت، به ویژه افرادی که منتقدان صریح غرب بوده‌اند، به میدان می‌آورد. 

19-حمله به ایران، فاجعه‌ای منطقه‌ای و افزایش تروریسم را در پی خواهد داشت. سناتور مک‌کین، سیاستمداری که در زمره مخالفان ایران هم هست، پیش‌بینی کرده حمله به ایران «آخرالزمان» را رقم خواهد زد. حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر و از یاران نزدیک واشنگتن هم در این مورد هشداری جدی داده است. هر نوع حمله آمریکا یا اسراییل به ایران، با توجه به شرایط عراق، جهان اسلام را یکپارچه آتش مرده و به جهادیون و افراطیون کمک می کند تا فضایی برای اهداف خود بیابند. در حال حاضر باور عمومی این است که هر نوع حمله به ایران باعث فاجعه‌ای منطقه‌ای خواهد شد. 

20- حمله به ایران، روند استقرار دموکراسی در این کشور را دچار صدمه‌ای شدید می‌کند. تعبیر «محور اهریمنی» بوش باعث شد تا جنبش اصلاحی ایران که رییس جمهوری این کشور به عنوان نماد آن پیشنهاد گفت‌و‌گوی تمدن‌ها را داده بود، لطمه‌ای جدی بخورد. موضع سختگیرانه و خصمانه آمریکا در نهایت به تقویت اردوگاه اصولگرایان انجامیده و شکست اصلاح‌طلبان ایرانی را به همراه آورد. در شرایط فعلی نیز به طور قطع جامعه مدنی در حال تکوین ایران در میان نخستین قربانیان هر نوه حمله آمریکا قرار خواهد داشت.

دلایل فوق نشان‌دهنده بستری است که در آن تمامی اصلاح طلبان و فعالان حقوق بشر در این کشور با هر نوع وضع تحریم و یا اقدام نظامی علیه ایران مخالفت می‌کنند. حامیان تحریم و برخورد نظامی با ایران تنها به گروهک‌هایی چون مجاهدین خلق(منافقین) که نه تنها دارای هیچ محبوبیتی در داخل کشور نیستند بلکه توسط اکثر کشورهای اروپایی و حتی ایالات متحده در لیست گروه‌های تروریستی قرار گرفته‌اند، محدود می‌شود. این گروه‌ها تنها در صورتی می‌توانند برای خود آینده ای را متصور باشند که قرار باشد تمامی حقوق دموکراتیک در ایران سرکوب شوند. علیرغم این وضعیت، سازمان سیا و پنتاگون همچنان به استفاده از این گروهک برای عملیات احتمالی بی‌ثبات کردن ایران دل بسته است.

منبع: کارزار مخالفت با تحریم و دخالت نظامی در ایران -CASMII
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha