کد خبر: ۶۳۲۰۳۰
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۰
فاطمه هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه امروز مردم بیش از هر زمان دیگری کمبود پدرم را احساس می‌کنند، اظهار کرد: شهادت حاج قاسم سلیمانی ضربه‌ای سخت بر بغض فروخفته ما بود اما جانسوزتر از آن، پرپر شدن 176 تن از انسان‌های بیگناه بر اثر قصور و تقصیر مسئولان امر و پنهانکاری حقیقت از مردم بود.
آفتاب‌‌نیوز :

فاطمه هاشمی در مراسم گرامیداشت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی با خواندن دلنوشته‌ای برای پدرش گفت: پدرم سه سال است که از فراق تو می گذرد روزهایی که هر ساعت آن برای ما عمری گذشت، امروز می بینم خاک سرد نبود و داغ تو را نه تنها برای فرزندان و خانواده‌ات بلکه برای مردم آسان نکرد، مردمی که امروز بیش از هر زمان دیگری به تو نیاز دارند و کمبود بودنت را احساس می کنند، امیدوار بودیم جای خالیت برای ما که نه اما برای مردم ایران پرشود اما این روزها بیش از هر زمان دیگری می‌شنویم کاش و ای کاش، هاشمی بود.

وی ادامه داد: مردم تو را می‌خواهند تا بتوانند با اطمینان به عقلانیت و تدبیریت، نگران فردایشان و آینده فرزندانشان نباشند، چرا که تو چون پدری دلسوز، نگران همه فرزندان ایران بودی. مردم تو را می خواهند تا به عقب بازنگردند و آنچه را که طی این 40 سال با زحمت وهزینه فراوان به دست آورده‌اند، به شراره‌ای از کف ندهند.

فاطمه هاشمی: مردم بیش از هر زمان دیگری کمبود پدرم را احساس می‌کنند

فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه امسال سالگرد رحلت پدرش مصادف با وقایعی تلخ‌تر و سیاه‌تر از قبل شده‌اند، افزود: عروج حاج قاسم سلیمانی که بیش از هر فرمانده نظامی به پدرم ارادت و علاقه داشت و او بیشتر از هر سرباز وطنی، به صداقت و جوانمردیش ایمان داشت ضربه‌ای سخت بر بغض فروخفته ما بود، اما جانسوزتر از آن، پرپر شدن 176 تن از انسان‌های بیگناه بر اثر قصور و تقصیر مسئولان امر و پنهانکاری حقیقت از مردم بود. اگر حاج قاسم به شهادت رسید، عمری در حسرت این پایان بود و شهادت هنر مردان خداست، اما داغدیدگان فاجعه کرمان و پرواز ناتمام، آرزوی سالها زندگی داشتند.

وی در ادامه گفت: اکنون مردم در حسرت تدبیر و صداقت و شفافیتی هستند که در بدترین شرایط جنگ، صلح را برای آنها به ارمغان آورد، در آرزوی تنش‌زدایی و اقتدار نرم کشورند و کاش خودت بودی و ما فقط حسرت آرزوهایمان را نمی خوردیم.

فاطمه هاشمی ادامه داد: امسال سالگرد رحلت پدرم مصادف با ایام فاطمیه است، ایامی که همیشه سیلاب اشک را از دیدگانت روان می ساخت. غصه و غم زهرا (س) از آن بود که دید همه زحمات پدر و یاران پدرش، سیر دیگری پیدا کرده و خون دل می‌خورد و نمی توانست دفاع کند و می دانست که دفاع هم به قیمت تفرقه جامعه اسلامی تمام خواهد شد. اینجاست که می‌فهمیم زمانی که پیامبر (ص) در بستر بیماری بودند و فاطمه زانوی غم به بغل گرفته بود و می گریست و با شنیدن خبری که پیامبر آهسته به او گفت تبسم کرد و آن چیزی نبود جز اینکه پیامبر به او گفت تو به زودی پیش من خواهی آمد. آیا می توانیم باور کنیم که نفس و دردانه رسول اکرم آنقدر در عذاب و سختی باشد که حاضر باشد عزیزان خود را ترک کند و به دیار باقی بشتابد؟ فاطمه(س)خسته بود خسته از نفاق و ریا و کینه و نزاع و نامهربانی ها.

وی افزود: پدرم چه خوب فهمید و گفتی خدایا مردم خسته‌اند و خسته از این همه نزاع خسته از این همه نزاع کم حاصل و یا بی‌حاصل، مردم را باور کردی و صدای آنها را شنیدی. آنقدر بصیرت داشتی و آنقدر صادق بودی که حقیقت را بگویی. امروز هم مردم خسته‌اند و خسته‌تر از گذشته و ناامید و گفتی تاریکی ها آبستن حوادثند و به چشمان بینا نیاز داریم و گفتی سیاستمداران اشتباهات زیادی می‌کنند که تاوان آن را ملت‌ها باید بپردازند. گفتی غرور ملتی را چه آسان می‌توان شکست آنگاه که خیر و مصحلت مردم خود را ببینیم. وای بر ما، وای به همه کسانی که ادامه دهنده راه ظالمان در زمانه خودمان هستند. وای بر آنان که از تاریخ درس عبرت نگرفته‌اند و همانند 1400 سال پیش انحراف در دین را آغاز کرده و ادامه می‌دهند.

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
x