
آفتاب: روزنامه کیهان،در سرمقاله شماره امروز خود به تحلیل استعفای دکتر علی لاریجانی پرداخته است . سرمقالهنویس روزنامه کیهان با بیان این نکته که « اختلاف موجب این استعفا شد»، اضافه کرده است که «اختلاف موجود در این مورد،عمدتاً سلیقهای و تاکتیکی بود...واقعيت اين است كه اين اختلافهاي تاكتيكي و موردي به سادگي قابل حل بود و ميتوانست منجر به استعفا نشود و اگر رخ داد،نه به خاطر سخت شدن اوضاع يا ايجاد بنبست در چالش هستهاي و عرصه سياست خارجي بلكه اتفاقا به خاطر رقم خوردن مكرر پيروزيهاي بزرگ و در واقع، برآمده از "غفلت و غرور برآمده از آن پيروزيها" بود. والاّ اگر كشور در مرز شرايط اضطراري و سخت قرار داشت، طبيعتا چنين اختلافهاي تاكتيكي مجال بروز عمومي پيدا نميكرد. اما با اين وجود نميتوان ابراز تأسف و گلايه نكرد كه چرا اين دو شخصيت خدوم و ارزشمند، با همين غفلت خود- كه حتي از نوع ترك اولي آن براي پيامبران الهي هم رخ داد- باعث شدند زبان لكنت گرفته و بسته دشمن، دراز شود تا موفقيتهاي بزرگي نظير راهاندازي كامل چرخه سوخت هستهاي با قريب 3هزار دستگاه سانتريفيوژ در عين مهار دستگاه ديپلماسي آمريكا و اسرائيل و انگليس، نشست موفقيتآميز خزر كه اسباب سرافكندگي و تحقير آمريكا و اسرائيل را فراهم كرد، و ماجراي افتخارآفرين دانشگاه كلمبيا و... را تحت الشعاع يك اتفاق كاملا معمولي-و البته قابل حاشيه سازي- قرار دهند؟!»
کیهان با اشاره درست به این نکته که «اساساً تعیین جهت گیری کلی و سیاستهای اصلی نظام درباره امنیتملی و برنامهاتمی کشور در اختیار شخص رئیس جمهور یا دبیر شورای عالی امنیت ملی نیست» در دنباله مطلب خود مینویسد:« در همين پرونده اتمي طرفهاي معارض در اروپا و آمريكا نيك ميدانند كه كم آورده و در دنيا هو شدهاند. آنها نيك ميدانند كه اين ماراتن نفسگير را ايران به خوبي مديريت كرد و از مرحله هاي سخت گذشت و پيش افتاد. تصويري سياه و زجردهنده دايم جلو چشم آنهاست كه نشان ميدهد چگونه رهبري فرزانه ايران با مديريت منابع و جريان ها چه در زمان مديريت آقايان خاتمي و روحاني و چه در زمان آقايان احمدينژاد و لاريجاني، مرحله به مرحله حريف قدرتمند خارجي را به ناكامي و شكست نزديكتر كردهاست.
اين مديريت آنقدر هوشمندانه بود كه تحليلگران ارشد جبهه دشمن را وادار به تحسينهاي بغض آميز كرد. و همين مديريت عقلاني معطوف به مشورت جمعي است كه در كنار مديريت علي لاريجاني، با سفر حسن روحاني به بروكسل موافقت ميكند و در عينحال ديدار با سولانا را منتفي ميسازد. در اين فرآيند پيچيده، متكثر و هنرمندانه، حريف البته حق دارد گيج و منگ باشد كه در ايران و در دستگاه تصميمسازي چه خبر است...اگر دشمن خارجي و عناصر داخلي ورشكسته به تقصير، ناچارند به توفيق ديپلماسي فعال كشور اذعان كنند بنابراين تنها چاره را در داخلي و دروني كردن بحران مي يابند شايد از اين طريق داغ و دردهاشان تشفي خاطري پيدا كرد. براي آنها هيچ فرقي هم نمي كند از احمدي نژاد انتقام بكشند يا لاريجاني يا هاشمي و...»