پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۶۶۲۸۶
۱۱:۴۹
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
آیت الله قاضی طباطبایی

شهید راه محراب

۱۱:۴۹
۱۳۸۶/۰۸/۱۰
به گزارش آفتاب نیوز، آفتاب: شیخ الاسلام امیر عبدالغفار طباطبایی ‌به دعوت سلطان حسن بیگ آق قویونلو (حسن پادشاه) برای‌تصدی‌ مقام شیخ الاسلامی‌از اصفهان به تبریز آمد. بعد از وی، پسرش امیر سراج الدین عبدالوهاب كه مقیم سمرقند بود، به تبریز برگشت و منصب پدر را به ارث برد و بدین گونه بود كه كلمه قاضی‌ در پیش طباطبایی پیدا شد.

از خاندان طباطبایی‌ درآذربایجان، مردان دانشمند و عارف زیادی‌ برخاسته اند كه آیت الله آقامیرزاعلی‌آقاقاضی، علامه طباطبایی، آیت الله سیدمحمدحسن الهی ‌طباطبایی ‌وسیدمحمدعلی ‌قاضی طباطبایی‌ ازآن جمله‌اند.
سیدمحمدعلی ‌قاضی ‌طباطبایی ‌در۶ جمادی‌الاول ۱۳۳۱هـ.ق ( ۱۲۸9 هـ.ش) در شهرتبریز متولد شد. برای‌كسب علم به مدرسه علوم دینی‌طالبیه تبریز رفت. چندی‌بعد، دوران سختگیری‌رضاشاه به روحانیان آغاز شد. او و پدرش جزو مبارزان بودند. درحالی‌كه ۱۶ساله بود، به همراه پدرش به تهران تبعید شد. اندكی‌بعد به مشهد تبعید شدند و یكسال در آنجا زندگی‌كردند.
در ۲۹سالگی ‌و پس ازپایان سطوح مقدماتی‌ تحصیل خود، راهی ‌قم شد و یازده سال در آن شهرازكلاس درس مراجعی‌ چون آیت الله محمد حجت كوه‌كمری، آیت الله سیدصدرالدین صدر، آیت الله محمدرضا گلپایگانی، آیت الله مرعشی ‌نجفی، آیت الله بروجردی‌ وآیت‌الله ‌خمینی ‌بهره‌مند شد. پس ازآن به محضر درس آیت الله كاشف‌الغطاء، آیت الله محسن حكیم، آیت الله عبدالحسین رشتی، آیت الله حاج میرزا باقر زنجانی‌و آیت الله بجنوردی‌در عراق شتافت.
او ازروش عملی‌ و سیاسی‌آیت الله كاشف‌الغطاء كه از اوضاع سیاسی‌مسلمانان ناراضی‌بود و بارها حوزه علمیه را ترك كرده و به جمع مبارزان با نیروهای‌استعمارگر انگلستان رفته‌‌بود، الگو گرفت. بعد از ۳سال اقامت در عراق، به تبریز بازگشت. درحالی‌كه ۲۰ آیت‌الله و مرجع بزرگ شیعه جهان اسلام، به او اجازه اجتهاد داده بودند.
وقتی‌در 2۴‎/۶‎/1344 به تبریز برگشت، ممنوع الكلام شده بود. مدتی‌ بعد از گوشه گیری‌، برای ‌زیارت خانه خدا به عربستان و از آنجا به دیدار آیت الله خمینی‌ در عراق رفت. وقتی ‌برگشت تا آذر ۱۳۴۷ حركتهای سیاسی ‌محسوسی‌ نداشت اما در آن ماه، در منبر خود ، علیه حكومت و اسرائیل سخنرانی‌ كرد كه منجر به تبعید ۶ماهه وی ‌به بافت كرمان شد. او در این شهر، كتاب سفرنامه بافت را نوشت كه هنوز هم به طور كامل چاپ نشده‌است. با این حال رابطه‌اش را با مردم قطع نكرد. در نتیجه چاپ شدن مقاله‌های ‌او در كشو‌رهای‌عربی‌، ممنوع الملاقات نیز شد. دوره تبعید در بافت به سر رسید. او عازم تبریز بود كه از بستان آباد به زنجان و از آنجا به تهران منتقل شد و بعد از مدتی‌به تبریز برگشت.
چهلم قربانیان در قم از راه رسید و آیت الله قاضی‌طباطبایی‌ و آیت الله سیدحسن‌انگجی‌ عزای‌عمومی‌اعلام كردند. مردم از اول وقت ۲۹بهمن ۱۳۵۶ درجلو مسجد میرزا یوسف آقا جمع شدند. دانشجویان دانشگاه را تعطیل كردند. كسبه و تجار هم مغازه‌هایشان را بستند و تبریز تعطیل شد. تعداد اجتماع كنندگان به بیش از ۲۰هزار نفر می‌رسید.
اقدام و اهانت سرگرد مقصود حق شناس، رئیس كلانتری‌۶ تبریز به مسجد، جرقه به خرمن خشك زد و محمد تجلا با پاره آجری ‌به وی ‌حمله كرد. سرگرد او را با كلتش كشت. مردم جسد او را به دست گرفته و از بازار سرپوشیده، خارج شدند و به خیابانها آمدند. اگرچه مردم به گلوله بسته می‌شدند اما آیت الله قاضی، خود را از صف اول مردم به كنار نمی‌كشید.
خبر شورش عمومی ‌تبریز به عراق و به آیت الله خمینی ‌رسید. آیت الله خطاب به مردم تبریز نوشت: سلام بر اهالی‌شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز كه در مقابل دودمان بسیار خطرناك پهلوی ‌قیام كردند. كشتار دسته جمعی ‌تبریز، ملت غیورایران را چنان تكان داد كه در آستانه انفجاراست. انفجاری ‌كه آیت الله قاضی‌ به آرامش توفانی‌ كه برخاسته‌بود، نمی‌اندیشید. برای‌همین ، به بالای‌ منبر مسجد شعبان رفت و گفت: كار دیگر از سخنرانی ‌و پخش اعلامیه‌ها گذشته زیرا این گونه تبلیغات، اثری‌ندارد. باید قیام كنید. قیام و بس.
ساواك از گرایش آیت الله قاضی ‌به عملیات مسلحانه، خبرمی‌دهد كه اجازه عملیات مسلحانه را صادرمی‌كند. برای ‌تخریب چهره وی، ساواك نامه‌ای‌ جعلی‌ به امضای‌ آیت الله خمینی‌ را درمیان بازاریان تهران پخش می‌كند كه در آن آیت الله قاضی‌را فردی‌ مجهول‌الهویه می‌نامند. خبر این اعلامیه در پاریس به گوش رهبر انقلاب می‌رسد. اعلامیه ای ‌می‌نویسد و قاضی ‌را یكی‌از دوستان قدیمی ‌و از خدمتگزاران اسلام معرفی‌ می‌كند.
وقتی‌انقلاب پیروز می‌شود آیت الله طالقانی‌اولین نماز جمعه را در تهران برگزار می‌كند، آیت الله قاضی‌در مرداد ۱۳۵۸ اولین نماز جمعه تبریز را برپا می‌كند اما سه گلوله گروه سیاسی‌ـ مذهبی‌افراطی‌فرقان به او اجازه نمی‌دهد تا به فعالیتهای‌علمی‌و سیاسی‌خود ادامه دهد. او در شبانگاه عید قربان و به هنگام بازگشت از نماز مغرب و عشاء در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ ترور می‌شود.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha