سرمقاله روزنامه «اعتماد»
آخرین فقیر نیم قرن منتظر احمدینژاد میماند!
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: روزنامه «اعتماد» در سرمقاله روز یکشنبه 20 آبانماه خود به بارعام دولت در جریان سفرهای استانی پرداخته و ضمن نقد این روش از زوایای مختلف، پیشبینی کرده که آخرین فقیر کشور برای دریافت مواجب خود از احمدینژاد باید نیمقرن در انتظار بماند.
در بخشی از این سرمقاله آمده است: احمدینژاد بارها اعلام کرده است که سیاستهای شانزده ساله روسایجمهور ما قبل او مجموعاً باعث ایجاد فقر و شکاف گسترده طبقاتی در جامعه شده و او آمده است تا با آوردن پول نفت سر سفرههای مردم فقر را از بین ببرد و شکاف طبقاتی را پر کند. اکنون دو سال از اولین سفر او به خراسان جنوبی میگذرد. دو سال یعنی یک هشتم شانزده سالی که مورد انتقاد احمدینژاد قرار گرفته است. به عبارت روشن تر طی این دو سال دست کم می بایستی به میزان یک هشتم از فقر منطقه کم شده باشد، چرا که در این مدت میلیاردها دلار درآمد افسانهای نفت هم به دولت رسیده است و طبیعتاً با این درآمد هنگفت اثر آن میبایستی در دو سال بسیار بیشتر از یک هشتم شانزده سال گذشته باشد.
این روزنامه میافزاید: اما آنگونه که رسانههای حامی دولت و نه منتقدان دولت، خود نوشتهاند و صدا و سیما هم تصاویر آن را پخش کرده هیچ اثری از رفع یا کاهش فقر دیده نمیشود. بلکه موج، موج آدمهای فقیری نشان داده شد که برای گرفتن وجهی هرچند اندک مقابل مکانی که رئیسجمهور بار عام داده بود و فقرا را به حضور می پذیرفت، ایجاد شده بود.
اعتماد میپرسد: سوال این است که چرا به رغم این همه درآمدهای نفتی و گذشت 30 ماه از ریاستجمهوری احمدی نژاد نه تنها کاهش فقر نداشتهایم بلکه بر صف طویل نیازمندان افزوده شده است و رئیسجمهور هم با افتخار تمام به این فقرا مبلغی را هبه میکند؟ مستند این سخنان هم آماری است که اخیراً وزیر رفاه اعلام کرد. به گفته عبدالرضا مصری میزان فقر طی یک سال گذشته در کشور افزایش داشته است.
در بخش دیگری از این سرمقاله آمده است: از الزامات دنیای مدرن جایگزینی ساختارها و نهادها به جای اشخاص است. به عبارت روشنتر در دورههای گذشته که زندگی انسانها شکل بدوی داشت و حکومتها هم تکامل نیافته بودند و از سوی دیگر جمعیت بلادها هم چندان زیاد نبود نوعی ارتباط چهره به چهره بین بخشهای زیادی از رعایا با حکام وجود داشت. در این سیستم حکام به مناسبتهای مختلف از جمله زمان پرمحصولی زمینهای زراعتی و پر شدن خزانه دارالحکومه به مردم بار عام میدادند و رعایا مورد تفقد قرار میگرفتند. اکنون این شیوه از حکومت داری منسوخ و به بایگانی تاریخ سپرده شده است، چرا که نه الزامات این زمان به مانند گذشته است و نه این امکان وجود دارد که همه رعایا شرفیاب شوند و طرح مشکل و خواسته کنند.
این روزنامه میافزاید: سوال اصلی این است که بر فرض در هر یک از سفرهای استانی احمدینژاد 100 الی 200 آدم خوش شانس اجازه حضور پیدا کرده باشند اما تکلیف بقیه چه میشود؟ شاید در این استان و سایر استانهای کشور به اندازه پنج میلیون انسان یا بیشتر با مشکلاتی بسا بزرگ تر از مشکلات آن آدمهای خوش شانس وجود داشته باشند، تکلیف اینها چه میشود؟ گناه شان چیست که بخت با آنها یار نبوده است تا از دستان رئیس جمهور به بهای پخش تصویرشان از تلویزیون انعامی دریافت کنند.
سرمقالهنویس اعتماد میافزاید: حتی اگر رئیسجمهور بخواهد هم نمی تواند تمام فقرا را به حضور بپذیرد. به فرض اگر پنج میلیون فقیر هر کدام فقط پنج دقیقه وقت بخواهد تا طرح مشکل کند، بیست و پنج میلیون دقیقه وقت نیاز است و بیست و پنج میلیون دقیقه وقت یعنی 416 هزار ساعت، 17 هزار و 361 روز، 578 ماه، 48 سال یا به عبارتی حدود نیم قرن زمان. معنای این حساب سرانگشتی این است که آخرین فقیر میبایستی نیم قرن در انتظار نوبت باشد تا بار عام یابد و از دست رئیسجمهور هبه دریافت کند آن هم به این شرط که مدافع چنین شیوه مملکتداری تمام کار و زندگی خود را تعطیل کند و بدون خواب و خوراک و استراحت یکسره فقرا را به حضور بپذیرد. طبیعی است این شیوه از مملکتداری هرگز نمی تواند گشایش امور کند.
وی ادامه میدهد: سوال بعدی این است که به احتمال قوی مجری چنین شیوهای خود هم به غیرعملی بودن آن آگاهی دارد، اما چرا باز هم این شیوه مملکتداری در دستور کار قرار میگیرد؟ پاسخ دو حالت دارد، رفتن به میان فقرا یا جنبه نمادین یا جنبه تبلیغاتی دارد. اگر جنبه نمادین داشته باشد رئیسجمهور میتواند در برخی موارد چنین اقداماتی را انجام دهد و به عنوان حاشیههای شیوه مدیریتی دولت هم از صداوسیما پخش شود تا افکار عمومی بدانند دولت به فکر طبقه فرودست است و اینگونه نیست که یکسره آنان را به فراموشی بسپارد، کما اینکه در گذشته به خصوص در دولت خاتمی اینگونه عمل میشد، هر چند صداوسیما همان اقدامات نمادین را هم پخش نمیکرد. اما درباره محمود احمدینژاد قضیه متفاوت است، چرا که اعطای انعام مستقیم به فقرا به ملکه رفتاری دولت تبدیل شده و صداوسیما هم این بخش از رفتارهای دولتمردان را نه در حاشیه که در اصل فعالیتهای خبری خود قرار داده است.
سرمقاله اعتماد ادامه میدهد: وضعیت تا آنجا پیش رفته که اکنون در افکار عمومی مشهور است هرکس بتواند نزد رئیسجمهور یا هر کدام از دولتمردان برسد حتماً پولی یا کمکی دریافت خواهد کرد و دست خالی بر نخواهد گشت. عامل این وضعیت هم به رفتارهای خاص دولتمردان نهم و در رأس آن محمود احمدینژاد برمی گردد.
در پایان این سرمقاله میخوانیم: «اکنون همه منتظرند فرصتی پیش آید تا اجازه حضور پیدا کنند و رفع مشکل کنند اما اگر از 70 میلیون جمعیت فقط پنج میلیون نفر هم چنین قصدی داشته باشند آخرین آنان چارهای ندارد مگر اینکه نیم قرن در انتظار بماند. به شرط آنکه رئیسجمهور هم کار دیگری جز پذیرفتن فقرا نداشته باشد».